
من ز هیچ آمدهام
آمدنی تحمیلی
نه به درخواست خودم
یا از شوق
بلکه با جبر ،
افکنده شدم من اینجا
در تماشای جهان
من در این عالم تاریک
ندیدم معنا
گفتم از خویش بسازم معنا
من ولی میدانم
در دل این پوچی
هر چه سازم
فرو میریزد
روز آخر که روم
به همان هیچ نَخست
کل معنا بهم می ریزد