گورستانایستگاه پایانیقتلگاهِ معنازمان در نطفه میگندد
من فرو ریختمبی صدا ، بی فریاددر مرگزارِ امیدبا شلیک سکوت
چه کسی میداندآخر قصهخیره در نیستیکجا خواهم رفت
به جهانی دیگریا که نوری خاموشدر سیاهیِ هیچکه دگر من نیستمبیصدا خواهم شد