ویرگول
ورودثبت نام
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نمای اقتصادچرخ نما، نمایشگر چرخه‌های پنهان اقتصاد؛ هم چرخه‌های رکود و رونق جهانی و هم چرخه‌های تورمی و ارزی ایران را رصد می‌کند.
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نمای اقتصاد
خواندن ۵ دقیقه·۶ روز پیش

معماری صلح سرد در خلیج فارس؛ چین و نظم نوین امنیتی خاورمیانه

نویسنده :

فوآد شعبانی

(پژوهشگر و مولف مترجم علوم راهبردی)

صلح سرد زمینه ساز صلح گرم در خلیج فارس میان ایران و عربستان
صلح سرد زمینه ساز صلح گرم در خلیج فارس میان ایران و عربستان

بر اساس چارچوب تحلیلی کتاب تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران )

توافق ازسرگیری روابط دیپلماتیک ایران و عربستان با میانجی‌گری چین در اسفند ۱۴۰۱ تنها یک موفقیت دیپلماتیک برای پکن نبود، بلکه نشانه‌ای از تغییر تدریجی الگوی امنیتی خلیج فارس بود. در سال‌های اخیر، هزینه‌های جنگ‌های نیابتی، افزایش وابستگی اقتصادهای منطقه به تجارت جهانی و رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ، بازیگران منطقه را به سمت نوعی «مدیریت رقابت» سوق داده است.

چارچوب نظری کتاب تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران اثر فوآد شعبانی این تحول را با سه مفهوم «تعادل نش»، «صلح سرد» و «تعادل بحران» تبیین می‌کند. بر اساس این چارچوب، آینده خلیج فارس نه در جنگ فراگیر و نه در آشتی کامل، بلکه در تعادلی پایدار میان بازدارندگی، رقابت و همکاری اقتصادی شکل می‌گیرد.

تعادل نش؛ بازدارندگی به جای حذف

در نظریه بازی‌ها، «تعادل نش» وضعیتی است که هیچ بازیگری با تغییر یک‌جانبه راهبرد خود، منفعت بیشتری به دست نمی‌آورد؛ زیرا واکنش سایر بازیگران هزینه‌های آن را افزایش می‌دهد.

اگرچه رقابت ایران و برخی کشورهای عربی همچنان ادامه دارد، اما تجربه جنگ‌های عراق، سوریه، یمن و تنش‌های خلیج فارس نشان داده است که راهبرد حذف یا تضعیف کامل رقیب، هزینه‌هایی سنگین و نتایجی نامطمئن به همراه دارد. همین تجربه، بسیاری از بازیگران را به سمت مدیریت رقابت سوق داده است.

از این منظر، بازگشت روابط تهران و ریاض را می‌توان بیش از آنکه پایان اختلافات دانست، نشانه پذیرش این واقعیت تلقی کرد که حفظ رقابت کنترل‌شده، از ورود به یک تقابل مستقیم کم‌هزینه‌تر و عقلانی‌تر است.

صلح سرد؛ الگوی محتمل امنیت منطقه

بر پایه چارچوب کتاب، محتمل‌ترین وضعیت آینده منطقه «صلح سرد» است؛ شرایطی که در آن رقابت سیاسی و امنیتی ادامه دارد، اما بازیگران تلاش می‌کنند از تبدیل آن به جنگ مستقیم جلوگیری کنند.

این الگو با ویژگی‌های امروز خلیج فارس سازگار است؛ افزایش همکاری‌های اقتصادی، تداوم بازدارندگی نظامی، ادامه اختلافات سیاسی و در عین حال پرهیز از جنگی که می‌تواند اقتصاد منطقه و جهان را با بحران روبه‌رو کند.

چنین وضعیتی نه به معنای اعتماد کامل میان طرف‌ها، بلکه نتیجه محاسبه هزینه و فایده است.

چرا چین از این الگو حمایت می‌کند؟

چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز خود را از خلیج فارس تأمین می‌کند. اختلال در امنیت این منطقه می‌تواند زنجیره تأمین انرژی، تجارت دریایی و رشد اقتصادی چین را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، پکن بیش از آنکه به دنبال پیروزی یک بازیگر بر دیگری باشد، خواهان ثباتی مدیریت‌شده است؛ ثباتی که امکان ادامه سرمایه‌گذاری، اجرای پروژه‌های زیرساختی و حفظ جریان تجارت را فراهم کند.

البته نقش چین نیز نباید بیش از اندازه بزرگ جلوه داده شود. شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای تنها نتیجه سیاست‌های پکن نیست؛ بلکه کاهش تمایل آمریکا به مداخله مستقیم، برنامه‌های توسعه اقتصادی کشورهای عربی، خستگی ناشی از جنگ‌های طولانی و نیاز مشترک به ثبات نیز در این روند نقش داشته‌اند.

آمریکا؛ رقیب چین یا شریک ناخواسته؟

رقابت راهبردی میان آمریکا و چین واقعیتی انکارناپذیر است، اما این رقابت لزوماً به معنای اختلاف کامل در همه موضوعات نیست.

واشنگتن همچنان مهم‌ترین بازیگر نظامی خلیج فارس و ضامن امنیت بسیاری از مسیرهای دریایی است. در مقابل، چین بزرگ‌ترین ذی‌نفع اقتصادی ثبات منطقه محسوب می‌شود.

در نتیجه، این احتمال وجود دارد که هر دو قدرت، با وجود رقابت جهانی، در حفظ ثبات نسبی خلیج فارس منافعی مشترک داشته باشند؛ هرچند درباره شکل و رهبری این نظم امنیتی اختلاف‌نظر داشته باشند.

اقتصاد؛ مهم‌ترین انگیزه همزیستی

کشورهای منطقه امروز بیش از هر زمان دیگری توسعه اقتصادی را در اولویت قرار داده‌اند. برنامه‌های تحول اقتصادی عربستان، سیاست‌های تجاری امارات، نیاز ایران به کاهش فشارهای اقتصادی و وابستگی بازار جهانی به انرژی خلیج فارس، همگی نشان می‌دهند که بی‌ثباتی مزمن، هزینه‌ای فزاینده برای همه بازیگران ایجاد می‌کند.

از این رو، همزیستی مسالمت‌آمیز بیش از آنکه یک آرمان سیاسی باشد، به ضرورتی اقتصادی تبدیل شده است. این همان وضعیتی است که کتاب از آن با عنوان «تعادل بحران» یاد می‌کند؛ حالتی که در آن بحران به طور کامل از بین نمی‌رود، اما از سطحی فراتر نمی‌رود که کل نظام منطقه‌ای را فروبپاشد.

چشم‌انداز آینده

محتمل‌ترین سناریو آن است که خلیج فارس به سمت نوعی نظم امنیتی چندلایه حرکت کند؛ نظمی که در آن چین موتور همکاری‌های اقتصادی، آمریکا بازیگر اصلی بازدارندگی نظامی و کشورهای منطقه مسئول مدیریت اختلافات خود باشند.

البته تحقق چنین سناریویی قطعی نیست. رقابت قدرت‌های بزرگ، بحران‌های پیش‌بینی‌نشده، تغییرات داخلی کشورها یا محاسبات نادرست می‌تواند این روند را مختل کند. با این حال، روندهای کنونی نشان می‌دهد که هزینه تقابل مستقیم برای همه بازیگران به اندازه‌ای افزایش یافته است که حفظ تعادل، منطقی‌ترین گزینه به نظر می‌رسد.

کتاب تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران
کتاب تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران

چارچوب نظری کتاب تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران تلاشی برای توضیح این واقعیت است که امنیت خلیج فارس بیش از گذشته بر پایه مدیریت رقابت استوار شده است. در این چارچوب، «تعادل نش» منطق بازدارندگی را توضیح می‌دهد، «صلح سرد» الگوی تعامل امنیتی را تبیین می‌کند و «تعادل بحران» نشان می‌دهد که چرا بازیگران، به جای حذف بحران، به کنترل آن روی آورده‌اند.

اگر این روند ادامه یابد، آینده خلیج فارس نه بر اساس حذف رقیب، بلکه بر مبنای پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیکی، همکاری اقتصادی و بازدارندگی متقابل شکل خواهد گرفت. در چنین نظمی، چین نه از سر آرمان‌گرایی، بلکه به دلیل منافع اقتصادی و امنیت انرژی خود از ثبات حمایت می‌کند؛ آمریکا نیز با وجود رقابت با پکن، همچنان در حفظ امنیت دریانوردی و موازنه قدرت نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت. بنابراین، آینده منطقه بیش از هر چیز به توانایی بازیگران در حفظ این «صلح سرد» وابسته است؛ صلحی که شاید ایده‌آل نباشد، اما در شرایط کنونی واقع‌بینانه‌ترین گزینه برای ثبات خلیج فارس به شمار می‌رود.

خلیج فارسچینآمریکاایرانصلح
۹
۰
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نما، نمایشگر چرخه‌های پنهان اقتصاد؛ هم چرخه‌های رکود و رونق جهانی و هم چرخه‌های تورمی و ارزی ایران را رصد می‌کند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید