
نویسنده :
فوآد شعبانی
(پژوهشگر و مولف مترجم علوم راهبردی)
در خیابانهای تهران، اعداد دیگر صرفاً مفاهیم ریاضی نیستند؛ آنها ضربان قلب یک ملتاند که با هر جهش نرخ ارز، تندتر میزند. امروز در افق ۲۰۲۷ (۱۴۰۵ خورشیدی)، ایران نه تنها با یک بحران اقتصادی، بلکه با یک «انتخاب وجودی» روبروست. تحلیلگران بینالمللی و ناظران داخلی متفقالقولند که اقتصاد ایران بر روی لبه باریکی میان «تورم مزمن» و «سقوط آزاد به سمت ابرتورم» ایستاده است. اما سؤالی که لرزه بر اندام طبقه متوسط میاندازد این است: آیا جرقه نهایی زده شده است؟
انبار باروت؛ ساختاری که دیگر ضربهگیر ندارد
اندیشکدههای واشنگتن سالهاست که هشدار میدهند اقتصاد ایران در «منطقه خطر» ثابت شده است. حذف آخرین بقایای یارانههای ارزی (ارز ترجیحی) توسط دولت مسعود پزشکیان، اگرچه از منظر جراحی اقتصادی ضروری به نظر میرسید، اما عملاً آخرین لایه محافظ میان معیشت مردم و طوفان قیمتها را کنار زد. گزارشهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که نرخ تورم در محدوده ۴۰ تا ۵۰ درصد، ریال را به یک دارایی سمی تبدیل کرده است. اکنون، اعتماد اجتماعی به پول ملی بهعنوان «ذخیره ارزش» در پایینترین سطح تاریخی خود قرار دارد و سرمایهها با شتابی بیسابقه به سمت دلار، طلا و حتی رمزارزها میگریزند.
جرقه؛ سایه سنگین یک جنگ ۲ تریلیون دلاری
اما آنچه تحلیلهای عددی را به هشدارهای وحشتناک تبدیل کرده، سایه درگیری نظامی است. برخی تحلیلگران با محاسباتی تکاندهنده، هزینه یک درگیری مستقیم و وسیع را حدود ۲ تریلیون دلار برآورد میکنند. برای درک بزرگی این عدد، کافی است بدانیم که این رقم حدود ۲۲ برابر کل بودجه سالانه ایران در افق ۱۴۰۵ است. ورود چنین شوک مالی عظیمی به اقتصادی که همین حالا با کسری بودجه مزمن دستوپنجه نرم میکند، تنها یک خروجی دارد: چاپ پول بیپشتوانه در ابعادی که پیش از این تنها در کشورهایی چون ونزوئلا یا زیمبابوه دیده شده بود.
سه مسیر تا سال ۲۰۲۷: از مهار تا فروپاشی
تحلیلهای داخلی، سه سناریوی محتمل را برای آینده نزدیک ترسیم میکنند که هر کدام سرنوشت متفاوتی را برای ریال رقم میزنند:
۱. مسیر مهار (تفاهم سیاسی):
در این سناریو، یک گشایش دیپلماتیک میتواند تب تورم را اندکی کاهش دهد. دلار در محدوده ۲۰۰ هزار تومان آرام میگیرد و تورم به کانال ۳۰ درصد بازمیگردد. این به معنای بهبود نیست، بلکه تنها «کاهش سرعت سقوط» است.
۲. مسیر فرسایش (شکست تفاهم):
با بنبست سیاسی، تورم سهرقمی (بالای ۱۰۰ درصد) به واقعیت روزمره تبدیل میشود. دلار به مرز ۴۰۰ هزار تومان نزدیک شده و طبقه متوسط عملاً از نقشه اجتماعی حذف میشود.
۳. مسیر سقوط (جنگ):
در بدترین حالت، یعنی درگیری مستقیم نظامی، اقتصاد ایران وارد وضعیت اضطراری میشود. دلار ممکن است از مرز ۱ میلیون تومان عبور کند و تورم به اعداد نجومی (نزدیک به ۳۰۰ درصد) برسد. در این فضا، ریال کارکرد خود را از دست میدهد و مبادلات به سمت کالا به کالا یا بازارهای غیررسمی میل میکند.
گروگانهای جغرافیای سیاسی
اقتصاد ایران دیگر با ابزارهای بانک مرکزی قابل مدیریت نیست. نرخ دلار و قیمت نان در تهران، امروز بیش از آنکه به سیاستهای پولی وابسته باشد، به نتایج میزهای مذاکره در واشنگتن و اتاقهای عملیات در منطقه گره خورده است.
ایران در آستانه ۲۰۲۷، محکوم به ابرتورم نیست، اما به شدت «گروگان» تصمیماتی است که در ماههای آینده گرفته خواهد شد. اگر جرقه جنگ با انبار باروت نقدینگی تلاقی کند، سؤالی که مردم در صفهای ارز میپرسند دیگر این نخواهد بود که «قیمت چقدر است؟»، بلکه این خواهد بود که «آیا پولی که در دست داریم، فردا هنوز ارزش یک قرص نان را خواهد داشت؟»