ویرگول
ورودثبت نام
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نمای اقتصادچرخ نما، نمایشگر چرخه‌های پنهان اقتصاد؛ هم چرخه‌های رکود و رونق جهانی و هم چرخه‌های تورمی و ارزی ایران را رصد می‌کند. حمایت مالی: https://donito.me/u-qv7jd
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نمای اقتصاد
خواندن ۸ دقیقه·۸ روز پیش

برای جنگ آماده باشید؛ مسئولان با مردم صحبت کنند!

نقشه خاورمیانه
نقشه خاورمیانه

نویسنده :

فوآد شعبانی

(پژوهشگر و مولف مترجم علوم راهبردی)

پیش‌درآمدی بر یک معادله‌ی دو مجهولی

در خیابان‌های تهران، اعداد دیگر صرفاً مفاهیم ریاضی نیستند؛ آن‌ها ضربان قلب یک ملت‌اند که با هر جهش نرخ ارز، تندتر می‌زند. اما امروز، این ضربان تنها به نوسان بازار خلاصه نمی‌شود؛ به آهنگ رگبارهای نظامی در منطقه نیز گره خورده است. تحلیلگران بین‌المللی و ناظران داخلی متفق‌القولند که اقتصاد ایران بر روی لبه باریکی میان «تورم مزمن» و «سقوط آزاد به سمت ابرتورم» ایستاده است، اما این لبه اکنون در میدان تیر یک مناقشه‌ی نظامی تمام‌عیار قرار گرفته. مسئله دیگر صرفاً «آیا جرقه زده شده؟» نیست، بلکه «اگر جرقه به آتشسوزی فراگیر بدل شود، مردم چه پاسخی از مسئولان خواهند شنید؟»

این مقاله، با تلفیق سه لایه‌ی تحلیل اقتصادی، ارزیابی میدانی از تحولات ژئوپلیتیک و یک مطالبه‌ی صریح از سران قوا، می‌کوشد تصویری بی‌پرده از آینده‌ی پیشِ روی ایران ترسیم کند. عنوانش را از یک ضرورت اخلاقی و راهبردی وام گرفته است: «برای جنگ آماده باشید؛ مسئولان با مردم صحبت کنند!»

بخش نخست: انبار باروت؛ ساختاری که دیگر ضربه‌گیر ندارد

اندیشکده‌های واشنگتن سال‌هاست که هشدار می‌دهند اقتصاد ایران در «منطقه خطر» ثابت شده است. حذف آخرین بقایای یارانه‌های ارزی (ارز ترجیحی) توسط دولت مسعود پزشکیان، اگرچه از منظر جراحی اقتصادی ضروری به نظر می‌رسید، اما عملاً آخرین لایه محافظ میان معیشت مردم و طوفان قیمت‌ها را کنار زد. گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که نرخ تورم مزمن در محدوده‌ی ۴۰ تا ۵۰ درصد، ریال را به یک دارایی سمی تبدیل کرده بود. اما اکنون، آمارهای رسمی مرکز آمار ایران از تورم سالانه‌ی ۸۸٫۶ درصدی در خرداد ۱۴۰۵ حکایت دارد؛ رقمی که تنها چند ماه پس از شروع تنش نظامی، فاصله‌ی معناداری با تورم سه‌رقمی پیدا نکرده، بلکه به آن نزدیک‌تر شده است.

قیمت مواد غذایی بیش از دو برابر نسبت به سال قبل افزایش یافته است:

· نان و غلات: ۱۳۸٫۸ درصد

· شیر، پنیر و تخم‌مرغ: ۱۵۱٫۹ درصد

· گوشت قرمز و مرغ: ۱۷۸٫۲ درصد

در چنین فضایی، اعتماد اجتماعی به پول ملی به‌عنوان «ذخیره ارزش» در پایین‌ترین سطح تاریخی خود قرار دارد و سرمایه‌ها با شتابی بی‌سابقه به سمت دلار، طلا و حتی رمزارزها می‌گریزند. وزیر اقتصاد نیز صریحاً اعلام کرده که دولت برای تأمین هزینه‌های جنگ، ناچار به استقراض گسترده از بانک مرکزی شده است – یعنی همان «چاپ پول بی‌پشتوانه» که در تحلیل‌های پیشین به عنوان موتور محرک ابرتورم معرفی شده بود.

بخش دوم: سایه سنگین یک جنگ ۲ تریلیون دلاری

اما آنچه تحلیل‌های عددی را به هشدارهای وحشتناک تبدیل کرده، سایه‌ی درگیری نظامی است. برآورد برخی تحلیلگران از هزینه‌ی یک درگیری مستقیم و وسیع، حدود ۲ تریلیون دلار است – رقمی معادل ۲۲ برابر کل بودجه‌ی سالانه‌ی ایران در افق ۱۴۰۵. ورود چنین شوک مالی عظیمی به اقتصادی که همین حالا با کسری بودجه‌ی مزمن دست‌وپنجه نرم می‌کند، تنها یک خروجی دارد: چاپ پول بی‌پشتوانه در ابعادی که پیش از این تنها در کشورهایی چون ونزوئلا یا زیمبابوه دیده شده بود.

از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، درگیری نظامی مستقیم میان ایران و اسرائیل با مشارکت آمریکا آغاز شده و اگرچه آتش‌بس‌هایی موقت برقرار شده، اما هر دو طرف بر «انگشت روی ماشه» تأکید دارند. مقامات نظامی ایران از جمله سرتیپ رضا طلایی، سردار حسین محبی و سرتیپ جهانشاهی، بارها بر آمادگی کامل نیروهای مسلح صحه گذاشته‌اند و علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تصریح کرده که ایران خود را برای «جنگی طولانی» آماده کرده است. در مقابل، بنیامین نتانیاهو نیز پاسخ «کوبنده» به هر اقدام تهاجمی را وعده داده و دونالد ترامپ با اعطای «چراغ زرد چشمک‌زن» به اسرائیل، فضای ابهام را تشدید کرده است.

نتیجه: وضعیت «نه جنگ و نه صلح» در منطقه، خطر تشدید ناگهانی را در هر لحظه زنده نگه داشته است. این یعنی سناریوی سوم از تحلیل سه‌گانه‌ی پیشین – «مسیر سقوط» – هیچ‌گاه از روی میز برداشته نمی‌شود.

بخش سوم: سه مسیر تا ۲۰۲۷؛ از مهار تا فروپاشی

در تحلیل بنیادین پیشین، سه سناریوی محتمل برای آینده‌ی ریال ترسیم شد که اکنون با داده‌های جدید، بازخوانی می‌شوند:

۱. مسیر مهار (تفاهم سیاسی): در صورت گشایش دیپلماتیک و کاهش تنش، تورم می‌تواند به کانال ۳۰ درصد بازگردد و دلار در محدوده‌ی ۲۰۰ هزار تومان آرام گیرد. اما این به معنای بهبود نیست؛ تنها «کاهش سرعت سقوط» است. با توجه به فضای فعلی، وقوع این سناریو در کوتاه‌مدت بسیار نامحتمل به نظر می‌رسد.

۲. مسیر فرسایش (شکست تفاهم و ادامه تنش‌های محدود): با بن‌بست سیاسی و تداوم وضعیت نظامی فعلی، تورم سه‌رقمی (بالای ۱۰۰ درصد) به واقعیت روزمره تبدیل خواهد شد. دلار به مرز ۴۰۰ هزار تومان نزدیک شده و طبقه‌ی متوسط عملاً از نقشه‌ی اجتماعی حذف می‌شود. با توجه به نرخ تورم ۸۸٫۶ درصدی و روند صعودی قیمت‌ها، این سناریو در حال حاضر محتمل‌ترین مسیر است.

۳. مسیر سقوط (جنگ تمام‌عیار): در بدترین حالت، یعنی درگیری مستقیم نظامی گسترده، اقتصاد ایران وارد وضعیت اضطراری می‌شود. دلار ممکن است از مرز ۱ میلیون تومان عبور کند و تورم به اعداد نجومی (نزدیک به ۳۰۰ درصد) برسد. در این فضا، ریال کارکرد خود را از دست می‌دهد و مبادلات به سمت کالا به کالا یا بازارهای غیررسمی میل می‌کند. این سناریو، اگرچه اکنون محقق نشده، اما با کوچک‌ترین اشتباه محاسباتی در میدان نبرد، ظرف هفته‌ها قابل وقوع است.

بخش چهارم: گروگان‌های جغرافیای سیاسی

اقتصاد ایران دیگر با ابزارهای بانک مرکزی قابل مدیریت نیست. نرخ دلار و قیمت نان در تهران، امروز بیش از آنکه به سیاست‌های پولی وابسته باشد، به نتایج میزهای مذاکره در واشنگتن و اتاق‌های عملیات در منطقه گره خورده است. این همان نکته‌ای است که در تحلیل پیشین تحت عنوان «گروگان‌گیری» اقتصاد توسط متغیرهای برون‌اقتصادی مطرح شد و اکنون به روشنی قابل لمس است.

اما گروگان اصلی این معادله، مردم‌اند؛ مردمی که با تورم ۸۸ درصدی، افزایش ۱۷۸ درصدی قیمت گوشت و چشم‌اندازی مبهم از آینده مواجه‌اند. آمادگی نظامیِ اعلامیِ مسئولان، هرچند در بُعد دفاعی ضروری و قوت‌بخش است، اما اگر با آمادگی ذهنی و معیشتی مردم همراه نشود، پایه‌های حمایت مردمی را سست خواهد کرد. رهبر معظم انقلاب نیز بر «وحدت، همبستگی و اعتماد متقابل» تأکید داشته و دشمن را در تلاش برای «کاشت بذرهای شک، ناامیدی، ترس و اختلاف» می‌دانند. صریح‌ترین و مؤثرترین راه برای مقابله با این توطئه، گفت‌وگوی شفاف و بی‌پرده با مردم است.

بخش پنجم: دعوت به گفت‌وگوی صریح سران قوا با مردم

با عنایت به مراتب فوق، این مقاله خطاب به سران محترم قوا – رهبری، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه – پیشنهاد می‌کند که در یک نشست عمومی و زنده، موضوعات زیر را با مردم در میان بگذارند:

۱. تبیین سناریوهای محتمل جنگ و اقتصاد: همان‌گونه که سه سناریوی «مهار»، «فرسایش» و «سقوط» ترسیم شد، مسئولان باید به طور شفاف توضیح دهند که در هر یک از این سناریوها، زندگی روزمره‌ی مردم چگونه خواهد بود. آیا دولت برای سناریوی جنگ طولانی‌مدت، برنامه‌ی مشخصی برای تأمین کالاهای اساسی و کنترل تورم دارد؟

۲. شفاف‌سازی هزینه‌های جنگ و منابع تأمین آن: مردم حق دارند بدانند هزینه‌های جنگ از کجا تأمین می‌شود. آیا چاپ پول بی‌پشتوانه ادامه خواهد یافت؟ برنامه‌ی دولت برای مهار تورم و جلوگیری از تحقق سناریوی سوم چیست؟ با توجه به نرخ تورم ۸۸٫۶ درصدی و کسری بودجه‌ی مزمن، پاسخ‌های روشن و قاطع، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

۳. اعلام صریح وضعیت ذخایر ارزی، کالاهای اساسی و دارو: در شرایطی که دلار مسیر صعودی در پیش گرفته و نگرانی از کمبود کالاهای اساسی و دارو وجود دارد، مردم باید از وضعیت واقعی ذخایر و میزان موجودی کالاهای اساسی مطلع شوند. هرگونه ابهام، بستر شایعه و التهاب بازار را فراهم می‌کند.

۴. تبیین راهکارهای خروج از بحران و افق پیشِ رو: آیا برنامه‌ی مشخصی برای کاهش وابستگی اقتصاد به نوسانات ارز و تنش‌های سیاسی وجود دارد؟ مسئولان باید بگویند که برای بازگشت به «مسیر مهار» چه برنامه‌ای دارند و برای «مسیر سقوط» چه پشتوانه‌ای اندیشیده‌اند.

۵. پاسخ به پرسش اساسی مردم: در شرایطی که ممکن است ریال کارکرد خود را از دست بدهد و مبادلات به سمت کالا به کالا برود، مردم چه باید بکنند؟ آیا دولت برنامه‌ای برای حمایت از دهک‌های ضعیف و متوسط در چنین وضعیتی دارد؟ این پرسش‌ها، دیگر نظری نیستند؛ آن‌ها سؤال‌های سفره‌های ایرانی‌اند.

حقیقت، هرچند تلخ

واقعیت این است که ایران در آستانه‌ی ۲۰۲۷، محکوم به ابرتورم یا جنگ نیست، اما به شدت «گروگان» تصمیماتی است که در ماه‌های آینده گرفته خواهد شد. اقتصاد ایران به یک معادله‌ی دو مجهولی تبدیل شده: مجهول اول «توافق یا تقابل» و مجهول دوم «مدیریت انتظارات» که دومی خود تابع اولی است. اگر جرقه‌ی جنگ با انبار باروت نقدینگی تلاقی کند، سؤالی که مردم در صف‌های ارز و نان می‌پرسند، دیگر این نخواهد بود که «قیمت چقدر است؟»، بلکه این خواهد بود که «آیا پولی که در دست داریم، فردا هنوز ارزش یک قرص نان را خواهد داشت؟»

مسئولان ارشد نظامی بارها بر آمادگی کامل نیروهای مسلح تأکید کرده‌اند. اما آمادگی نظامی بدون آمادگی ذهنی و معیشتی مردم، ناقص است. مردم ایران، نه تنها سربازان خط مقدم جبهه‌ها، بلکه خط مقدم اقتصاد و معیشت کشور نیز هستند. آنان باید بدانند که اگر سناریوی سقوط محقق شود، سرنوشت ریال، سرمایه و سفره‌ی آنان چه خواهد شد.

بستر میدان نبرد و حمایت مردمی، پایه‌های اساسی برای تقویت قدرت ایران هستند. اما این حمایت، بدون شفافیت و صداقت، دوام نخواهد آورد. زمان آن فرا رسیده که مسئولان، با زبانی صریح و بی‌پرده، واقعیت‌های تلخ و شیرین را با مردم در میان بگذارند و برای هر یک از سناریوهای محتمل، پاسخ روشنی ارائه دهند. مردم ایران، سزاوار حقیقت‌اند؛ حتی اگر تلخ باشد.

اگر برای پاسخ قاطع به دشمن آماده نباشی، جنگ به در خانه‌ات خواهد آمد. اما اگر برای تبعات آن جنگ، پاسخ روشنی برای مردم نداشته باشی، پیروزی در میدان نبرد نیز بی‌معنا خواهد بود. زمان گفت‌وگو، اکنون است.

اقتصاد ایراننرخ تورمجنگبانک مرکزینیروهای مسلح
۰
۰
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نمای اقتصاد
چرخ نما، نمایشگر چرخه‌های پنهان اقتصاد؛ هم چرخه‌های رکود و رونق جهانی و هم چرخه‌های تورمی و ارزی ایران را رصد می‌کند. حمایت مالی: https://donito.me/u-qv7jd
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید