
در انجیل متی باب 2 آیات 1 تا 12 چنین میخوانیم:«چون عیسی در ایام هیرودیس پادشاه، در بیت لحم یهودیه تولد یافت، ناگاه مجوسی چند از مشرق به اورشلیم آمده، گفتند: کجاست آن مولود که پادشاه یهود است، زیرا که ستاره او را در مشرق دیدهایم و برای پرستش او آمدهایم.» اورشلیم و پادشاه، از شنیدن این سخن، به شگفت آمدی و حیران شدی. مغان به زیر ستاره رفتندی، مریم را با فرزندش در خانهای یافتندی و بر ایشان سجده کردندی.
.
تا سده هشتم میلادی، این سه نفر، نامی ندارند تا اینکه کلیسای غربی، ایشان را بالتازار، گاسپار و ملكیور مینامد؛ بالتازار پادشاه عرب، ملكیور پادشاه پارس و گاسپار پادشاه هند نامیده میشود!!! در منابع سریانی اما ایشان، لرونداد، گشنسب و هرمزد نامیده شدهاند.
.
مارکوپولو ادعا میکند که قبر این سه نفر را در شهر «ساوه» دیدهاست. مورخان اروپایی اما معتقدند که قبر ایشان در کلیسای کلن آلمان است.
.
القصه: با توجه به اینکه این داستان، از جانب مریدان عیسی بیان شده و جنبه دینی دارد، باتوجه به اینکه این مغان، بارها با تفاسیر و فتواهای گوناگون، ملیتهای متفاوتی به خود گرفتند و با دنبالکردن ستاره به عیسی رسیدهاند، احتمالا این داستان، ساختگی است و برای مشروعیت بخشی به مسیحیت پردازش شده.
.
مسلم آن است که این داستان، واقعی یا افسانه باشد، زمینه ساز ایجاد شخصیت بابانوئل است.