ویرگول
ورودثبت نام
تاریخ خوان
تاریخ خوان
تاریخ خوان
تاریخ خوان
خواندن ۳ دقیقه·۵ سال پیش

معنای عجم

معنای واژه عجم
معنای واژه عجم

مردمان ایران،از نخستین هایی بودند که بدون گشایشِ دست به پرستش اله ها، خدای خود را بدون عابد و معبود و موبد بر ایران گماشتند.ایرانیان،خود را «آر» یعنی نورِ درخشان می نامیدند.که به صورت اور در زبان های سامی و آکدی نیز به معنای نور به چشم می‌خورد. و واژه آریایی از همین آر گرفته شده است.

.

بیایید تا برای درک بهتر این طبیعت‌پرستانِ نیک سرشت،در ژرفای واژه کاویانی فرو رویم:

«کاویانی» یا «کافیانی» از چند واژه تشکیل شده.واژه اول «کاف» که از دو پاره «کا» و «اَف» تشکیل شده است.در تمامیِ تمدن ها بین‌النهرینی و فراعنه، کا نشان از «نیروی جهان پیش‌از وجود» دارد.همان نیرویی که به گردشش نور را به جهان می افکند.(مانند انفجارِ بیگ‌بنگ)

واژگانی چون کائنات،کهکشان،کیهان و... نشان از عمق باور ایرانیان به آسمان،به عنوان زایشگاه انسان دارند.(مهبانگ) کائنات که از دو بخش «کا» و «نات» تشکیل شده،به معنای جهانِ تاریک است که آغاز وجود،سرچشمه در آن دارد.«آت» در مصری یعنی روشن که hot نیز از او گرفته شده.هنگامی که پیش از «آت» حرف «ن» بیاید،واژه معکوس می‌شود.

کهکشان یعنی جهانِ روشن(همچون ستارگان) و کیهان یعنی جهان ابلق،همان جهانِ درجریان(ذهن و تفکر).

.

و اما بخش دوم، «اَف» یعنی تاریکی و ظلمت.

افول،افق،افتادن،افیون،آفریقا،آفوکالیپس(قیامت)،افلون(الهه تاریکی) وoff در انگلیسی نشان از این نزول و تیره‌رنگی دارند.حال می فهمیم که کاف،همان نیروی وجود است که باید برای نجات از تاریکی جنبانده شود.

.

آری،در ایران‌باستان ،فضای میان‌ ستاره ای یا خلا را ،سیاهیِ پیش از وجود می دانستند که ناسا،مُهر خود را بر آن زده.

.

جهانِ «نون» یا «نان» همان جهانِ پیش از وجود یا قبل از مهبانگ است که در نماد نگاری،به شکل دایره است.همان دایره ای که در درون درفشِ کاویان با چهار دروازه طبیعت(آب،خاک،هوا،نور) دیده می شود.

ایرانیان،باور داشتند که نور ازلی فقط با کار و کوشش پدیدار می شود و دلیلمان این است که پاره «کا» با «آر» واژه کار را می آفرینند و به معنای «نور در تاریکی» می‌دهد و car در انگلیسی به معنای خودرو از همین «کار»گرفته شده.

.

رشته نوری که در جهان نون پدید می آید را «کور» می نامند و آن رشته نوری که در بطن جنبندگان می جوشد را «اَگ» می نامند و کسی که این نور را دارا است «اَگم» یا «عجم» نام دارد. و این آغازِ ماجرایِ تحلیلِ واژه عجم است!!!! با ما باشید.

.

واژه اجم یا اگم از دو پاره «اَگ» و «آم» تشکیل شده:

گفتیم که «کا» به معنای تاریکی پیش از وجود است. و جهانِ تاریک که همان نون می باشد و به صورت دایره است، جهانی تهی است که نوری در آن می جوشد و همه جارا روشن می کند.

به دلیل وارونه بودن و در خود جوشان بودنِ این جهان، «کا» را واژگون نموده و به صورت «اَک» یا «اَج»‌ خواندند.

واژگانی چون آگیرا به معنای آتش در سانسکریت،عقاب که به صورت اگاب نیز آمده و اجاغ که به صورت «اَگاگ» نیز آمده نشان از این موضوع اند.و اگر در ابتدای «اَگ»،«ن» بیاید، واژه منفی می شود که اتفاقا در زبان های سامی به صورت نیگرو آمده و نام کشور #نیجریه نیز بر همین اساس است و واژگانِ #هخامنش و آکد نیز به ترتیب به صورت اکامنش و آگد بوده‌اند که ریشه این اسامی، همچون دیگر شاهانِ قدیمی در بین‌النهرین از همین واژه هستند.

.

و قسمت بعدیِ واژه اجم، «آم» است به معنای جاودان. پس واژه اجم می شود« نور تابنده و درونیِ جاودان»

.

نوری که به عقیده ایرانیان باستان، به جز با کار و تلاش و کوشش، جنبانده نمی شود و اگر نجنبد، آدمی در پهنای عدم، هلاک می شود.

.

اینان سخنان سلمان‌سمیعی در مقاله درفش کاویان بود که صوتِ سخنانِ ایشان در اینترنت موجود است. این سخنان، دورغ صفحه ویکی‌پدیا را فاش می‌سازد و به اصالت واژه عجم می‌افزاید. اما بگذارید من نیز چندی به این سخنان بیفزایم:

خودفروختگانِ ایرانی، امروز به بهانه ناسیونالیسم و آریاییت و عرب ‌ستیزی و اسلام‌هراسی دست به هرکاری میزنند که از قضا، ترجمه کردنِ عجم به عنوان یک واژه تازی و به معنایِ لال، یکی از کارهایِ ایشان است. پس اولا عجم را "اجم" بنویسید و بدانید که این واژه معنای لال نمی دهد و عربی نیست.

۰
۱
تاریخ خوان
تاریخ خوان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید