
امروز روز دیگر با بدبختی های پیشین سینما مواجه نیستم و بدبختانه به سطوح جدیدی از سیاه بازی رسیده ایم! در اینجا یک تبریک به مهران مدیری و یک تسلیت به رضا عطاران که حاصل کوشش چندین و چند ساله اش با همین سیه نما بازی ها رو به انحلال است، جای بحث در مورد این دو شخص بسیار است و در این مقوله می خواهیم بپردازیم به سیاهنماگری های چهره های ایران در سینما مقتل هنر و جولان گاه رانت خواران!
مثال برای گفتن زیاد است و رانت گرفتن نه تنها در سینما بلکه در تمام عرصه های هنری امری معقول است و اگر کسی رانت نگیرد عجیب است، آقایان کارگردان که زمانی خوب از دولت و صدا و سیما بودجه دریافت می کردند و سیاه بازی به مردم تحویل می دادند حالا کجا هستند؟ آن چاکران آستان بوس و آن سگان درگاه ج.ا الان غیب شدند؟ موضع نمی گیرم ولی خب تا همین جا تکلیف روشن است و دیگر اضافه کردن موارد مشابه که تا سحرگاه قیامت می توان در مورد آنها صحبت کرد سودی ندارد.
از آنجا که اصلا قصد ندارم نام محسن تنابنده را در این مقوله عنوان کنم همین تقی غیر معمولی برایش کافی است، به خیال مخاطب تقی غیر معمولی هفت فصل متمادی پایتخت بازی کرد که چه شود؟ که من و شما را بخنداند؟ سیروس مقدم نمی دانست که این رانت خواری ها آخر سر پاچه همه را می گیرد؟ دیگر جای سوال ندارد که چرا امثال اینها با پایتخت معروف شدند و الان برای ما ابرو بالا می اندازند، تقی غیر معمولی کار کشته بود درست اما به خودمان بیاییم و نگاهی کنیم به اطراف که چه کسانی را بزرگ کرده ایم برای خودمان؟ به قیافه سارا و نیکا فرقانی اصل نگاه می کنید خنده تان می گیرد؟ یا به حال نزار سینمای ایران که اندر شرف رحلت است؟ جمع کنید آقا! همه حالا برایمان متخصص و کارشناس سینما شدند، آن دسته از افرادی که باید بدانند می دانند باقی طیور و دام هایی که می خواهند در خریت خود بمانند مانعی نیست بمانند.
حرف من این است؛ سیروس مقدم که با پایتخت جای پا باز کرد و شد چاپلوس اعظم صدا و سیما آخر سر چه کرد؟ غیر از این است که حالا تا خرخره با بودجه صدا و سیما هر فصل پایتخت را آشغال تر از فصل دیگری تحویل مردم داد؟ اینجا یک پرانتز باز کنم که پایتخت سریال بدی نیست و ابدا نمی خواهیم آن را زیر سوال ببریم چون آقایان ایکس و ایگرگ با آن حال کردند و اینجا ما زبانمان بسته است چیزی نمی گوییم اما مرگ بر تقی غیر معمولی و امثال اینها که با سیاه بازی حتی پس از پروژه هایی مثل پایتخت لکه ننگی شدند بر سینمای ایران.
پنجره سینمای ایران به اندازه کافی لکه دار است که نمی توان آن طرف تر را دید از همین رو به عنوان پشت صحنه با تابلوی ورود عموم ممنوع از آن استفاده می شود، جالب تر اینکه صدای انتقاد ما به گوش عموم نمی رسد اما همین که مطالبی اینچنینی وایرال شود خودش تا حدودی جای امتیاز است.
این ایکس و ایگرگ که عرض کردم ابدا به مدیران صدا و سیما و معاونین و مشاورین و مجاورین ریاست آنجا و ایضاً چاکران و دست بوسان همیشه در صحنه آنها ارتباطی ندارد و خلاص، حالا وظیفه اصلی ایشان چه بوده و چه هست؟ پاسخ همین جاست که اصلا وظیفه ای در کار نیست جانم، فقط یک سری منشور رعایت موازین اسلامی را روبروی خود گذاشتند هرچه که باشد صدای انتقاد مردم نباشد مهر تایید را می زنند روی پیشانی کارگردان!
آن کسی که فیلم هایش را الان می بینید و نکته هایی از آن در می آورید که اگر صدا و سیما آن زمان می فهمید واویلا می شد حضرت عطاران (حفظه الله) بود عزیز دلم، بدون حاشیه عطاران یکی از کارگردانانی بود که جوری زیر پوستی محتوا به خورد مردم می داد که بعد ها خودشان هم بعد از چند بار دیدن کار هایش می فهمیدند که چه شده!
امثال مهران مدیری و نوچوسفو خوران شاهکار برره زیادند اما از قضا فرصت ورود به سینما را پیدا نکردند وگرنه بیش تر از اینها گند می زدند به سینما و فیلم ها، این ها هم که می بینید دیگر دم دستی هایی هستند که از زمان دورهمی به جا مانده اند، دیگر کاری نمی شود کرد آن زمان مردم را با قیمت توی دورهمی می خنداند، بعدش هم با در حاشیه و سپس آخر کاری دید گند زده آمد اسکار را ساخت و نشست به حال خودش فکری کند، کلاغ ها می گویند هنوز در حال فکر کردن است!
بگذارید برایتان روشن کنم که چرا به مهران مدیری انتقاد می کنیم، مهران مدیری خودش سیبل انتقاد بوده و هست بسیاری ادعا می کنند کار کشته است و این حرف ها، نخیر آقا کسی که چندی توی این کار بوده و سطح سینما را تا سطح فکر خودش محدود کرده هنرمند نیست هنرمند کسی است که طنز می سازد مردم چند سال بعد معنی دیالوگ هایش را می فهمند!
حضرات اکبر عبدی و رضا عطاران شایسته هستند تا از آنها یاد شود نه اشخاصی مثل مهران مدیری.
ما اینجا نیامدیم رفراندوم برگذار کنیم و چه و چه و چه... اکثر مردم به این دلیل که بعضی هنرپیشگان را در دوران کودکی خود به یاد دارند و تا الان هم بلای جان سینما بودند از روی احساس هر گندی هم بزنند باز می گویند نه آخر دلت می آید بگویی فلانی این کار را کرده باشد؟ نه! آخر از مدیری بعید است، آخر از جمشیدی بعید است، آخر از شریفی نیا بعید است... همینطور از همه بعید است تا می رسیم به خودمان! همه اینها تقصیر خود ما رسانه هاست که اینطوری می گوییم دیگر، خجالت هم نمی کشیم، زبانمان را گاز نمی گیریم و پشت دستمان را داغ نمی گذاریم که از این حرف ها می زنیم.
امثال اینها نشسته اند سیگار به دست آن ور دنیا معلوم نیست چه غلطی می کنند پکی به سیگار می زنند و سپس می گویند: خوب شد زود ویزا آمد در رفتیم ها وگرنه اگر ایران بودیم تیکه بزرگه مان گوشمان بود!
نصف اینها که اصلا از همان اوایل اقامت دائم و چندین ساله داشتند، دیگران هم حالا برایمان رنگ عوض می کنند همین است که تا حرفی می زنیم مردم جبهه می گیرند باور کنید همین مردم برای امثال مدیری راهپیمایی هم می کنند اسم خودشان هم می گذارند جانفدای مدیری! و عربده سر میدهند.
نخندید جدی است، باور کنید خود من هم از این قضایا خسته شدم نمی دانم کدامین روز از شر اینها خلاص می شویم اما هرچه که باشد روزی به نتیجه خواهیم رسید، در کل نه خود بنده با مدیری دشمنی دارم و نه با کس دیگری من فقط گفتم که بدانید و همین و بس.
و در پایان تشکر می کنم از شما که همراه ما بودید در مقاله؛ سینمای ایران را آب برد، و مردم را هم خواب برد.
با افتخار به قلم ناقص: ن.ر
پایان: ۱۴۰۵/۰۱/۲۱
سینماگر 2026©