ویرگول
ورودثبت نام
رسانه قلم سینماگر | Cinemagar🎭
رسانه قلم سینماگر | Cinemagar🎭🎞️سینماگر، رسانه منتقد و قلم بی پروای دنیای هنر هفتم🎞️
رسانه قلم سینماگر | Cinemagar🎭
رسانه قلم سینماگر | Cinemagar🎭
خواندن ۸ دقیقه·۱۹ ساعت پیش

سینماگر | یا تئاتریون بلای جان خوره سینما شدند، یا ما هنوز نفهمیدیم چه شده!

سینماگر | تصویر 1/1
سینماگر | تصویر 1/1

🎭 ایدئولوژی چهارپایه بازی

مردک هنوز دست چپ و راستش را از هم تشخیص نمی دهد، بعد برای ما شده کارگردان تئاتر! آخر مگه تئاتر بچه بازی است؟ هر چند که البته هست اما تا حدودی نه آنقدر که فکر می کنید پیچیده است نه آنقدر آسان، بگذارید قضیه را کمی برایتان باز تر کنم، یکی بود یکی نبود یک روز شخصی تصمیم گرفت از بدبختی هایش نمایش بسازد از قضا دید مردم خوششان می آید رفت چند نفر بیمار و عقب مانده ذهنی و بیکار عالم از همه طرف خدا زده را گیر آورد گفت؛ خب این نمایش است تو هم بازیگر این هم سناریو این هم نمایشنامه برو ببینم چه می‌کنی!

مردم هم به عمرشان تئاتر ندیده بودند، به گور پدرشان خندیده باشند اگر دیده بودند! نشستند پای اجرای اینها و هرهر و کرکر خندیدند و خیال کردند تئاتر همه این است و چه و چه و چه.‌.. سرمان را برگرداندیم دیدیم عه! تئاتر ایران از دست رفت! چه شد که اینطور شد؟ الان برایتان میگویم.

سرنوشت تئاتر و چهارپایه بازی را که همه می دانیم و بس اما چرا همه فکر می کنند تئاتر این است که می بینیم؟ اصلا تا به حال اجرا های خارجی را دیده اید؟ تئاتری ها این وسط بگویند که بهترین اجرایی که کردند چه داشته؟ آقا این قضیه را بزارید کنار که بازیگر با بادی لنگوئیچ و اکت و فلان و بیسار هواس مخاطب را میگرد و صحنه اگر خالی هم باشد ایرادی ندارد، آخر ایرانی! صحنه اگر صحرای برهوت هم باشد خرج دارد، انقدر چهارپایه چپاندید داخل تئاتر ایران که شده میراث جدانشدنی آن و اگر داخل یک تئاتر زبانم لال چهار پایه نبینیم حتما شوهر عمه کارگردان از دنده چپ بلند شده و بدشگونی دارد.

کلا در طول عمرمان پرخرج ترین تئاتر ایران را الیور توئیست می نامیم که همان هم دندشان نرم چشمشان کور وظیفه شان بود، از اخبار بودجه های قلمبکی و سبیل های چربکی شان معلوم است چقدر این کار خالصانه بوده، آخر یکی نیست بگوید گاومیش ها تئاتر ایران را آنقدر بدنام کرده اید که ملت خیال می کنند یک مشت دلقک که روی صحنه ادای شامپانزه تازه عقیم شده را در می آورند بازیگرند و لابد آن چیزی هم که اجرا می کنند تئاتر طنز و کمدی!

تئاتر قداست دارد سینما قداست دارد کیست که بفهمد؟ نه تئاتر خوره جان سینما است نه سینما خوره جان تئاتر، این آقایان و خانم های بازیگر سینما هستند که خودشان را چپاندند داخل تئاتر و گند زده اند به تصور عموم از تئاتر، من نمی دانم چه کسی به اینها گفته در همه جا استعداد دارید که هر جا بوی کباب می آید سر و کله اینها پیدا می شود، غافل از اینکه این بوی کباب بره نیست خر داغ کرده اند جانم، این بحث چهارپایه را داشتیم می گفتیم؛ این قضیه که کارگردانان بودجه هم داشته باشند تئاتر چهارپایه ای تحویل می دهند چرا تمام نمی شود؟ آقا پول بلیت گرفتی کره خر! اسباب و اساسیه آن صحنه را تکمیل کن! صد شب متوالی سناریو اجرا می‌کنی جان بازیگر را گرفته ای صندلی های آن سالن اجاره ای سوراخ شد! بفهم نفهم! این تئاتر ایران را فقط طنز اغراق شده نمایش می دهند، دهانتان سرویس باد!

🎭 سینما از جان تئاتر چه می خواهد؟

والا هیچ! من از خود شخص شخیص سینما پرسیدم از جان تئاتر چه میخواهی؟ گفت: اگر هوتن شکیبا مرا ول کند هیچی به جان خودم، گفتم امین حیایی چطور؟ گفت: امین حیایی دیگر از قبلا بوده آن را نمی شود کاری کرد. گفتم: خب پژمان جمشیدی چه؟ گفت: پژمان دیگر کدام توله سگی است؟ جانم برایتان بگوید مکالمات ما اینجا اوج گرفته بود داشتیم خر هم دیگر را می گرفتیم که مادر سینما وارد شد! رو کرد به سینما و گفت: چشمم روشن، خوب برای خودت می بری میدوزی! دستم بشکند که نمک ندارد این همه ارج گذاشتیم آخر که چه؟ بیایی بازیگر های مرا بدزدی؟ نا گفته نماند که مادر سینما تئاتر است و این بحث ها تا نیمه شب ادامه داشت، آخر سر سینما برگشت گفت: اصلا خوب کردم که کردم میخواهی چه کنی؟ تئاترگفت: از خدا میخواهم چند تا بازیگر دیگر مثل شریفی نیا حواله ات کند‌. جداً خیلی بد حواله کرد.

سینما هم پرید گفت: آخر من چه کنم؟ مگر تقصیر من است که هرکه از راه می رسد یک سوراخی از من پیدا می کنند می چپانند داخلم؟ تئاتر ادامه داد که: آخر عقب مانده، یکی نیست بگوید تو سینمایی یا دکان؟ هر روز یکی می آید فلان قدر هزینه می کند می آید تویت، سینما دیگر چیزی نگفت چون حرفی نداشت که بگوید.

تئاتر هم گفت: آخر بچه تو از جان من یکی چه میخواهی؟ کم پر و بالت دادم؟ کم برایت بازیگر جور کردم؟ سینما هم گفت: آره دیدم چه کردی، لابد بهاره رهنما را برایم جور کردی! تئاتر هم گفت: الهی سیروس مقدم بزند توی کمرت که اگر دستم را تا آرنج بکنم توی عسل بگذارم توی دهانت باز میگویی زهر مار است!

فکر کنم این وضعیت سینما بخاطر این است که مادرش نفرینش کرده، حقیقتاً حال نزاری دارد.

🎭 صحنه نبرد است، لطفا یکصد متر فاصله بگیرید!

می رویم تئاتر نگاه کنیم بعد از کلی دغدغه و افکار مبهم کمی هواسمان پرت شود، یک آن زنیکه یک عربده سر می‌دهد سه فاز از سرمان می پرد، آخر این صدا از کجای تو در می آید؟ آمدیم تئاتر نگاه کنیم یک مشت جو گیر آمده اند روی صحنه یکی هم نیست به اینها بگوید کمی آرام تر بازی کنید ما داریم می خوابیم ها، رعایت حال ما هم که نمی کنید هیچ! عربده هم می زنید، واقعا جای تأسف دارد.

والا تا آنجا که ما فهمیدیم تئاتر یا شده تعدادی افسرده با لباس مشکی روی بگراند مشکی با یک آهنگ خش دار از روستا های فرانسه که ظاهراً یک پیر مرد هشتاد نود ساله وقتی تا خرخره زهرماری خورده بوده آن را خوانده، دور هم جمع می شوند توی سر خودشان می زنند یا کمدی و طنز اغراق شده است که یک بنر زدند دکان باز کردند اسم تئاتر هم مثل فیلم سینمایی چند سال است عوض نکردند، هر شب می آیند بداهه یک چیزی می‌گویند با دلقک بازی مردم را می خندانند و می روند، همین و بس!

پس بقیه اش کو؟ داریم اجرا هایی که آدم از سالن که می آید بیرون فکرش هنوز تا مدتی درگیر آن باشد؟ نمایشنامه های تراژدیک و درام ایرانی چه شدند؟ احساس میکنم ما اصلا کارگردان تئاتر داخل ایران نداریم اینها هم که هستند فعلا توی خانه اند افسردگی گرفتند دارند به حال تئاتر ایران می گریند، آخر این که نشد! بلند شوید کاری کنید.

آغاز این جدال میان سینماگران و تئاتریون از کجا بود؟ من می گویم این اختلاف ها را بگذارید کنار روی همدیگر را ببوسید، خوب نیست چند دهه است با هم قهر کردید حالا مردم فکر می کنند خبری است، وگرنه اصلا از این خبر ها نیست یک وقت فکر های بد نکنید.

🎭 سانسورک چی های شاخک دار

جدا از همه این بحث ها، تئاتر و سینما ندارد در هر کدام سانسورک چی های شاخک داری که شاخک هایشان به آن بالا ها وصل است داریم، اینها مثل سوسک های شاخک دار هستند و هیچ کس از آنها نمی ترسد فقط چندشش می شود! فقط چون اینها از نوع بالدارش هستند یکم هم می شود از آنها ترسید، کارشان هم این است بگردند خودشان را بچپانند داخل پروژه های مختلف و به طور مخفیانه محتوای کار ها را بررسی کنند که اگر خطایی از کارگردان سر زده بود یواشکی و خیلی مورچه ای راه بیافتند و بروند خبرچینی کنند.

این سوسک های حمام که کارهایشان هم مثل خودشان قهوه ای است، همواره دنبال درد سر هستند که یک سوژه گیر بیاورند و دیگر اجازه روی صحنه رفتن یک تئاتر یا اکران یک فیلم را ندهند، در واقع اینها از خودشان قدرتی ندارند ولی همانطور که گفتم بسیار چندش آور هستند از این رو هیچ کس دوست ندارد یک سوسک شاخک دار قهوه ای پرنده بیاید روی صورتش بشیند!

آخر سر هم یک کار با کلی زحمت و دغدغه و ذوق و سلیقه ساخته می شود، روی صحنه که می رود نمایشنامه را همان شب اول توقیف می کنند، همین است که نمی شود صدای انتقاد بود خون مردم و تئاتری ها را توی شیشه کردند و نمی گذارند فرهنگ تئاتر به طور علنی اوج بگیرد هرچند بزرگانی داریم که به طور زیر پوستی این کار را انجام می دهند و بسیار زیرکانه و هوشمندانه عمل می کنند، این هم اضافه کنم اکثریت مردم تئاتر را فقط تئاتر کمدی می بینند و داریم از آن دسته افرادی که فقط برای خوابیدن می آیند، یک سری هم انگار آمده اند فیلم سینمایی با خودشان غذا و خوراکی می آورند کثافت ها، یک دسته هم با سینما اشتباهی گرفتند یک سری کار های غیر قابل ذکر که مشاهده شده هم کرده اند، بگذریم حرف ما این است که کارگردانان تئاتر با تمام محدودیت ها باید فرهنگ تئاتر را به مخاطب آموزش دهند اینکه ما یک بنر بزنیم جلوی در بنویسیم لطفا برای سگ خود بلیت نگیرید یا لطفا بچه نق نقوی خود را نیاورید، و لطفا اگر ردیف اول هستید عقده های خودتان را سر بازیگران خالی نکنید فایده ندارد جانم! باید لابلای دیالوگ ها یک چیز هایی بداهه یا از پیش تعیین شده بزنید توی صورت امثال اینها.

اینک از شما که در مقاله؛ یا تئاتریون بالای جان خوره سینما شدند، یا ما هنوز نفهمیدیم چه شده همراه ما بودید سپاسگزارم.

پیوست/ ایضاً منبع حرف های بنده منبع آب است هر کس خوشش نمی آید (سانسورک چی ها) می تواند خودکشی کند!

با افتخار به قلم ناقص: ن.ر

پایان ۱۴۰۵/۰۱/۲۳

سینماگر 2026©

سینمافرهنگ تئاترسانسوربازیگر
۲
۰
رسانه قلم سینماگر | Cinemagar🎭
رسانه قلم سینماگر | Cinemagar🎭
🎞️سینماگر، رسانه منتقد و قلم بی پروای دنیای هنر هفتم🎞️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید