استارتاپ‌های بزرگی که از استراتژی بازاریابی محتوا استفاده می‌کنند

استارتاپ‌های زیادی مانند هاب‌اسپات و بلو‌آپرون مشتریانشان را با کمک تولید محتوای خاص و خلاقانه جذب می‌کنند و به کسب‌وکار میلیون‌دلاری تبدیل شده‌اند,بازاریابی محتوا روشی از بازاریابی است که روی تولید و انتشار و توزیع محتوا برای گروه خاصی از مخاطبان هدف تمرکز می‌کند. تا‌به‌حال، شرکت‌های زیادی از بازاریابی محتوا به‌عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی‌شان استفاده کرده‌اند.در این مقاله می خواهیم با استارتاپ‌های بزرگی که ازاستراتژی بازاریابی محتوا استفاده می‌کنند آشنا شویم.

۱. استارتاپ هاب‌اسپات (HubSpot)

همه‌ی ما هاب‌اسپات را به‌عنوان وب‌سایتی می‌شناسیم که مقالات مفیدی درزمینه‌ی بازاریابی منتشر می‌کند. باور اینکه هاب‌اسپات استارتاپ است، شاید کمی سخت باشد؛ اما واقعیت دارد. هاب‌اسپات یکی از شرکت‌های بزرگ‌ ارائه‌دهنده‌ی خدمات بازاریابی است که ابزارهای مفید و کاربردی درزمینه‌ی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، مدیریت محتوا، تحلیل وب و بهینه‌سازی موتورهای جست‌وجو ارائه می‌دهد. این استارتاپ ۷۵ درصد سرنخ (لید) خود را از محتوای وبلاگ به‌دست می‌آورد. لید یا سرنخ به کاربرانی گفته می‌شود که از هر روشی با محصول یا خدمات برند آشنا و به مشتری آن برند تبدیل می‌شوند.

کاربران با عضوشدن در این وب‌سایت می‌توانند به‌‌رایگان به کتاب‌های الکترونیک و وبینارها و سایر مقالات تخصصی‌تر دست پیدا کنند. در پایان هر پست وبلاگ هاب‌اسپات، دکمه‌ی اقدام به عمل گذاشته شده که به‌گفته‌ی مدیرعامل شرکت، تعداد لیدها را تا سه‌برابر افزایش داده است. یکی از استراتژی‌های بازاریابی هاب‌اسپات این است که با تولید محتوای باارزش و مرتبط و نیز ارائه‌ی خدمات رایگان بازاریابی دیجیتال کاربران را به خرید خدمات تخصصی تشویق می‌کند.

۲. استارتاپ بلوآپرون (Blue Apron)

بلوآپرون استارتاپی است که درزمینه‌ی مواداولیه‌ی غذایی و دستورِپخت غذاهای مختلف فعالیت می‌کند و مواداولیه‌ی لازم و تازه برای هر دستور غذایی را به مشتریانش عرضه می‌کند. این استارتاپ در سال ۲۰۱۵، حدود ۵۰۰ درصد رشد کرد که مؤسس آن دلیل این موفقیت را بازاریابی محتوا می‌داند.

بلوآپرون با تولید محتوای آموزشی و سرگرم‌کننده درباره‌ی اصول و تاریخچه‌ی دستورپخت غذا و شیوه‌های آشپزی و صرفه‌جویی در زمان پخت غذا توانست تعداد طرفدارانش را در فیسبوک به ۱.۷ میلیون نفر افزایش دهد.

محتوای آموزشی بلوآپرون باعث شد این استارتاپ ارتباط بهتر و عمیق‌تری با مشتریانش برقرار کند. محتوای غنی و جذاب این استارتاپ باعث شده مشتریان برای افزایش اطلاعاتشان درزمینه‌ی آشپزی به این وب‌سایت مراجعه کنند و به مشتریان وفادار تبدیل شوند.

در سال ۲۰۱۲، ایلیا پاپاس و مت سالزبرگ و مت وادیاک استارتاپ بلوآپرون را بنیان‌گذاری و سه سال بعد، آن را به شرکتی با ارزش ۲ میلیارد دلار و ۲,۵۰۰ کارمند تبدیل کردند. آن‌ها چند ایده‌ی مختلف برای راه‌اندازی کسب‌وکار پیشنهاد دادند و در آخر تصمیم گرفتند استارتاپی راه‌اندازی کنند که دستورالعمل پخت غذاهای ساده و خوشمزه همراه‌با مواداولیه‌ی آن را برای مشتری ارسال می‌کند.

۳. استارتاپ مینت (Mint)

در سال ۲۰۰۷، استارتاپ مینت کارش را با راه‌اندازی وبلاگ و انتشار ویدئو و اخبار و نکاتی درباره‌ی امور مالی آغاز کرد. در آن زمان، وبلاگ‌نویسی شرکت‌ها مرسوم نبود و همین باعث شد مینت از رقبایش جلو بزند و به رتبه‌ی اول موتورهای جست‌وجو در امور مالی شخصی تبدیل شود. رقبای این شرکت اهمیتی به بازاریابی محتوا نمی‌دادند و ماهانه یک پست در وب‌سایتشان منتشر می‌کردند؛ اما مینت تیمی حرفه‌ای از ویراستاران و نویسندگان آزادکار برای وبلاگش استخدام کرده بود تا برای مخاطبانش محتوای باکیفیت تولید کند.

مینت با انتشار نکاتی در قالب اینفوگرافی به منبع مطمئن جوانان تبدیل شده بود و محتوای آن همیشه جزو مطالب پرطرفدار در وب‌سایت‌هایی مانند Reddit و Digg بود. همه‌ی این اتفاقات پیش از راه‌اندازی و ارائه‌ی محصول آن‌ها، یعنی اپلیکیشن مینت بود و این استراتژی باعث شد اپلیکیشن پیش از عرضه به بازار، بیش از ۲۰,۰۰۰ مشتری داشته باشد؛ به‌طوری‌که در روز ارائه‌ی آن، ترافیک اپلیکیشن بسیار چشمگیر بود.

۴. استارتاپ بافر (Buffer)

امروزه، استارتاپ بافر یکی از بزرگ‌ترین ابزارهای مدیریت و تحلیل شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک، لینکدین و گوگل‌پلاس شناخته می‌شود که به‌کمک تولید محتوا توانست رشد کند. بافر امکان زمان‌بندی پست‌ها را نیز فراهم می‌کند و کاربران می‌توانند پست‌های مربوط‌به شبکه‌های اجتماعی خود را ازطریق این اپلیکیشن زمان‌بندی کنند تا در زمان مدنظر به‌‌طور خودکار منتشر شود.

آن‌ها در ابتدای کار، مقالاتی درباره‌ی اپلیکیشن خود را در وب‌سایت‌های شناخته‌شده منتشر می‌کردند تا مخاطب بیشتری جذب کنند؛ اما این کار فایده‌ای نداشت و لئو ویدریچ، یکی از بنیان‌گذاران استارتاپ، تصمیم گرفت مخاطبان خود را با روش دیگر افزایش دهد. او تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی را به‌سمت تولید محتوا ببرد و مدتی در جایگاه نویسنده‌ی مهمان کسب‌وکارش را تبلیغ کرد.

او بیش از ۱۵۰ مقاله در شبکه‌های اجتماعی نوشت و در وبلاگ‌ها منتشر کرد. این کار به او کمک کرد مخاطبان سایر وبلاگ‌ها را به اپلیکیشن خود علاقه‌مند کند و در ۱۰ ماه، توانست تعداد کاربرانش را به ۱۰۰,۰۰۰ نفر افزایش دهد. نویسندگی در وبلاگ‌های معروف در جایگاه نویسنده‌ی مهمان به او کمک کرد مخاطبان بیشتری جذب کند و کسب‌وکارش را رشد دهد.

۵.استارتاپ زوماتو (Zomato)

زوماتو یکی از استارتاپ‌های بزرگ هندی است که با تولید محتوای خاص و خلاقانه از بازاریابی محتوا برای رشد کسب‌وکار خود استفاده کرده است. زوماتو درزمینه‌ی جست‌وجوی رستوران و نمایش اطلاعات و نقدهای آن فعالیت می‌کند و سال ۲۰۰۸، بنیان‌گذاری شده است. در‌حال‌حاضر، این استارتاپ خدمات خود را در بیش از ۲۳ کشور ازجمله آمریکا و استرالیا ارائه می‌دهد و بیش از ۲۲۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. علاوه‌بر خدمات باکیفیت، این استارتاپ همیشه مخاطبان خود را با تولید محتوای خلاقانه تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

پست‌های این برند در شبکه‌های اجتماعی به‌اندازه‌ای سرگرم‌کننده بوده و طراحی باکیفیتی دارد که مخاطبان با دیدن آن‌ها ناخودآگاه لبخند می‌زنند و دوست دارند پست‌های جدید آن‌ها را تماشا کنند. باتوجه‌به اینکه این استارتاپ در صنعت غذا فعالیت می‌کند، پس مخاطبان آن افرادی هستند که به غذای خود اهمیت می‌دهند و استراتژی تولید محتوای شرکت به این صورت است که باتوجه‌به اتفاقات روز محتوای مرتبط تولید می‌کند.

۶.استارتاپ اوه جوی (Oh Joy)

استارتاپ اوه جوی یکی دیگر از استارتاپ‌هایی است که کارآفرین آن کارش را از وبلاگ و جذب مخاطبان هدف آغاز کرد. جوی چو طراح گرافیستی است که فقط قصد داشت داستان مهاجرتش به شهری جدید (نیویورک) و پیداکردن کار را با دیگران به‌اشتراک بگذارد. درنتیجه، وبلاگ خود را در سال ۲۰۰۵ با نام اوه جوی راه‌اندازی کرد.

او علاقه‌مندی‌های خود را در وبلاگ منتشر می‌کرد و طولی نکشید ترافیک و‌ب‌سایت افزایش یافت و تعداد مشتریان علاقه‌مند به کار او افزایش پیدا کرد. او استودیوِ طراحی خود را با هدف ارائه‌ی خدمات مشاوره راه‌اندازی کرد و بعد از مدتی آزادکاری، این کار به شغل تمام‌وقت او تبدیل شد.

اوه جوی به‌عنوان رسانه و سبک زندگی شناخته می‌شود و با برندهای شناخته‌شده‌ای، مانند مایکروسافت، در ساخت محصولاتی مانند لوازم‌التحریر، کاغذدیواری، سرویس خواب و لوازم‌جانبی کامپیوتر همکاری کرده است. این استارتاپ کاغذدیواری‌های خود را با نام Hygge & West عرضه و با سایر برندهای تولید لباس همکاری می‌کند. اوه جوی علاوه‌بر تولید محصول، روزانه محتوای جالبی درباره‌ی طراحی، مُد، غذا و ویدئوهای نحوه‌ی انجام کار منتشر می‌کند.

۷.استارتاپ کیس‌متریکز (KISSmetrics)

کیس‌متریکز یکی از پلتفرم‌های تحلیلی محبوب‌ بازاریابی و یکی دیگر از استارتاپ‌هایی است که توانست به‌کمک بازاریابی محتوا کسب‌وکارش را رشد دهد. تفاوت کیس‌متریکز با سایر ابزارهای تحلیلی این است که توضیحات جامع‌تری از درگیری کاربران با وب‌سایت را ارائه می‌دهد. کیس‌متریکز فقط به گزارش‌های تحلیلی اولیه اکتفا نمی‌کند؛ بلکه کمک می‌کند کاربر درک بهتری از سطح درگیری مشتریانش داشته باشد.

در سال ۲۰۰۸ و زمانی‌که این استارتاپ بنیان‌گذاری شده بود وبلاگ نویسی محبوب نبود و حتی کیس‌متریکز نیز مانند هر کسب‌وکار دیگری در آن زمان، وبلاگ نداشت. آن‌ها با اشتراک‌گذاری توییت‌های سایر بازاریابان محتوای مورد نظر خود را تأمین می‌کردند و پس از مدتی تعداد مخاطبان خود را در توییتر افزایش دادند. بعد از این ماجرا کیس‌متریکز فعالیت‌های وبلاگ نویسی خود را گسترش داد به‌طوری که امروزه ۸۲ درصد ترافیک سایت و ۷۰ درصد لیدهای این کسب‌وکار از وبلاگ تأمین می‌شود.

(از دوره آموزشی تولید محتوا سئو شده کدفرند می توانید برای افزایش مخاطبان و کابران کسب و کار خود استفاده کنید).

https://codefriend.ir/2019/03/11/استارتاپ‌های-بزرگی-که-از-استراتژی-باز/