عناصر اصلی در طراحی تجربه کاربری

تا به امروز تعاریف مختلفی از تجربه کاربری خوب و بد ارائه شده است که به طور مثال تجربه کاربری خوب: لذت بخش بودن، یادگیری آسان ، در دسترس بودن، سرگرم کننده و جذاب ، زیبا و سریع و در مقابل تجربه کاربری بد ویژگی هایی مثل گیج کننده ، کند و کسل کننده ، پر استرس و غیر قابل اعتماد ، زشت و… اما چطور می توان در یک چارچوب مشخص تمام این موارد را به ذهن سپرد و در طراحی یک محصول از آن بهره برد.

کدفرند
کدفرند

اکثرافراد، تست های تجربه کاربری با کاربردپذیری را به جای یکدیگر به کار میگیرند.انجام تست های کاربردپذیری معمولا بر روی ارتقا و اتمام موفقیت آمیز درخواست ها و نیازهای کاربر تمرکز دارد. در واقع با اینکه این موضوع می تواند بر روی ارتقا سطح تجربه کاربری تاثیر بسزایی داشته باشد اما به طور کامل تست های کاربردپذیری پاسخگوی همه فاکتورهای موجود در یک تجربه کاربری موفق را ندارد.

عنصر اول طراحی تجربه کاربری : ارزش آفرینی (Value)

  1. آیا محصول تولید شده برای کاربر مفید است؟
  2. آیا در مقابل سایر رقبا و محصولات مشابه ارزش جدیدی برای کاربر خلق می کند؟

ارزش آفرینی برای کاربر می تواند کسب و کار را به موفقیت برساند. محصولات زیادی وجود دارند که کاربردپذیری خوبی نیز دارند اما در کسب و کار موفقیت چندانی به دست نمی آورند. باید این پرسش مطرح گردد که آیا این محصول و طراحی برای کاربر ارزش جدیدی خلق می کند؟ به چه علت کاربر باید محصولات موجود در بازار را رها کرده و از محصول شما استفاده کند؟

به طور مثال Visicalc در سال 1979 به عنوان نخستین نرم افزار صفحه گسترده معرفی شد که در آن زمان ارزش بسیار بالایی برای کاربرانی که قصد محاسبه و انجام عملیات بر روی اطلاعات را داشتن ایجاد می کرد . البته این نرم افزار با معیار های فعلی کاربردپذیری دارای مشکلات فراوانی است همانطور که در سال های بعد و با ورود رقبایی مثل Lotus , Microsoft Excel و.. به دلیل کاربردپذیری بهتر محصول رقبا، بازار را به آنها واگذار کرد.

یا به عنوان مثال دیگر اگر گوشی های نسل قدیم و گوشی های هوشمند فعلی را مقایسه کنیم با آنکه استفاده از گوشی های قدیمی آسان تر به نظر می رسید اما بازار را به نسل جدید گوشی ها واگذار کردند که دلیل آن کاملا مشخص است. کاربران به دنبال ارزش های جدیدی مثل جستجو در صفحات وب ، استفاده از موزیک و ویدئو ، بازی ها ، مسیریابی و… هستند.

عنصر دوم طراحی تجربه کاربری : کاربردپذیری (Usability)

کاربردپذیری به افزایش میزان سهولت و سرعت انجام درخواست کاربران با محصول و به طور کل افزایش سطح رضایتمندی تمرکز دارد. تعاریف متفاوتی برای کاربردپذیری وجود دارد که در صورت تمایل می توانید مطالب موجود در بلاگ را مطالعه کنید.به عنوان مثال گوشی تلفن Motorola Rokr در سال 2005 که به عنوان اولین گوشی که امکان اتصال به iTunes شرکت اپل را داشت و 2 سال بعد در سال 2007 اولین نسل گوشی آیفون ارائه شد که باعث حذف این محصول نیز گردید، ارزش جالبی را برای کاربران فراهم می کرد اما سیستم مدیریت اکانت ، دسته بندی و دسترسی به آرشیو موسیقی ها و در واقع کاربردپذیری محصول به طور قابل توجهی ضعیف بود.

عنصر سوم طراحی تجربه کاربری : مطلوبیت و سودمندی (Desirability)

یکی دیگر از عناصر در کنار ارزش آفرینی و کاربردپذیری محصول ، لذت و جذابیت استفاده از محصول است. یکی از موفق ترین محصولات دهه اخیر iPod شرکت اپل است که به خاطر جذابیت و لذت بخش بودن محصول به موفقیت های زیادی دست یافت. فرم سریع و آسان دایره ای برای اسکرول کردن و دسترسی سریع تر به تمامی دکمه ها یکی از دلایل آن است.

عنصر چهارم طراحی تجربه کاربری : وفق پذیری و سازگاری (Adaptability)

وفق پذیری و سازگاری بخشی است که به طور مستقیم بر روی نصب ، دانلود ، خرید و سفارش و در نهایت استفاده از محصول یا خدمات تاثیر می گذارد و ارتباط خیلی نزدیکی با کاربردپذیری محصول دارد. به عنوان مثال در هنگام استفاده از برخی وب سایت ها با مرورگر موبایل به شما استفاده از نسخه اپلیکیشن جهت دسترسی بهتر پیشنهاد می شود و یا در دستگاه های مختلف شما نسخه مطابق و بهینه شده ای برای دستگاه خواهید یافت. این موضوع برای سایت خوان ها و سایر تجهیزاتی که دسترسی لازم به افراد دارای محدودیت های فیزیکی(نابینایان یا…) را فراهم می کند نیز بسیار موثر است.