
در اواسط آوریل ۲۰۲۶، مطلبی در شبکههای اجتماعی و برخی رسانهها منتشر شد که بر اساس آن، ایران با هدف قرار دادن یک «مرکز مخفی بارورسازی ابرها و کنترل آبوهوا» در خاک امارات، فراتر از یک حمله نظامی متعارف، بلکه «یک ضربه اقلیمی» انجام داده است. دکتر فاطما سعدالحسنی از دانشگاه اورگان، این مرکز را بهعنوان «قلب سامانه کنترل اقلیم» توصیف کرده و مدعی است که این مرکز سرزمین های عراق و شرق ایران را خشک میکرده است. شواهد حاکی است که در پی این انهدام، تغییرات اقلیمی شگرف و ناگهانی رخ داده: بازگشت بارشها به ایران و عراق پس از سالها خشکسالی، کاهش دما تا حدود ۵ درجه سلسیوس، وقوع سیلابهایی و تغییر الگوی باد که به بازگشت ابرها انجامید. همچنین این مرکز مخفی در امارات، بخشی از یک «شبکه جهانی کنترل آبوهوا» معرفی شده است.
از نظر فیزیک جو و فناوریهای موجود، ادعای «کنترل آبوهوا در مقیاس منطقهای» به منظور خشک کردن عمدی یک کشور یا ایجاد خشکسالی، در حال حاضر در حد یک نظریه و ایده علمی است و عملا در هیچ کشوری ثابت نشده است. اما فناوری بارورسازی ابرها (Cloud Seeding) که از دهه ۱۹۴۰ وجود دارد، تنها میتواند در شرایطی که رطوبت کافی در جو موجود است، بارش را به میزان محدود معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش دهد. این فناوری قادر به موارد زیر نیست: ایجاد سامانههای بارشی از هیچ، تغییر الگوی باد در مقیاس منطقهای، کاهش ۵ درجهای دما در گستره چندین کشور، یا توقف و ایجاد خشکسالی در مقیاس هزاران کیلومتر مربع. بارورسازی ابرها یک فناوری «تقویتکننده» است، نه «تولیدکننده» بارش، و قطعاً نمیتواند به عنوان ابزاری برای خشکسازی عمدی یک منطقه به کار رود. در واقع، حتی پیشرفتهترین سیستمهای مهندسی اقلیم (ژئوانجینیرینگ) مانند تزریق آئروسل به استراتوسفر برای کاهش دمای جهانی، فاقد دقت لازم برای هدفگیری یک کشور خاص هستند؛ زیرا ذرات تزریقشده به سرعت در سراسر کره زمین پخش میشوند و پیامدهای غیرمنتظره و غیرقابل پیشبینی ایجاد میکنند. به همین دلیل، تحلیلهای علمی نشان میدهد که فناوریهای موجود مهندسی اقلیم به دلیل نبود دقت، زمانبندی قابل اعتماد و قابلیت پیشبینی، برای استفاده به عنوان «سلاح اقلیمی» در حال حاضر کاملاً نامناسب هستند.
حال باید پرسید: اگر ادعای «کنترل اقلیم توسط یک مرکز مخفی» از نظر علمی ناممکن است، پس بارشها و کاهش دمای گزارششده در ایران و عراق در آوریل ۲۰۲۶ ناشی از چه پدیدهای بوده است؟ پاسخ در پدیدههای طبیعی و شناختهشده اقلیمی نهفته است. نخست، نوسان جنوبی ال نینو (ENSO) و فاز لانینیای آن: بر اساس گزارشهای معتبر مانند گزارش ACAPS در فوریه ۲۰۲۶، شرایط لانینیا از اکتبر ۲۰۲۵ اعلام شده بود که انتظار میرفت تا فوریه یا مارس ۲۰۲۶ ادامه یابد. این پدیده طبیعی با کاهش دما و تغییر الگوهای بارش در غرب آسیا همراه است. دوم، تغییرات فصلی طبیعی: گزارشهای هواشناسی نشان میدهد که در دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶، شمال عراق، لبنان، فلسطین و شمال سوریه بارشهای سنگین و سیلابهای موضعی را تجربه کردهاند. الگوهایی که کاملاً در چارچوب نوسانات طبیعی اقلیم قرار دارند. سوم، گرمایش جهانی و تشدید رویدادهای حدی: دانشمندان مؤسسه World Weather Attribution (WWA) بارها تأکید کردهاند که تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی، شدت خشکسالی در ایران، عراق و سوریه را افزایش داده است. به عبارت دقیقتر، «دورههای خشکتر و بارشهای شدیدتر» هر دو از پیامدهای گرمایش جهانی هستند. محمد رحیمی، دانشمند ایرانی از دانشگاه سمنان و همکار WWA، هشدار داده است: «با هر درجه گرمایش، ایران، عراق و سوریه به مکانهای خشنتری برای زندگی تبدیل خواهند شد». بنابراین، آنچه در آوریل ۲۰۲۶ رخ داده، نه نتیجه انهدام یک مرکز مخفی، بلکه ادامه همان الگوی طبیعی نوسانات اقلیمی همراه با تشدید ناشی از گرمایش جهانی است.
در سطح حقوق بینالملل نیز بایستی به نکته جالبی اشاره کرد: از دهه ۱۹۷۰، استفاده خصمانه از تغییرات محیط زیستی ممنوع شده است. کنوانسیون منع استفاده نظامی یا خصمانه دیگر از تکنیکهای تغییر محیط زیست (ENMOD) مصوب ۱۹۷۷، به صراحت استفاده از تکنیکهای تغییر آبوهوا را به عنوان وسیله تخریب علیه کشورهای دیگر ممنوع میکند. طبق «درک مشترک» ضمیمه این کنوانسیون، مصادیق ممنوع شامل تغییر الگوهای آبوهوا (ابرها، بارش، سیکلونها)، تغییر الگوهای اقلیمی و برهم زدن تعادل اکولوژیک یک منطقه است. این کنوانسیون با ۷۸ کشور عضو (شامل روسیه، چین، آمریکا و بریتانیا) همچنان پابرجاست و دانشمندان حقوق بینالملل آن را «غول خفتهای» مینامند که با پیشرفت فناوری، اهمیت آن روزافزون است.
بر اساس دانش علمی کنونی، هیچ کشوری از جمله آمریکا و اسرائیل قادر به استفاده خصمانه از «تغییرات اقلیمی» (مانند ایجاد خشکسالی) نیست، زیرا فناوری لازم برای هدفگیری اقلیم در مقیاس منطقهای وجود ندارد. تنها سابقه مستند نظامی در این زمینه مربوط به آمریکا در جنگ ویتنام (عملیات پاپای) است که برای گلآلود کردن مسیرهای دشمن، باران مصنوعی ایجاد میکرد، نه ایجاد خشکی. این اقدامات بعداً منجر به پیمان منع کاربرد نظامی تغییرات محیط زیستی Enmodدر سال ۱۹۷۷ شد. این روزها در برخی رسانهها کارشناسانی مدعی میشوند که ابرها قبل از رسیدن به آسمان ایران دزدیده میشوند یا جلوی ورودشان گرفته میشود و اسرائیل را عامل این موضوع می دانند. اما واقعیت علمی قضیه چیز دیگری است: هیچ کشوری در جهان توانایی دزدیدن ابرها در مقیاس منطقهای را ندارد. خود متخصصان ایرانی هم میگویند که علت اصلی خشکسالیهای اخیر، تغییرات اقلیمی و مصرف بیرویه آب در داخل کشور است، نه ابرهایی که دزدیده میشوند.
پروژه HAARP هم یکی دیگر از پروژه های اقلیمی ایالات متحده است که در حال حاضر در یک تأسیسات تحقیقاتی علمی در آلاسکاست که برای مطالعه یونوسفر (لایه یونیزهشده جو در ارتفاع ۶۰ تا بیش از ۵۰۰ کیلومتری زمین) طراحی شده است. دستگاه اصلی آن آرایهای از ۱۸۰ آنتن رادیویی با توان ۳.۶ مگاوات در محدوده فرکانسی ۲.۷ تا ۱۰ مگاهرتز است که با هدف قرار دادن یونوسفر، آن را به طور موقت گرم میکند تا پدیدههایی مانند شفق مصنوعی ایجاد و فرآیندهای طبیعی آن مطالعه شود. نکته کلیدی این است که امواج رادیویی HAARP در تروپوسفر و استراتوسفر (لایههای زیرین جو که آب وهوا در آن شکل میگیرد) جذب نمیشوند، بنابراین این دستگاه کاملاً قادر به کنترل یا دستکاری آب وهوا نیست. این پروژه که پیش از این زیر نظر نیروی هوایی آمریکا بود، از سال ۲۰۱۵ به دانشگاه آلاسکا فیربنکس منتقل شده و هم اکنون به عنوان یک آزمایشگاه بینالمللی برای پژوهشگران فعالیت میکند.
در جمعبندی نهایی باید گفت: بر اساس شواهد علمی موجود، موضوع «انهدام مرکز کنترل اقلیم در امارات و تغییر ناگهانی آبوهوای ایران و عراق» از نظر فیزیک جو، اقلیمشناسی و فناوری مهندسی آبوهوا تا به حال ثابت نشده و فعلا ناممکن است. بر اساس دانش علمی کنونی، هیچ فناوری برای کنترل اقلیم در مقیاس منطقهای (مانند خشک کردن عمدی یک کشور) وجود ندارد. همچنین پروژه HAARP صرفاً یک آرایه تحقیقاتی برای مطالعه یونوسفر (لایهای بالای ۸۰ کیلومتر) است و امواج آن به تروپوسفر (زیر ۱۵ کیلومتر) که آب وهوا در آن شکل میگیرد، نمیرسد. بارورسازی ابرها نیز فقط در صورت وجود رطوبت، بارش را حداکثر ۱۰-۲۰% افزایش میدهد و قادر به ایجاد خشکسالی نیست. سازمان سیا در سال ۱۹۷۷ رسماً اعلام کرد که حتی اتحاد جماهیر شوروی نیز به قابلیت کنترل اقلیم دست نیافته است. نتیجه نهایی نظریه «سلاح اقلیمی» در حال حاضر در حد یک نظریه و ایده علمی است و آمریکا و اسرائیل هم اگر به این فناوری دست پیدا کرده باشند؛ توانایی پنهانسازی چنین فناوری را ندارند.
دکتر علی دادور