خب دوستان میخوام اینجا به موضوعاتی اشاره کنم که زیاد ربطی به هم ندارن
اول اینکه من اصلا فکر نمی کردم پست اسنپ نوشتم انقدر یه روزه محبوب بشه، حالا که اینطوریه سعی میکنم خاطرات اسنپ های قبلی رو هم به یاد بیارم و بنویسم(الان بتموبیل سوار میشم)

یه ایده دیگه ای هم که هست بتموبیل نوشته
یعنی از خاطراتی که با بتمن تو بتموبیل دارم بنویسم
دوم اینکه منو بتمن دیشب رفتیم رستوران و میخک سفیدو اونجا دیدیم و ازمون عکس گرفت

سوم و مهمتر از همه اینه که من و یه کاربری در ویرگول درحال دنبال بازی هستیم، ایشون مثل من مال تبریز هستن اما برای دانشگاه رفتن تهران و تا ۴۶ سالگی همونجا موندن و حالا که ایشون برگشته تبریز ما قراره از تبریز بریم

ما هم قراره تهران بریم اما اگه انتقالات بین سمپادی خوب پیش نره باید بریم شهر های اطراف تهران
چهارم اینکه داخل ویرگول ازدواج ها و طلاق های عجیب غریبی داره ثبت میشه مثلا این بتمن که الان شوهر منه یه موقعی زن«خانم شاعر گلستونی» بوده و الان شاعر گلستونی قراره زن جدید بگیره که اون زن درواقع مرد هستش😐
پ.ن: خوشتون اومد؟
پ.ن۲:به ماشین شوهرم میگن... بتموبیل 🌚