
فریدون جنیدی، فرزند بکتاش ایرانی و پدربزرگی قندهاری در ۲۰ فروردین ۱۳۱۸ در کوهستانِ ریوندِ نیشابور (روستای معدن) زاده شد. او در سال ۱۳۵۸، بنیاد نیشابور را بنیان نهاد و اکنون مدیر بنیاد نیشابور و نشر بلخ است.
استاد جنیدی از پژوهندگان فرهنگ و زبانهای باستانی ایران است. زمینهٔ تخصصی فعالیت او شاهنامهپژوهی است. او سالها در دانشگاههای صنعتی شریف، تهران و کرمان به آموزش زبانهای باستان و شاهنامه پرداخته است.
و سالهاست که به صورت آزاد و رایگان به آموزش زبانهای پهلوی و اوستایی و برگزاری انجمنهای شاهنامهخوانی در بنیاد نیشابور در محل زندگی خود در بلوار کشاورز تهران کوچه جلالیه، مشغول است. وی از سال ۱۳۶۴ چند شماره مجلهٔ پژوهشی نامه فرهنگ ایران را نیز منتشر کرده است.
سرو بلند قامت فرهنگ ایران زمین
از او با نام سرو بلند قامت فرهنگ ایران یاد کردیم، این نامی است که سهیل اکبرپور برای توصیف استادش به او داده است به این دلیل که به راستی تمام زندگی خود را وقف آموزش و گسترش فرهنگ و زبان کهن ایران زمین کرده است و بدون هیچ گونه چشم داشت، مهر و دانش و تجربه و سایه بلند خود را در اختیار جوانان و مردمان ایران گذاشته است و به راستین، همانند سروی بلند قامت فرهنگ و تاریخ و زبان ایران باستان را زیر سایه خود حفظ کرده است
"سهیل اکبرپور "
جنیدی بیش از ۳۰ سال از عمر خود را برای ویرایش شاهنامه صرف کردهاست تا بنا به نظر خود بیتهای افزودهٔ شاهنامه را از آنها جدا کند. نسخه او در سال ۱۳۸۷ منتشر شد.
نامه پهلوانی، خودآموز خط و زبان پهلوی ساسانی و اشکانی
زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه گفتارهای ایرانی
فرهنگ هزوارشهای پهلوی
داستانهای رستم پهلوان (مجموعه یازده جلدی)
زروان، سنجش زمان در ایران باستان (دربارهٔ مناسبتهای روزها و ماههای سال در ایران باستان)
فضل بن شادان نیشابوری و نبرد اندیشهها در ایران پس از اسلام چاپ نخست ۱۳۶۰
زمینهٔ شناخت موسیقی ایران، انشارات پارت، ۱۳۶۱
داستان ایران، بربنیاد گفتارهای ایرانی، دفتر نخست: از آغاز تا خاموشی دماوند
حقوق جهان در ایران باستان
پیشگفتار زیبای کتاب؛ واژههای ایرانی در زبان انگلیسی تألیف دکتر محمد علی سجادیه. بنیاد نیشابود ۱۳۶۴
بنیاد نیشابور در زمینههای ذیل فعال است :
آموزش زبانهای باستانی
خواندن سنگ نگارههای باستانی
انتشار مقالات علمی تاریخی
و کتابخانه ای با ۵ هزار جلد کتاب تخصصی ایران باستان
استاد جنیدی در مورد چگونگی و تشکیل بنیاد نیشابور مینویسد:
شکستها و زخمهای بیشمار را که در این یکهزار سال بر پیکر مردم و فرهنگ ایران خوردهاست، نشاید با زمان کوتاه یک فرمانروا درمان کرد، و یکهزار سال فرود، برای فراز؛ یکهزار سال یا دستکم یکسد سال باید، و چون چنین است، نمیبایستی که برای درمان همهٔ دردها، بزمان کوتاه یک فرمانروا، دل بستن … که کوشش در این راه، دامنه ای فراخ تر میخواهد!
... چون بدین جای رسیدم … انقلاب بهمن نیز فرا رسیده بود، و کارها مردمیتر شد و مرا نیز توان آن پیش آمد، که با نوشتن و پراکندن برنامه ای بنام «برنامه بنیاد نیشابور» در سال ۱۳۵۸ کار را در یک اتاق کوچک که دوست مهربانم روانشاد علی اکبر خرمشاهی در دفتر کار خود برای اینکار بمن واگذاشت، آغاز کنم … و گنج نپشت (کتابخانه) و پژوهشگاه، وانجمن (جلسه) همه در همان اتاق بود.
تا آنکه در سال ۱۳۶۸ روانشاد کیخسرو زارع، دفتر کار خودش را – در خیابان جلالیه شمارهٔ ۱۰ – روبروی در دانشکدهٔ پزشکی بدین کار ویژه کرد، و با گشایشی که رخ داد، انجمنهای آموزشی زبانهای پهلوی، اوستایی، فارسی باستان، انجمن شاهنامه خوانی و گزارش (تفسیر) شاهنامه در بنیاد نیشابور برگزار میشود. وپژوهشگاه و گنج نپشت آن، بویژه با نگرش و دل بستگی فرزندان بنیاد - که همه بگونهٔ افتخاری کار میکنند.