چقدر نبودنت درد داره ماه من. نبودنت تو زندگیم به قدری حس میشه که دیگه همه متوجه شدن که رفتارم چقدر تغییر کرده. چرا نمیخوایمنو؟:)
مگه من جز دوست داشتنت کار دیگه ای کردم؟
هرکی اومده برام مثل تو نشده. بعد تو دیگه نتونستم دلمو به کسی بدم چون دیگه دلی نمونده برام:)
یادته بهم میگفتی جوجه؟
چقدر اون حرفت به دلم مینشست:)
بعد تو دیگه با حرفای عاشقونه قلبم نمیلرزه..
فقط تو میتونستی منو خوشحال کنی قشنگم:)
الان که رفتی دخترکوچولوت دیگه رنگ شادیو نمیبینه و بی حس شده. با بیرحمی تمام رفتی و پشت سرتم نگاه نکردی و ندیدی که چقدرزجه زدم تا بمونی..
فقط بهم بگو، اون تونست برات مثل من بشه؟ تونست عشق علاقه ای که من بهت دادم رو بده؟
این سوالای بیجواب دارن دیوونم میکنن داروندار من:)
شاید مشکل از من بوده، نمیدونم. شاید رفتنت تقصیر من بود، شاید من مقصر بی رحم شدنتم.
اگه اینجوریه هیچوقت خودمو نمیبخشم:)
خودمو نمیبخشم که با رفتارم، قیافم، شرایطم باعث شدم بری.
خودمو نمیبخشم که باعث و بانی همه این اتفاقات من بودم...
اما شاید اونیکی دنیا همو ببینیم و بدون فکر کردن به گذشته ها یه دل سیر بغلت کنم:)