ویرگول
ورودثبت نام
writer
writerسلام... !
writer
writer
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

هویت فکری ما؛ آنچه می‌اندیشیم یا آنچه بر ما تحمیل شده؟

بخش بزرگی از افکاری که هر روز در ذهن ما جریان دارند، در اصل متعلق به ما نیستند. خب شاید در نگاه اول ساده به‌نظر برسد، اما اگر آن را جدی بگیریم، می‌تواند نگاه ما به خودمان و جهان را دگرگون کند.

ذهن انسان، پیش از آنکه «هویت فردی» شکل بگیرد، تحت تأثیر مجموعه‌ای از نیروها برنامه‌ریزی می‌شود؛

خانواده، فرهنگ، تجربه‌های کودکی، ترس‌ها، کمبودها، تحسین‌ها، تنبیه‌ها و حتی ژنتیک. ما تصور می‌کنیم در حال فکر کردن هستیم، اما در بسیاری از لحظات، تنها در حال تکرار الگوهایی هستیم که سال‌ها پیش در ذهن ما کاشته شده‌اند..

پژوهش‌ها نشان می‌دهد بیش از نود درصد افکار روزانه ما تکراری‌اند؛ یعنی ذهن حتی زحمت تولید فکر جدید را هم به خود نمی‌دهد. تصمیم‌های مهم نیز اغلب پیش از آنکه آگاه شویم، در ناخودآگاه گرفته شده‌اند. با این حال، ذهن چنان ماهرانه عمل می‌کند که ما باور می‌کنیم این افکار و انتخاب‌ها، نتیجه اراده شخصی ما بوده‌اند.

اما..

اگر افکار ما الزاماً متعلق به ما نیستند، پس ما چه کسی هستیم؟

جواب در یک تمایز ظریف نهفته است:

ما آن کسی نیستیم که فکر می‌کند؛ ما آن کسی هستیم که می‌تواند افکارش را ببیند.

همین فاصله کوچک، نقطه آغاز آگاهی عمیق است.

وقتی این حقیقت را درک کنیم، از افکار منفی جدا می‌شویم، از الگوهای قدیمی رها می‌شویم و از نقش‌هایی که دیگر به ما تعلق ندارند فاصله می‌گیریم. در این نقطه است که امکان ساختن خود واقعی آغاز می‌شود؛ خودی که نه محصول گذشته، بلکه نتیجه انتخاب‌های آگاهانه امروز است.

این آگاهی، آغاز آزادی ذهن است.

افکار منفیذهنروانشناسیهویتخود واقعی
۹
۱
writer
writer
سلام... !
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید