درباره ی خودکشی


خودکشی و آدم های ناامید

خودکشی یعنی از بین بردن خود. چه چیزی باعث می شود یک نفر خودش را از بین ببرد؟ زمانی که دیگر هیچ چیز خوبی وجود نداشته باشد.

کشتن خود نتیجه ی ناامیدی محض است. زمانی که نه کسی مرا می خواهد و نه من دیگر چیزی از زندگی می خواهم.

خودکشی یعنی دیگر چیزی تغییر نخواهد کرد.

من  این زندگی را نمی خواهم.

در مورد خودکشی مثل هر چیز دیگری یکسری باورهای اشتباه وجود دارد:

  • کسانی که می خواهند خود را بکشند، در مورد آن با کسی صحبت نمی کنند.
  • نباید با کسی در مورد خودکشی صحبت کرد، چون ممکن است به این کار تشویق شود.
  • افرادی که اعتقادات مذهبی دارند هیچ وقت خودکشی نمی کنند.
  • کسانی که خودکشی می کنند حتما یک اختلال روانی دارند.
  • ما نمی توانیم نظر کسی را که تصمیم گرفته خود را بکشد، عوض کنیم.

روح خودکشی

برای این که بدانیم چرا این باورها غلط هستند باید راجع به این اتفاق بیشتر بدانیم.

خودکشی آخرین راه یک انسان برای دیده شدن است. این راه را کسی انتخاب می کند که فکر می کند

دیده نمی شود،

صدایش شنیده نمی شود

و برای کسی مهم نیست.

کسی که خودش را می کشد حتما دوست ندارد بمیرد؛ در عین حال قادر به ادامه دادن هم نیست!

این یک تناقض بزرگ است و برخی انسان ها با آن در زندگی مواجه می شوند.

او  می داند بی نهایت خسته است و نمی تواند چیزی را تغییر دهد.

روانشناسی خودکشی

خودکشی در هر سنی انجام می شود. معمولا تصور بر این است که جوان ها خودکشی می کنند.  دلیلش این است که بیشترین آمار خودکشی مربوط به سنین جوانی است. ولی کشتن خود از سنین کودکی و نوجوانی شروع می شود و تا کهنسالی ادامه دارد.

تفاوت زنان و مردان

مردان نسبت به زنان موجوداتی صریح تر هستند. در همه زمینه ها، دوستی، دشمنی و از بین بردن خود !

مردها همانطور که در دوستی هایشان کمتر پیچیده هستند،

در دشمنی رو در رو و ضربتی عمل می کنند،

در خودکشی هم روش های سریع تر و خشن تر را انتخاب می کنند. روش هایی مثل حلق آویز کردن خود، شلیک با اسلحه و …

از طرف دیگر خانم ها که برای هر کاری معمولا راه های طولانی تر و پیچیده تر را انتخاب می کنند، برای از بین بردن خود نیز با روش های ملایم و آهسته تر عمل می کنند، روش هایی نظیر قرص خوردن و باز کردن شیرگاز.

خانم ها چهار برابر بیشتر از آقایان اقدام به خودکشی می کنند، ولی آقایان چهار برابر بیشتر از خانم ها در اثر خودکشی می میرند!

دلیل خودکشی چیست؟

خودکشی یک دلیل ندارد. خیلی چیزها باید کنار هم قرار بگیرند تا یک نفر خودکشی کند.

بیشتر مواقع انگیزه ی خودکشی در طی سال ها به وجود می آید.

افرادی که خود را از بین می برند، دچار  خشم معطوف به خود هستند. یعنی چه؟ یعنی وقتی عصبانی می شوند، خشمشان را متوجه خود می کنند، نه دیگری.

زیر لب به خود فحش می دهند، غذا نمی خورند، خود را نفرین می کنند، به هر شکلی خودشان را اذیت می کنند که بقیه را ناراحت کنند:

الهی من بمیرم از دستم راحت بشی.

اگه بمیرم از این کارت پشیمون میشی.

این ها نمونه هایی از رفتارهای آسیب به خود در زندگی روزمره است. و البته نه نشانه های خودکشی ! ولی این دسته افراد اگر زندگی خیلی سخت شود، تمایل دارند بیشتر به خودشان آسیب برسانند. یعنی خود زنی می کنند.

همه ی این کارها را می کنند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهند. چون با راه های دیگر نمی توانند.

برخورد با فکر خودکشی

فکر خودکشی مانند هر فکر دیگری ممکن است در برهه ای از زندگی به سراغ شما بیاید. این می تواند یک احساس ناخوشایند تلخ و مبهم باشد، احساسی که می گوید دیگر چیزی برای لذت بردن وجود ندارد. دیگر رمقی برای ادامه دادن نیست.

در گذشته برخی روانشناسان توصیه می کردند، در جلسات مشاوره و درمان با مراجع راجع به این مسئله صحبت نکنید. چون ممکن است باعث شود او به فکر خودکشی بیفتد، ولی امروزه درستی این ادعا رد شده. چون:

هر مشکلی در دنیا با صحبت کردن حل می شود!

پس در مورد این احساس با یک نفر صحبت کنید. آن احساس تلخ و پچیده و پر از رنج را به کلمات تبدیل کنید. به زبان بیاورید، بنویسید. با یک دوست یا مشاور حتما صحبت کنید. کسی که حرف هایتان را بشنود و درک کند.

خیلی اوقات برخی اختلالات روانی دلیلی برای از بین بردن خود هستند. اختلالاتی نظر افسردگی دوقطبی و افسردگی اساسی. در این نوع خودکشی ها وضعیت جسمی فرد به اندازه شرایط بیرونی یا کمی بیشتر از آن در خودکشی اهمیت دارد.

این بیماران باید حتما درمان های دارویی را به طور جدی ادامه دهند و همیشه تحت نظر روانپزشک باشند.

کسی که قصد دارد خودش را بکشد معمولا این را به اطرافیان می گوید!

این خلاف چیزی است که بیشتر مردم می دانند. بنابراین می شود جلوی خیلی از خودکشی ها را گرفت. هیچ کس واقعا دوست ندارد بمیرد، مگر این که ببیند واقعا راهی برای زنده ماندن باقی نمانده. کسی که فکر کند دیگر برای هیچ کس مهم نیست.

خندیدن و ظاهر شاد داشتن دلیل بر افسرده نبودن نیست.

خیلی از افراد افسرده و ناامید اتفاقا بسیار می خندند و شوخی می کنند. یک دلیلش می تواند این باشد که به از بین بردن خود فکر کردند و دیگر غصه گذشته و آینده را نمی خورند. آن ها به معنای واقعی کلمه در لحظه زندگی می کنند.

افرادی که می خواهند خودکشی کنند، معمولا کارهایشان را سر و سامان می دهند. در مورد اموالشان تصمیماتی می گیرند، حتی اگر کودک و نوجوان باشند؛ ممکن است بعضی وسایلشان را به خواهر و برادر یا دوستانشان ببخشند.

آن ها آهسته تصمیم می گیرند و آخرین شانس های خود را امتحان می کنند …

به سمت پل می روم،

اگر در مسیر حتی یک نفر به من لبخند بزند

نخواهم پرید …

یادداشتی به جا مانده از کسی که در دهه 1970 میلادی خودکشی کرد.

دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس