
براساس مشاهدات علمی، موفقیت جلسات رواندرمانی اغلب تحت تاثیر مشکل قطع درمان از سوی مراجعین روانشناسی است. به طوری که قطع زودهنگام جلسات رواندرمانی یکی از چالشهای اساسی در ارائه خدمات سلامت روان به شمار میرود.
پژوهشها نشان میدهد بین 20 تا 50 درصد از مراجعین پیش از تکمیل تعداد جلسات تعیین شده، درمان را رها میکنند؛ مسئلهای که حتما پیامدهای منفی قابلتوجهی بر بهبود علائم روانشناختی مراجع، کیفیت زندگی و حتی سلامت جسمانی آنان خواهد داشت.
مراجعانی که درمان را نیمهتمام رها میکنند، نه تنها از مزایای بالقوه رواندرمانی بیبهره میمانند، بلکه در معرض خطر بالاتری به علت تشدید علائم و نیاز به مداخلات پرهزینهتر مانند بستری در بیمارستان خواهند داشت.
به همین دلیل شناسایی عوامل خطر قطع درمان روانشناسی، به عنوان گامی کلیدی برای ارتقاء کیفیت خدمات رواندرمانی، اهمیت فراوان دارد. مطالعات اخیر تلاش کردهاند طیف وسیعی از متغیرها شامل ویژگیهای جمعیتشناختی، تجربیات پیشین درمان روانشناسی و غیره را در ارتباط با ترک درمان روانشناسی بررسی کنند.
مک گاورن و همکاران (2024) در پژوهشهای خود با استفاده از دادههای بالینی، مجموعهای از عوامل موثر در پیشبینی رها کردن جلسات رواندرمانی را شناسایی کردهاند که میتواند برای مدیران کلینیکهای روانشناسی، درمانگران و سیاستگذاران حوزه سلامت روان کاربردی باشد.
مطالعه مکگاورن و همکاران (2024) با هدف شناسایی عوامل موثر بر قطع درمان روانشناسی، دادههای مربوط به 203 نفر از مراجعین را در یک کلینیک روانشناسی بالینی بررسی کرد. نتایج این پژوهش، عوامل کلیدی زیر را به عنوان پیشبینیکنندههای اصلی ترک درمان روانشناسی مشخص ساخت.

براساس یافتههای این پژوهش بیماران جوانتر یعنی افرادی که در بازه 18 تا 30 سال سن قرار دارند معمولا به دلایلی از جمله مشغله تحصیلی یا کاری، عدم تجربه نسبت به درمان روانشناسی و عدم آشنایی با ارزش واقعی استمرار درمان و تاثیر آن در طول زمان، نرخ ترک درمان روانشناسی بالاتری دارند.
تحقیقات نشان میدهد تفاوتهای جنسیتی در ترک درمان میتواند مؤثر باشد، اما مکگاورن بر عوامل جمعیتشناختی ترکیبی تاکید دارد. بدین معنا که زنان به دلیل نگرانی از قضاوت دیگران یا مسئولیتهای خانوادگی ممکن است درمان روانشناسی را قطع کنند؛ اما مردان به دلایل فرهنگ اجتماعی، نمیتوانند راحت مشکلات روانی را بیان کنند و به همین علت زودتر درمان را رها میکنند.
افراد با تحصیلات پائین ممکن است آگاهی کمتری نسبت به اهمیت درمان روانشناسی داشته باشند یا انتظار نتایج سریع دارند. اما با افزایش میزان تحصیلات، میزان آگاهی افراد نسبت به درمان روانشناسی و پایبندی آنها نسبت به جلسات رواندرمانی بیشتر میشود. اما در افراد با تحصیلات عالی به دلیل مشغله زیاد ( کاری، پژوهشی یا خانوادگی) گاهی استمرار جلسات برایشان دشوار است.
بدیهی است، افرادی که از نظر اقتصادی در شرایط ضعیفتری هستند، معمولا توانایی پرداخت هزینه جلسات درمانی را ندارند. همین موضوع باعث میشود بعد از چند جلسه درمان را رها کنند. برای این افراد حتی اگر درمان حیاتی باشد، هزینه زندگی مانند (مسکن، خوراک، رفتوآمد) در اولویت قرار میگیرد و درمان کنار گذاشته میشود. در این افراد استرس ناشی از مشکلات مالی، انگیزه ادامه درمان را کم میکنند
در مقابل افرادی که وضعیت اقتصادی بهتری دارند، به احتمال بیشتر درمان را کامل میکنند چون دغدغه مالی ندارند یا دغدغه مالی کمتری دارند، میتوانند هزینه جلسات طولانی مدت ر ا بپردازند و بیشتر به سلامت و رشد شخصی خود توجه میکنند.
یکی از فاکتورهای مهم در تداوم یا قطع درمان روانشناسی، محل زندگی و میزان دسترسی جغرافیایی به خدمات رواندرمانی است. زندگی شهری و روستایی، فاصله جغرافیایی تا مراکز روانشناسی و محدودیتهای زیرساختی میتواند به شکل مستقیم بر میزان پایبندی بیماران به درمان تاثیر بگذارد.
افرادی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند، معمولا دسترسی بیشتری به روانشناسان و مراکز روانشناسی دارند، با این حال چالش اصلی آنها بیشتر مربوط به ترافیک، زمان طولانی رفتوآمد و هزینههای جانبی است. همین مسئله باعث کاهش انگیزه برای حضور منظم در جلسات شود.
اما در مناطق روستائی و کمبرخوردار، چالش اصلی کمبود متخصصان روانشناسی و فاصله زیاد تا مراکز درمانی در شهرهای بزرگ است. در چنین شرایطی حتی اگر فرد انگیزه کافی برای درمان داشته باشد، اما موانع فیزیکی و جغرافیایی، احتمال قطع درمان را افزایش میدهد. علاوه بر این، در شهرهای کوچکتر، ترس از انگ اجتماعی، میتواند عامل بازدارنده مهمی باشد.
نوع و شدت اختلال روانشناختی تاثیر مستقیم بر پایبندی یا ترک درمان روانشناسی از سوی بیمار دارند. طبق مقاله مکگاورن، ویژگیهای بالینی بیمار یکی از مهمترین پیشبینیکنندهها در ترک یا تداوم درمان است. این عوامل شامل شدت اختلال، نوع اختلال، وجود اختلالات همبود (Comorbidity)، و سطح بینش بیمار نسبت به مشکل خود میشوند.

شدت بالای علائم روانشناختی (مانند افسردگی شدید یا اضطراب ناتوانکننده) میتواند باعث فرسودگی، کاهش انگیزه یا ناتوانی در پایبندی به جلسات شود.
مثال: بیمار افسرده ممکن است انرژی کافی برای حضور منظم در جلسات یا حتی خروج از خانه را نداشته باشد.
برخی اختلالات ذاتاً با مشکلاتی در پایبندی به درمان همراه هستند. برای مثال
اضطراب اجتماعی: فردی که اضطراب اجتماعی دارد از حضور در کلینیک اجتناب میکند.
اختلال دوقطبی: فردی که اختلال دوقطبی دارد، نوسانات خلقی وی منجر به بیثباتی در تعهد درمانی میشود.
اختلال مصرف مواد: فردی که اختلالات مصرف موارد دارد دارای غیبتهای مکرر و بینظمی در جلسات است.
وجود بیش از یک اختلال روانشناختی یا همراهی مشکلات جسمانی میتواند درمان را پیچیدهتر و طولانیتر کند و در نتیجه احتمال ترک درمان را افزایش دهد. برای مثال فردی که همزمان با اضطراب عمومی، وابستگی به الکل هم دارد، ممکن است با موانع بیشتری در تداوم درمان مواجه شود.
بیمارانی که مشکل خود را نمیپذیرند یا ارزش درمان را درک نمیکنند، بیشتر در معرض ترک درمان قرار دارند. برای مثال فردی با اختلال شخصیت که باور دارد مشکل از دیگران است، نه خودش.
نوع و شدت اختلال روانشناختی تأثیر مستقیم بر پایبندی یا ترک درمان دارند. بیماران بسته به سطح آسیبپذیری روانی، توانایی تحمل فشار جلسات درمانی و میزان انگیزه درونی، واکنشهای متفاوتی به فرایند درمان نشان میدهند.
مکگاورن تأکید میکند که پشتیبانی اجتماعی و محیط زندگی بیمار نقش بسیار مهمی در تداوم یا ترک درمان روانشناسی دارد. حتی اگر عوامل فردی و بالینی مناسب باشند، نبود حمایت محیطی میتواند باعث ترک درمان شود.

بیمارانی که از حمایت خانوادگی و دوستانه بیشتری برخوردارند، احتمال بیشتری وجود دارد به درمان پایبند بمانند. فقدان حمایت از سوی خانواده یا دوستان میتواند انگیزه بیمار را کاهش دهد و منجر به احساس تنهایی و انزوای درمانی شود. برای مثال فرد مبتلا به افسردگی که خانواده از رفتن او به جلسات روانشناسی استقبال میکنند به احتمال زیاد به درمان خود ادامه میدهد.
نگرانی نسبت به قضاوت اجتماعی، انگ یا برچسبگذاری میتواند بیماران را از حضور در جلسات رواندرمانی بازدارد. این فشار در جوامع کوچک یا محیطهای کاری رقابتی بیشتر است.
براساس مقاله مکگاورن، مواردی از جمله موانع دسترسی، محدودیتهای زمانی، فشارهای اجتماعی از جمله عواملی بودند که ریسک قطع درمان روانشناسی را افزایش میدهند. اما از طرف دیگر با استفاده از راهکارهای فناورانه قابل جبران هستند.
بهرهگیری از سیستمهای مشاوره آنلاین روانشناسی و مشاوره تلفنی روانشناسی دکترلینک از جمله راهکارهائیست که با هدف افزایش دسترسی و کاهش احتمال ترک درمان، طراحی شدهاند.
انعطافپذیری زمانی: بیماران میتوانند بدون نگرانی از تداخل کاری یا تحصیلی، در زمان مناسب جلسات خود را برگزار کنند.
رفع محدودیتهای جغرافیایی: بیماران مناطق دورافتاده یا کسانی که امکان رفتوآمد ندارند، بهراحتی میتوانند از خدمات استفاده کنند.
کاهش فشار اجتماعی: امکان حضور محرمانه و بدون نگرانی از قضاوت دیگران.
حمایت در شرایط بحرانی: بیمارانی که به دلیل شدت اختلال توان خروج از منزل ندارند (مانند افسردگی شدید یا اضطراب اجتماعی)، میتوانند درمان را از راه دور ادامه دهند.