مسلما هر کسی برا خودش چارچوبی داره چارچوبی که یا نمیخواد یا نمیتونه از اون پیروی نکنه ولی چارچوب من فرق میکرد روز به روز قطر چارچوبم بیشتر میشد وقتی به خودم اومدم که اون چارچوب جلوی دید منو به بیرون گرفته بود و اونقدر قطور و بزرگ شده بود که روزنه ای برای دیدن اون ور چارچوبم نداشتم این دیگه چارچوب نبود تبدیل به یه دیوار محکم پولادین شده بود دیواری که راه عبورمو سد کرده بود ولی من از این وضعیت راضی بودم و کیف میکردم که دیوارم نمیذاره کسی وارد حریمم بشه حریمی که فقط متعلق به منه ولی حالا میبینم که دنیای من خیلی تاریکه چون دیوار بدون پنجره ای برای خودم ساختم از ورود نور به زندگیم جلو گیری میکنه..............