در دلت گاهی سوال زیر را تکرار کن؛
چند میارزم اگر داراییام را گم کنم؟
°°°°°°°°°°°°°°
روزي خلیفه هارون الرشید به اتفاق بهلول به حمام رفت . خلیفه از روي شوخی از بهلول سوال نمود اگر من غلام بودم چقدر ارزش داشتم ؟
بهلول جواب داد پنجاه دینار
خلیفه غضبناك شده گفت : دیوانه تنها لنگی که به خود بسته ام پنجاه دینار ارزش دارد .
بهلول جواب داد من هم فقط لنگ را قیمت کردم . و الا خلیفه قیمتی ندارد .
حکایت، حکایت ماست.
آدم امروز، ارزشش به رنگ و لعابش شده. هرکه شیک تر، ثروتمندتر، احترامش بیشتر. هرکه قدرتش بیشتر، هوشیارتر و برای هرگونه صفات مثبت دیگر، لایق تر.
اما من به شخصه، هیچوقت نتونستم بین لباس آدم ها و میزان شعورشان ارتباط برقرار کنم. نظر نامحبوب من اینه که نه ثروت و نه تحصیلات، هیچ کدوم نمی تونن میزان شعور و اخلاقیات یک شخص رو تعیین کنن.
نمیگم هیچ تاثیری ندارن. تاثیر گذار هستن و می تونن فرصت های بیشتری در اختیار فرد برای ارتقای خودش قرار بدن، اما خب عامل اصلی نیستن. به قول فلاسفه:
برای موجود شدن یک چیز، مجموعه عللی لازم است که علت تامه معلول را به وجود می آورد و علل ناقصه نمی توانند به تنهایی آن را پدید بیاورد.
پس با همه اینها، چرا جوامع امروزی دارن با سرعت نور به سمت ظاهربینی هرچه بیشتر سوق داده میشن؟
آیا دلیلش غلبه فرهنگ مصرف گرایی است؟
آیا اثرات غلبه پوچ گرایی بر انسان امروز هست که انسان دیگر معنایی در اصالت نمی بیند؟
واقعا دلیل این ارزش گذاری های اشتباه چیه؟
اینها از کجا نشأت میگیره؟....
دوباره، و با دیدی جدید، بر می گردیم به پرسش آغازین:
در دلت گاهی سوال زیر را تکرار کن؛
چند میارزم اگر داراییام را گم کنم؟