آن طرف رودخانه جاده انگار درست مثل قبل ادامه پیدا میکرد و هیچ تغییری در اوضاع و احوال جنگل دیده نمیشد. اما اگر اطلاعاتشان در مورد راه زیادتر بود و اگر به قضیه شکار و گوزن سفیدی که سر راهشان سبز شده بود توجه کرده بودند خبردار میشدند که عاقبت به مرز شرقی جنگل نزدیک شده اند و به شرط حفظ کردن شجاعت و امید خیلی زود به جاهایی میرسند که رویش درختها تنکتر و از نور آفتاب روشن است.
ولی چه کنیم که نمیدانستند...
بریدهای از کتاب #هابیت نوشته #جی_ار_ار_تالکین با ترجمه #رضا_علیزاده