ویرگول
ورودثبت نام
الهام نی بند
الهام نی بند
الهام نی بند
الهام نی بند
خواندن ۲ دقیقه·۶ سال پیش

روایتگرباش


یادمه پدربزرگم همیشه میگفت دوران طاعون؛ خیلی واسشون سخت بوده و در حد نیاز ، بیرون میرفتن و ایشون به شخصه یک پارچه با خودش به همراه داشت که روی بینی و دهانش رومیپوشوند و نقش ماسک امروزی رو برعهده داشت. من همیشه فکر میکردم که اگه اون موقع بودم یا از کمبود اکسیزن در اثر اون پارچه خفه میشدم یا از استرس و حبس شدن تو خونه دِق میکردم ؛ اما به لطف ورود کرونا فهمیدم که میتونم خودم رو با شرایط محیطی وِفق بدم و تمام تلاش و هدفمو واسه زندگی و زنده بودن و سلامتی خودم و اطرافیانم بزارم. تو یه این روزای نه چندان معمولی پسرم سامسونگ بیشتر از همیشه یار و یاورم بوده??

قبل از کرونا عادت داشتم موقع درس خوندن تلفن همراهمو از خودم دور کنم؛اما الان اگه ازم دور بشه درس خوندن و اوقات فراغتم به کلی خراب میشه?

من و این کوچولوی 5.5سانتی ،باهم درس خوندیم،باهم فیلم و سریال دیدیم، انواع و اقسام پروژه ها و کلیپ ها ساختیم،کتاب خوندیم و پادکست گوش دادیم،کلاسای انلاین شرکت کردیم و خیلی چیزای دیگه...

البته باید بگم که بزرگترین لطفی که در حقم کرده این بوده که نوشته هامو ذخیره میکنه و کمک میکنه تا با دوستام از طریق ارتباط تصویری وغیره رفع دلتنگی کنم? روزایی که ساعت 8 صبح کلاس دارم و حوصله کتاب ودفتر ندارم ، توی قسمت نوت ،نکته برداری میکنم و گاهاً صدای استادهارو همونجا ضبط میکنم تا سرفرصت بخونم و گوش بدم ،یابه قولی بهره برداری کنم .توی این اوضاع دوست نداشتنی ؛ این گوشیِ دوست داشتنیم بوده که همراهیم کرده تا تعاملاتم‌رو با دنیای خارج از دست ندم و بتونم تا حدی از زندگی سابقم‌ رو بدست بیارم و امید و وضعیتم رو کنترل کنم . . .

من و گوشیم اونقدری باهم رفیق شدیم که به اسم مخفف صداش میکنم (سامی)و گاهی از حجم کارها و استفاده من به ستوه میاد و با زبون بی زبونی التماس میکنه که فقط چند دقیقه راحتم بزار . . .?

همراهِ 24ساعته زندگیم دوست دارم?

الهام نی بند ✍

۳
۲
الهام نی بند
الهام نی بند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید