"ویندوزی" بمانیم. تا آخرین دم.

کابوس در بیداری
کابوس در بیداری


ویندوز برای کاربرانش یا به منزله یک حریف است یا تبعیدگاهی بزرگ.

اما برای من گویی هردو. و اینجاست که کاربر "ویندوزی" پا به عرصه وجود می گذارد.

عده ای گیمر اند و عده ای کاربر نرم افزار های به خصوص. شاید هم دلیلش نداشتن دانش و زمان کافی باشد. بهرحال تجربه های بهتری به جز فقط ویندوز وجود دارند. چنان که گویی بهشت گمشده ایست که مردم از آن بی خبر اند. اما چه فایده. کاربر همچون زندانی و ویندوز زندان بانیست که هر روز بدخلقی میکند و مشکلات جدید می آفریند.

کاربری که به مقصد سیستم عامل های آزاد پرواز میکند دیگر پابند قواعد خشک زمینی ویندوز نمی ماند. ویندوز شاید برایش یک استراحتگاه باشد یا یک خاطره دور.


اما "ویندوزی"ها در سیستم عامل های دیگر احساس بیگانگی میکنند. تجربه های دیگر آنها را تغذیه نمی کند. همچون زندانی که هربار به بهانه ای جدید خود را به زندان می افکند چون تنها جایی ست که غذایش مفت است، خوابگاهش مفت است یا شاید بهتر است بگوییم تنها جایی که به آن عادت دارد.

ویندوزی ها را همه جا میشود پیدا کرد. آنها در فامیل مهندس کامپیوتر خطاب میشوند اما در دل میگوند که مهندس برق اند یا هر رشته دیگر :)). آنها همه جا در حال ویندوز و درایور نصب کردن اند و همواره در آرشیو خودشان مجموعه ای از برترین نرم افزار های کاربردی کوچک و بزرگ را گرد آوری و پکیج "cd" و "dvd" و "iso image" ساخته اند.

ارادت خاصی به p30download و soft98 دارند و سایت های سافت پدیا و میهن دانلود و دیگر سایت های دانلود را از یاد نمیبرند.

با نرم افزار ها و اگوریتم های مختلف فشرده سازی آشنایی دارند و یکبار در زندگی قصد فشرده سازی حداکثری فایل هایشان تا نصف مقدار اولیه به سرشان زده که هر دفعه شکست میخورند و در گذشته، از اینکه چطور بعضی بازی ها از 100 مگابایت با یه پنجره cmd به اسم uharc به 1گیگابایت تبدیل میشد انگشت به دهان می ماندند. (مخفف Uwe Herklotz ARChiver سازنده الگوریتم)

نرم افزار اپرا را میشناسند و در گذشته، از قابلیت های توربو و فشرده سازی اش استفاده میکردند و هنوز هم با اینکه این اوپرا، اون اپرای قدیم (Opera 12 آخرین نسخه) نیست، نمیتوانند از "speed dial" کاربردی اش دست بکشند.

جدیترین نسخه نرم افزار ها را با جدید ترین کرک ها، قانونی میکنند و به سازنده اش درود میفرستند. درگیر خواندن "readme" ها نمیشوند، چون از اولین تجربیاتشان میدانند که نباید "run as an administrator" را فراموش کنند. به فایل های "nfo" آشنایی دارند و همزمان با گوش دادن به اهنگ های الکترونیکی کر کننده کیجن ها، هر از چندگاهی خیره به تصاویر کد اسکی، مشغول خواندن رجز خوانی هکر ها و کرکساز ها و کرک بازها میشوند. حداقل یکبار عاشق ریتم آهنگ یک کیجن شده اند و شاید تاپ تن سایت KEYGENMUSiC را مرور کرده اند.

و با اشتیاق زیادی به تم ها، اسکرین سیور های آکواریوم ماهی (اون قدیما که اسکرین سیور مد بود)، بک گراند های متحرک، آیکون های متنوع و حتی صدا های پیشفرض ویندوز ( حتی بعضاً خنده دار) میپردازند.

با گجت ها (درود به ویندوز 7) و نرم افزار های به خصوص سیستم را چکاپ میکنند، رجیستری تمیز میکنند، هارد دیسک دیفرگ میکنند و همچون یک دکتر، لحظه به لحظه میزان اشغال cpu و ram و برنامه های درحال اجرا و برنامه های استارتاپ رو چک میکنند.

کارآمد ترین میانبر های کیبورد یا شورت کات های ویندوز را فرا میگیرند یا خود آنها را خلق میکنند. اولین میابر محشری که یاد گرفتند alt+control+delete بوده که موقع هنگ کردن ویندوز به کار میومده.

با کاراکتر های فانتزی سرچ ویندوز xp و یا کاراکتر فضول سنجاق (Office Assistant) نوستالژی دارند و یاهو مسنجر آنها را به خاطرات دور میبرد.

فایل هایشان را دقت بسیاری دسته بندی و نامگذاری میکنند و گاه شاید در character map بدنبال یک نماد نوشتاری مخصوص بگردند.

حداقل یکبار با پوشه temp یک گیگابایتی مواجه شده اند و با غیظ تمام شیفت دیلیتش کرده اند، pdf ترفند های رجیستری و چطور هکر شویم مطالعه میکردند و در نهایت چون چیزی دستگیرشان نمیشد فقط با داشتنش پز میدادند.

با ویروس های شورتکات ساز رفاقت دیرینه دارند و حداقل یکبار فکر ساختن ویروس به سرشان زده. از نرم افزار بابیلون و فایل دیکشنری h_farsi (که به نظرم کامل ترین بود و آخر نفهمیدم سازندش کی بود) استفاده میکردند.

کارت اینترنت دیال آپ 750 تومنی 4 ساعته از بقالی سرکوچه میخریدند تا بتونند صدای آن حنجره الکترونیکی که از کیس کامپیوتر بیرون میزد را بشنوند که خبر از باز شدن دروازه های اینترنت میداد.

وحشتناک ترین تصویر از دیدگاه آنها مشکل صفحه آبی و نوشته ترسناکی بود که معمولا خبر از پریدن ویندوز میداد.

 البته الان ویندوز خیلی مهربون تر شده.
البته الان ویندوز خیلی مهربون تر شده.



آری اینها کسانی اند که از ویندوز دست نمی کشند، شاید ویندوز تنها زمین بازی ای ست که قواعدش را به خوبی میشناسند و با تمام بدی هایش آنرا خانه خود میدانند.

گفت:
گفت: "فرمانروایی جهنم به زِ خدمتکاری در بهشت"
از کتاب بهشت گمشده اثر جان میلتون. اما راستش را بخواهید اولین بار در آخر بازی مکس پین2 به گوشم خورد و اولین شکست عشقی ام اتفاق افتاد :))