ویرگول
ورودثبت نام
Eternity
Eternityزیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم. خیر حیاتم شد و کار ماندنم. حقیقت دینم شد و راه رفتنم.
Eternity
Eternity
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

دین، وسیله است نه هدف

وقتی وارد هاستلی در دوسلدورف شدم به رسم ادب با بقیه دست داده و خودم را معرفی کردم. هم اتاقی هایم یک جوان کلمبیایی بود و یک جوان دورگه آلمانی-فرانسوی، دو مرد از مراکش و الجزایر و یک پیرمرد پاکستانی به نام اِقبال.

جوان کلمبیایی که تحصیلکرده اسپانیا بود به محض اینکه متوجه شد ایرانی هستم، با ذوق گفت که مشاهیر ایرانی را می شناسد. منم سر کِیف آمدم و ازش خواستم بگوید کدام یک از مشاهیر ایرانی را می شناسد. خوب راستش انتظار داشتم بگوید سعدی و خیام و مولوی و حافظ ولی در کمال ناباوری برگشت گفت: ابوحامد غزالی !

راستش جا خوردم و به محض گذاشتن وسایلم روی تخت مشغول سرچ در اینترنت شدم تا در مورد غزالی بیشتر دستگیرم شود. حقیقت خیلی برایم اُفت داشت که یک کلمبیایی کتاب های ابوحامد غزالی را مطالعه کرده باشد و منِ ایرانی هیچ چیز ندانم.

عصری در هاستل متوجه صحبت های اقبالِ پاکستانی با نیکولای کلمبیایی شدم که در مورد دین صحبت می کردند. دو مرد مراکشی و الجزایری به همراه پسر دورگه اروپایی در حال گوش دادن بودند و هراز گاهی چیزی می گفتند. منم سعی کردم همچنان شنونده باقی بمانم ولی نشد که نشد.

گذاشتم همه حرف ها زده شود و در آخر گفتم: راستش می دانید چرا این همه آفت گریبانگیر دین و دینداران هست؟

مشکلات از آنجایی شروع شد که دین تبدیل به یک هدف شد. در صورتی که دین، وسیله است و نه هدف.

وقتی یک نفر دروغ می گوید فرقی نمی کند یک مسلمانِ دروغگو باشد یا یک مسیحی دروغگو. قرآن و تورات و انجیل و بودا و زرتشت همگی آمدند که بگویند دروغ نگویید. دروغ کار زشتی هست. حالا شما با هر مذهب و مسلکی که هستی نباید دروغ بگویی. اصل، در دروغ نگفتن است نه مسلمان و مسیحی بودن.

بنابراین دین یک ابزار است که به دست شما داده می شود تا هدف را پیدا کنید. هدف، ارزش هاست. ارزش های انسانی.

شما با هر دین و آیینی که می خواهید، بروید ارزش ها را بیابید و درونتان تقویت کنید. خواه با اسلام خواه با یهود و نصارا و صائبی و بودا و زرتشت و غیره.

و اضافه کردم که زرتشت پیامبر باستانی ایران می گفت: کردار نیک، پندار نیک، گفتار نیک. و همه ادیان آمدند تا آن نیک را تعریف کنند. و اگر با دقت نگاه کنید تقریبا همگی یک تعریف واحدی از نیک ارایه کرده اند.

همه ادیان به جز یک دین نیست .... جز الوهیت رهی در پیش نیست

فقط یک استثنا این وسط وجود دارد و آن بی خدایی هست. هیچ دین و آیینی بی خدایی را قبول نمی کند و سرآغاز تمام خوبی ها و نیک را پروردگار یکتا می شمارد. برای همین خداناباوران هرچقدر هم ارزش های انسانی را درونشان تقویت کنند ولی باز انگار یک جای کار می لنگد.

در ادامه برایشان از مجسمه هایی که در معبد کوه گِنتینگ در مالزی دیده بودم، تعریف کردم. مجسمه هایی که بیانگر دوزخ بودند و هرکس که کار زشتی مرتکب شده بود یک سیخی یا آتشی برایش مهیا بود. گفتم ببینید مجسمه های کوه گنتینگ به زبان کاملا ابتدایی به شما می گویند که کار زشت نکنید وگرنه عذاب خواهید شد. حالا ممکن است در ادیان دیگر همین کار زشت نه فقط موجب سیخ و سنگ بلکه موجب قهر خدا و خجالت در آن دنیا شود که شاید بسیار دردناک تر از سیخ و میله داغ باشد.

و تفاوت ادیان در بلوغِ پیام رسانی‌شان نهفته است. و تفاوت دینداران در بلوغ رفتارشان.

اگر دین، وسیله ای برای رسیدن به ارزش ها باشد و دیگر آن را هدف نشماریم آنگاه پیرو هر دینی که باشیم هیچگاه زباله روی زمین نمی ریزیم و کسی را آزار نخواهیم داد. چون دیگر فضیلت و برتری با دینمان نیست بلکه با ارزش های درونی است که به دست آورده ایم.

اقبال از خوشحالی دستم را فشرد و نیکولاس شماره تلفنم را گرفت تا باهم در تماس باشیم. آن شب گذشت و بعدها به این فکر می کردم که اگر دین را هدف نمی کردند و به مثابه ابزار بدان نگاه نمی‌شد شاید هیچگاه ظلم و ستمی در دنیا با عنوان و برچسبِ دین اتفاق نمی افتاد.

و ای کاش که روحانیون مسلمان در ایران چه سنی و چه شیعه در بالای منبرها از آزار ندادن همسایه، رانندگی‌ ای که ترس در دل دیگران نیاندازد، نریختن زباله، غیبت نکردن پشت سر همکار و دوست می گفتند و در یک کلام، انصاف را به مردم توصیه می کردند و یاد می دادند، انصافی که برتر از هزاران قانون است ولی افسوس ....

۱
۰
Eternity
Eternity
زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم. خیر حیاتم شد و کار ماندنم. حقیقت دینم شد و راه رفتنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید