بالاخره پس از صد سال مالیات گریزی جامعه ایران، ساز و کاری قابل اجرا برای شناسایی مودیان مالیاتی و دریافت مالیات وضع گردید و به یُمن سامانه های بانکداری، از فرار مالیاتی به طرز چشمگیری جلوگیری به عمل آورد.
حال جامعه ایران برخلاف تمام دوران ها ملزم به پرداخت مالیات می باشد هرچند اگر میزان مالیات دریافتی متناسب با وضعیت اقتصادی حال حاضر نباشد.
چرا وضعیت اقتصادی، چون خواه یا ناخواه بخشی از بار مالیات پرداختی توسط مشاغل در نهایت بر دوش مصرف کننده نهایی یعنی مردم خواهد بود و همین موضوع سبب افزایش هزینه های زندگی در جامعه ایران می شود. البته شاید در مقام دفاع از شفافیت مالیاتی بتوان چنین بیان نمود که نقاط مثبت آن بیش از نکات منفی آن می باشد.
حال تمامی کسب و کارها اعم از خصوصی و دولتی موظف به پرداخت مالیات تکلیفی خود طبق قانون می باشند و کار مدیران مالی متخلف در سندسازی و کتمان درآمدها بسیار سخت تر از گذشته شده است. نه تنها سخت شده بلکه عواقب قانونی کتمان شامل جرایم سنگین مالی نیز خواهد بود. و همین امر کار را برای فرار مالیاتی سخت تر می نماید.
البته هستند سازمان های فرادولتی که ممکن است عدم شفافیت مالی شان، شاعبه تبعیض مالیاتی را در اذهان تداعی کند ولی با وضعیت سخت اقتصادی کشور بعید است عدم شفافیت دوام بیاورد.
در کنار تمامی محاسن دریافت وجوه مالیاتی باید از چهار نقص یا خطر بالقوه برای عموم مالیات دهندگان یاد کرد:
عدم ارایه خدمات متناسب با مالیات دریافتی
وقتی یک کارمند یا کاسب و مدیر سازمان ملزم به پرداخت بخش قابل توجهی از درآمدش به صندوق دولت می شود، در ازای آن درخواست خدمات متناسب با مالیات پرداختی اش دارد. بنابراین عدم دریافت خدمات متناسب می تواند زمینه ساز بروز نارضایتی گردد.
در کشورهای توسعه یافته، شما هرچقدر که مالیات بیشتری پرداخت کنید ممکن است علاوه بر خدمات عمومی مناسب، تا حدی خدمات ویژه نیز دریافت نمایید.
اگر مشاغل نتوانند خدمات خوبی دریافت نمایند آنگاه از پرداخت مالیات سرخورده و مایوس خواهند شد و دیر یا زود با آن مخالفت خواهند کرد. ولی اگر سطح کیفی و کمی خدمات بالا رود آنگاه رضایت شهروندان نیز تامین خواهد شد.
رشوه و قوانین سختگیرانه
وقتی مالیات دهنده بخش قابل توجهی از درآمدش را به دولت می پردازد ناخوادآگاه انتظار دارد دیگر سدی سر راه کسب و کارش نباشد و با تیغ قانون کارش را به تاخیر نیانداخته یا با مشکل مواجه نسازند.
بنابراین در کنار سلامت کاری در بخش های خدماتی و دولتی، نیاز مبرم به حذف قوانین تبعیض آمیز و سخت گیرانه وجود دارد تا ضمن افزایش سهولت کسب و کار، موجب کاهش نارضایتی مالیاتی گردد.
شفافیت هزینه کرد درآمد مالیاتی
مالیات دهنده انتظار دارد که پول مالیاتی اش در سازمان های تاثرگذار بر رفاه عمومی و رشد و پیشرفت کشور هزینه شود.
بنابراین تخصیص بودجه به سازمان های عریض و طویل کم تاثیر در کشور می تواند موجب هدر رفت منابع مالیاتی و درآمدی دولت ها شود و سد راه پیشرفت مملکت گردد.
عدم تناسب مالیات با درآمد و بازارهای موازی
برای مثال بازنشسته ای که تنها منبع درآمدش مستمری دوران بازنشستگی است قادر به پرداخت عوارض شهری یا مالیات های تکلیفی بیش از سقف خرجی سالیانه اش نخواهد بود. و یا کسب و کاری که هزینه های جاری اش زیاد باشد نمی تواند مالیات سنگین پرداخت کند.
و نیز اگر سرمایه گذاری در مشاغل، بازده خوبی به همراه نداشته باشد باید منتظر سیل ورود سرمایه ها به بازارهایی با شفافیت کمتر و یا دلال مسلک باشیم.
سخن پایانی
خیلی ساده و بی تکلف باید این نکته را به مسئولین گوشزد نمود که:
مالیات گرفتن هنر نیست. هنر اصلی در افزایش سطح رفاه عمومی است.
ارایه خدمات در شان مردم، عدم تبعیض مالیاتی، تناسب مالیات با درآمد، مبارزه با رشوه خواری و حذف رانت تشکلات کم بازده از بودجه کشور همگی در ارتباط تنگاتنگ با مالیات دریافتی می باشند.
محمدرضا نیکوکلام
