ویرگول
ورودثبت نام
Eternity
Eternityزیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم. خیر حیاتم شد و کار ماندنم. حقیقت دینم شد و راه رفتنم.
Eternity
Eternity
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

فقر فرهنگی مُهلک تر از فقر اقتصادی

چرا فقر فرهنگی سخت تر از فقر اقتصادی است و چرا فقر فرهنگی مشکل اول جامعه‌ی این روزهای ایران است؟

به قول دوستی می‌گفت: با ظلم می توان زندگی کرد ولی با بی فرهنگی اصلا نمی توان.

انواع و اقسام ظلم

اختلاف طبقاتی و نابرابری حاصل از عدم توازن درآمدها وقتی از یک حدی بیشتر شود یا به قولی شورَش درآورده شود، منجر به ایجاد نارضایتی در جامعه می شود.

اشتباه نکنیم، در اینجا صحبت از نظام های سوسیالیستی یا تفکرات کمونیستی نیست. بلکه صحبت از پدیده شکاف طبقاتی به صورت افراطی آن است. وگرنه چه کسی است که نداند، اقتصادِ یک مملکت با سرمایه دار و کارآفرین جان می گیرد.

شکاف طبقاتی وقتی از یک حدی می‌گذرد بیان گر دو ظلمِ کاملا فاحش هست.

  • ظلم در قالب رانت و رشوه

  • ظلم در لباس قانون

ولی در اینجا می خواهیم از ظلمی به مراتب سهمگین تر و مهلک تر صحبت کنیم و آن ظلمی است در قامت بی فرهنگی و یا به قول صحیح تر در قامت بَد فرهنگی.

خیلی ساده

اگر این مملکت از نظر اقتصادی گلستان هم شود باز مردم روی آرامش را نخواهند دید چرا که همچنان مجبور هستند هر روز شاهد انواع و اقسام ظلم ها و بی عدالتی ها باشند.

ظلم هایی که در غیاب مجری قانون و فقدان آموزش شکل می گیرند.

یک روز معمولی را در نظر بگیرید. صبح از خواب بیدار می شوید و می خواهید به سر کارتان بروید.

به محض ورود به خیابان با رانندگانی مواجه می شوید که کارشان ترس انداختن به جان رهگذران و دیگر رانندگان است. اگر از دست این رانندگان جان سالم به در ببرید آنگاه به سر کارتان می رسید. اگر کارمند باشید که باید حرف های صدمن یک غاز همکاران و غیبت ها و تهمت ها و زیرآبی رفتن‌شان را تحمل کنید. و اگر کاسب باشید مجبورید با مشتریانِ بی ادب و منفعت طلب سر و کله بزنید. و در آخر اگر برای کاری، راهتان به اداره‌هایی با کارمندان قلدر مآب نیافتد آنگاه می توانید از همان خیابان های وحشت آفرین یا پیاده روهای پر از موتورسوار به منزل برگردید تا اگر همسایه شما اجازه داد بتوانید شبی آرام را سر بر بالشت بگزارید.

همگی هر روز صبح تا شب با آدم هایی سر و کار داریم که تنها به منفعت خود می اندیشند و هر منظقی که با منفعت‌شان سازگار نباشد را زیر پا له می کنند.

به قول شکسپیر: اگر می‌خواهی آدم‌ها را اقناع کنی، با منافع‌شان صحبت کن و نه با منطق‌شان.

راه حل

زیربنای هر کشوری را دو رُکن اساسی زیر تشکیل می دهد:

  • آموزش

  • قانون

در کشوری که نه قانون دارد (در ایران مجری قانون نداریم) و نه آموزش و پرورش درست و حسابی دارد، پس تا قیام قیامت اوضاع بر همین منوال خواهد گذشت و اگر این کشور ثروتمندترین کشور دنیا هم بشود باز همین آش و همین کاسه خواهد بود.

نکته: فقر اقتصادی بدون شک عامل تشدید کننده‌ی فقر فرهنگی است ولی مولد آن نیست.

بنابراین برای ساختن ایرانی آباد ابتدا باید آموزش را از سنین پایه شروع کرد. و سپس قانون را بدن کم و کاست اجرا نمود. تجربه نشان داده است که اوج زمان یادگیری در دوران کودکی است و آموزش های فرهنگی در این دوره سنی بهترین بازخورد را دارد. و هرچه فرد بزرگ تر می شود، خلقیات و رفتارش ثبات بیشتری می پذیرد.

در دوران بچگی است که کودک یاد می گیرد، منافع جمع را به منفعت شخصی ترجیح دهد و آرامش دیگران را فدای لذت و خودخواهی خویش نکند.

همچنین اگر قانون نباشد، حتی یک نفر آدم بی ملاحضه می تواند زندگی را به کام هزاران نفر دیگر در جامعه تلخ کند.

آموزش و قانون تنها راه نجاتِ فرهنگ و اقتصادِ ایران هستند.

فقر فرهنگیقانون
۳
۰
Eternity
Eternity
زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم. خیر حیاتم شد و کار ماندنم. حقیقت دینم شد و راه رفتنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید