شاید بارها دیده باشید که دوستی به فُلان مفسد اقتصادی ناسزا می گوید و او را نکوهش می کند ولی در عمل علاقه دارد همانند او زندگی کند.
به قول بزرگی می گفت: به شما اگر دنیای هارون الرشید را می دادند به جای یک امام، ده تا امام شهید می کردید.
یا اگر همین حالا پیشنهاد مدیریت فلان شرکت سرمایه دار را بدهند، اغلب ما قبول می کنیم بی آنکه بیاندیشیم آیا علم و تجربه اش را داریم یا خیر.
این روزها هرکسی از رانت و اختلاس در مملکت سخن به میان می آورد و همه در قامت یک مخالف روشنفکر نگاه عاقل اندر سفیه به رانت خواران داریم ولی آیا اگر جای آنان بودیم از رانت دوست و فامیل برای پولدار شدن استفاده نمی کردیم؟!
اگر شما مدیر یک کارخانه بزرگ باشید آنوقت پسرخاله یا برادرتان بیکار باشد، آیا می توانید جواب مادرجان و خاله جان را بدهید؟
خوب برویم سر اصل مطلب و ببینیم ریشه تفکرات کمونیستی چیست؟
همانطور که می دانیم سرمایه داران می توانند به دو شیوه زیر خلق پول کنند و به رشد اقتصادی یک کشور کمک نمایند.
وقتی سرمایه دار در بخش تولید و صنعت سرمایه گذاری کند را اقتصاد مولد گویند. اقتصادی که هم تولید می کند و هم شغل ایجاد می کند و هم ثروت می سازد.
سرمایه دار با خرید و فروش دلار و طلا و سفته بازی تلاش برای خلق ثروت دارد. مثلا بانک ها اجازه ورود به اقتصاد غیر مولد را ندارند ولی زیر زیرکی یک کارهایی انجام می دهند.
وقتی صحبت از رانت به میان می آید، چه رانت اقتصادی باشد و چه رانت اطلاعاتی، هر دو برخلاف عدالت اقتصادی هستند.
بنابراین وقتی عدالتی در توزیع فرصت های برابر برای کسب و کارها وجود نداشته باشد، ناخودآگاه دید مردم به سرمایه دار تغییر می کند. چون سرمایه دار را مساوی با رانت می پندارند.
و اما در این کشاکش رانت یا عدالت، اینستاگرام به مانند بنزین، روی آتشِ حسِ بی عدالتی عمل می کند. با القای حس ناکافی بودن و نمایش خوشبختی های کاذب.
ممکن است برخی خورده بگیرند که مگر سیستم سوسیالیست کشورهای حوزه اسکاندیناوی چه ایرادی دارد.
باید گفت سیستم سوسیالیست به در کشورهای صاحب سرمایه و اغلب کوچک می خورد. گرچه همین دیدگاه سوسیالیست موجب شده تا چرخ اقتصاد در آن کشورها نیز کند و آهسته تر بچرخد.
واقعیت این است که برای چرخیدن چرخ اقتصاد هم به سرمایه دار نیاز هست و هم به کارگر. و قرار نیست شهر آرمانی کمونیستی ایجاد شود و بارها شکست خورده است. چراکه با ذات اقتصاد و آدمی سازگاری ندارد.
نمی شود کمونیستی فکر کرد ولی سرمایه داری زندگی کرد.
بساط رانت اطلاعاتی و رانت اقتصادی برچیده شود.
بهداشت و آموزش کم هزینه یا رایگان شود.
سهولت کسب و کار افزایش یابد.
