ویرگول
ورودثبت نام
پیدا شد !
پیدا شد !من یه ببعی‌ گوگولیم، تو چی؟
پیدا شد !
پیدا شد !
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

از دست می‌دهیم، از دست می‌رویم.

عزیزم، می‌دانم روزگار خوبی را نمی‌گذرانیم. کسی تیر می‌خورد، کسی می‌گرید و در نهایت به ریشمان می‌خندند. مگر گناهمان چه بوده؟ من نیز نمی‌دانم. و غم‌ها تنها خلاصه به وضعیت کشورمان نمی‌شود. عزیزم، ما حالمان خوب نیست.

کیلومترها باعث می‌شوند صدای فریادم را نشنوی، اما تو بگو که می‌شنوی. تو بگو که شنیدی از درد نامت را فریاد می‌زدم، تو بگو که شنیدی هنگامی که زمزمه‌کنان درخواست کمک می‌کردم، من نیز باور می‌کنم.

مقداری خون از دست می‌دهیم، گاهی بیش از مقداری. از دست می‌دهیم، از دست می‌رویم. گریه می‌کنیم، به تمام کردن این کذایی فکر می‌کنیم. می‌ترسیم. از دست می‌دهیم، از دست می‌رویم.

و اما، در پایان این تاریکی، زنده می‌مانیم. می‌مانیم بابت رویاهایی که زندگی نکرده‌ایم، می‌مانیم بابت رویاهایی که به زبان آورده‌ایم، می‌مانیم حتی برای آنهایی که به زبان نیاورده‌ایم. می‌مانیم تا تجربه کنیم، چیزی را بیش از این غم لاینتهی کنونی.

و روزی، به جای کلماتی پر از درد و غم، برایت متنی شاد می‌نویسم از سالی که گذراندیم. شاید برایت نامه‌ای نوشتم از ماجراجوهایم در جهان، و شاید برایت از گل و گیاه‌های جدیدم نوشتم. ممکن است برایت از کتاب جدیدی که خوانده‌ام بنویسم و یا از موسیقی زیبایی که شنیده‌ام.

از دست دادن‌هایمان باقی می‌مانند، اما به جای زجر، بخشی از وجودمان می‌شوند. دلتنگی‌ها، و حتی این روزها، همه بخشی از وجودمان می‌شوند. عزیزم، منتظر نامه‌هایی باش که از روزهای زیباتری برایت نوشته‌ام.

و صد البته، ورودت را به ۱۷ سالگی تبریک می‌گویم. شاید بهترینِ تولدها نباشد، اما تو نیز برایم روزی از بهترینشان خواهی نوشت. تو نیز برایم از روزهای خوبی که تجربه می‌کنی خواهی نوشت، و تو خواهی نوشت چقدر سالی که گذشت را دوست داشتی.

و روزهای زیبا، به نظر نزدیک است. به امید پیروزی. به امید نور.

۱۷
۳
پیدا شد !
پیدا شد !
من یه ببعی‌ گوگولیم، تو چی؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید