ویرگول
ورودثبت نام
Faezeh Nasrollahi
Faezeh Nasrollahiکسی که توانمندسازی، چه فردی و چه کسب‌وکار، مهم‌ترین ارزش زندگیشه و سعی می‌کنه هرچی یاد گرفته رو به اشتراک بذاره تا بقیه اشتباه‌های جدیدتری رو تجربه کنن!
Faezeh Nasrollahi
Faezeh Nasrollahi
خواندن ۳ دقیقه·۱ روز پیش

عادی‌سازی یا بقا؟ تأملی بر کنش در زمانه تعلیق

این روزها در وضعیتی معلق زندگی می‌کنیم؛
نه در شرایط روشنِ جنگ،
نه در افق قابل اتکای توافق.

قدم بعدی مشخص نیست و همین ابهام، جامعه را در حالت انتظارِ ممتد نگه داشته است؛ انتظاری که هم ذهن را فرسوده می‌کند و هم بدن را در وضعیت هشدار طولانی‌مدت قرار می‌دهد. سناریوهای پیش‌رو کم نیستند: از تشدید تنش و ورود به درگیری نظامی، تا توافقی محدود و ناپایدار؛ از تغییرات بنیادین در ساختار قدرت، تا پابرجا ماندن حاکمیت با همان منطق‌های پیشین و بازتولید بن‌بست. نادیده گرفتن هرکدام از این مسیرهای محتمل و دل بستن به فقط یک نتیجه، تخیل سیاسی ما را از واقعیت جدا می‌کند و در نهایت به سرخوردگی جمعی می‌انجامد.

در چنین وضعیتی، یکی از خطاهای رایج، تقلیل مفهوم «عادی‌سازی» به چند صفحه اینستاگرام یا ادامه فعالیت چند کسب‌وکار کوچک است. عادی‌سازی یک فرایند اجتماعی پیچیده است، نه صرفاً تولید محتوا یا چرخیدن چرخ معاش. وقتی زندگی فیزیکی، اقتصاد روزمره و روابط اجتماعی در جریان است، فشار آوردن به یکدیگر برای تعطیلی‌های پراکنده و نمادین، نه مانع عادی‌سازی می‌شود و نه کنش جمعی مؤثر می‌سازد؛ اغلب فقط ما را نسبت به هم بی‌اعتماد، خسته و فرسوده می‌کند.

واقعیت این است که برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک، هفته‌های منتهی به نوروز نقش تعیین‌کننده‌ای در جبران فشارهای اقتصادی سال دارد؛ نقشی که در شرایط کنونیِ بحران و ابهام، به‌شدت تضعیف شده است. این فشار اقتصادی حالا با تعلیق سیاسی و نااطمینانی نسبت به آینده گره خورده و تصمیم‌گیری را برای افراد و خانواده‌ها دشوارتر کرده است. انتظار تعطیلی یا توقف بدون یک اقدام جمعیِ هماهنگ، نه جریان قدرت را متوقف می‌کند و نه امکان اعتراض پایدار می‌سازد؛ فقط فشار را به مویرگ‌های جامعه منتقل می‌کند.

اگر قرار است زندگی متوقف شود، این توقف باید جمعی، هدفمند و آگاهانه باشد؛ نه پراکنده، نه انتخابی و نه تحمیلی به گروهی خاص. در غیر این صورت، آنچه رخ می‌دهد نه مقاومت، بلکه فرسایش است.

در این مقطع، شاید مهم‌ترین تمرین، تمرین «پیوستگی» باشد. پیوستگی یعنی توانایی ادامه دادن زندگی و کنش، بدون انکار بحران و بدون سوزاندن سرمایه‌های انسانی و اجتماعی. یعنی بفهمیم اعتراض همیشه به شکل انفجار ناگهانی معنا پیدا نمی‌کند؛ گاهی به شکل حفظ شبکه‌ها، نگه‌داشتن معیشت، مراقبت از بدن‌ها و زنده نگه داشتن امکان‌های جمعی خود را نشان می‌دهد.

این روزها، کنش بیش از آنکه به معنای حرکت‌های پرهزینه و یک‌باره باشد، شبیه حفظ و انباشتن توان جمعی است: توان اقتصادی، توان روانی، توان ارتباطی و توان سازمان‌دهی. این انباشت است که تعیین می‌کند اگر لحظه تصمیم، گشایش یا بحران فرا برسد، جامعه توان واکنش دارد یا صرفاً فرو می‌ریزد.

پیش رو، دست‌کم یک ماه حساس داریم؛ ماهی که اقتصاد، سیاست، روان جمعی و آیین‌های زندگی به هم گره خورده‌اند. اگر معیشت فروبپاشد، اعتراض کوتاه‌مدت می‌شود؛ اگر معنا از دست برود، زندگی به عادتِ تهی تبدیل می‌شود.

برای عبور از این روزها، شاید چند مسیر عملی بتواند راهگشا باشد: حفظ حافظه و حساسیت با روایت‌های پیوسته و مسئولانه، نه موج‌های هیجانی کوتاه‌مدت؛ تقویت شبکه‌های همیاری اقتصادی و اجتماعی برای جلوگیری از فروپاشی مویرگ‌ها؛ پذیرش تفاوت مسیرها و اشکال کنش، بدون حذف و تخطئه یکدیگر؛ و آماده‌سازی جمعی برای سناریوهای مختلف، به‌جای انتظار منفعلانه یا شتاب‌زدگی.

در نهایت، آنچه آینده را رقم می‌زند فقط نتیجه سیاسی نیست، بلکه میزان توانی است که جامعه تا آن لحظه در خود نگه داشته است. جامعه‌ای که توانش را زودتر از دست بدهد، حتی در بهترین سناریوها هم ناتوان از ساختن آینده خواهد بود.

عادی سازیایرانپایداری
۴
۲
Faezeh Nasrollahi
Faezeh Nasrollahi
کسی که توانمندسازی، چه فردی و چه کسب‌وکار، مهم‌ترین ارزش زندگیشه و سعی می‌کنه هرچی یاد گرفته رو به اشتراک بذاره تا بقیه اشتباه‌های جدیدتری رو تجربه کنن!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید