راهاندازی High Availability (HA) یا پایداری بالا برای یک سامانه کاری، قطعاً هزینهبر است. این هزینه نه تنها شامل خرید سختافزار اولیه میشود، بلکه هزینههای پنهان مربوط به لایسنسها، پیادهسازی، نگهداری و مصرف انرژی را نیز در بر میگیرد.
به طور کلی، برای دستیابی به یک معماری HA واقعی، شما باید از معماری Active-Active یا Active-Passive استفاده کنید که مستلزم تکرار تمام لایههای حیاتی (سرورها، شبکه، ذخیرهسازی و...) است.
در ادامه، نمونهای از این هزینهها را در قالب دستهبندیهای مختلف برای شما لیست کردهام:
بزرگترین بخش هزینه معمولاً مربوط به خرید تجهیزات اضافی برای تکرارپذیری است.
سرورها (Servers): شما باید حداقل دو سرور با مشخصات مشابه (یا بهتر) داشته باشید تا اگر یکی از کار افتاد، دیگری جایگزین شود.
مثال: اگر یک سرور اپلیکیشن شما ۵۰۰ میلیون تومان هزینه دارد، برای HA باید دو عدد تهیه کنید (۱ میلیارد تومان).
ذخیرهسازی اشتراکی (Shared Storage): در بسیاری از معماریهای HA (مانند کلاسترینگ)، دادهها باید در جایی ذخیره شوند که هر دو سرور به آن دسترسی داشته باشند. این یعنی خرید تجهیزات Storage مانند SAN یا NAS با قابلیتهای Redundancy (دیسکهای داغ، کنترلرهای دوگانه).
مثال: یک دستگاه Enterprise SAN ممکن است بین ۲ تا ۵ میلیارد تومان هزینه داشته باشد.
تجهیزات شبکه (Networking): برای جلوگیری از Single Point of Failure، باید سوئیچها، روترها و کابلکشیها را نیز دوگانه کنید.
مثال: خرید دو سوئیچ لایه ۳ یا ۴ پرسرعت به جای یک عدد.
بسیاری از نرمافزارهای تجاری برای پیکربندی HA، لایسنس جداگانه یا گرانقیمتی دارند.
لایسنس سیستمعامل: نسخههای Datacenter ویندوز سرور یا Enterprise لینوکس برای کلاسترینگ گرانتر از نسخههای Standard هستند.
لایسنس نرمافزارهای کاربردی: بسیاری از نرمافزارهای بانکی یا سازمانی (مانند سیستمهای پایگاه داده بزرگ Oracle یا ERPها) بر اساس تعداد هسته پردازنده (Core) لایسنس میشوند. در حالت HA، شما ممکن است مجبور شوید لایسنس هستههای سرور دوم را هم بخرید، حتی اگر سرور دوم در حالت Standby باشد.
مثال: لایسنس یک دیتابیس سازمانی در حالت HA ممکن است دو برابر حالت عادی هزینه داشته باشد.
نرمافزارهای کلاسترینگ: نرمافزارهایی مانند Veritas Cluster Server یا Red Hat Cluster Suite که مدیریت Failover را انجام میدهند، هزینه مستقل دارند.
راهاندازی HA صرفاً خرید سختافزار نیست؛ پیادهسازی آن پیچیده است.
مشاوره و نیروی متخصص: پیکربندی کلاستر، تنظیم Quorum، تست سناریوهای Failover و عیبیابی نیاز به تیمهای بسیار متخصص (Senior System Admins) دارد.
مثال: ساعات کاری زیادی برای تست و بهینهسازی صرف میشود که هزینه حقوق یا پیمانکار را بالا میبرد.
مصرف انرژی (Power & Cooling): شما حالا دو برابر تجهیزات روشن دارید (حتی اگر یکی در حالت Standby باشد). این یعنی مصرف دو برابر برق و نیاز به دو برابر ظرفیت خنککننده در دیتاسنتر.
فضای دیتاسنتر (Rack Space): اشغال فضای بیشتر در رک یا کانتینر دیتاسنتر که هزینه اجاره ماهانه دارد.
هزینههای تست دورهای: برای اطمینان از کارکرد HA، باید ماهانه یا فصلی سناریوی قطع سرور اصلی را شبیهسازی کنید که ممکن است باعث سرویسدهی نشدن موقت یا نیاز به ساعات اضافهکاری فنی شود.
راهاندازی HA معمولاً میتواند هزینههای اولیه پروژه را بین ۱.۵ تا ۳ برابر نسبت به یک سیستم تکسروری (Single Point of Failure) افزایش دهد. با این حال، برای سامانههای "حیاتی" (Critical) مانند سیستمهای بانکی، تراکنشی یا کنترل صنعتی (که در سند قبلی بررسی کردیم)، این هزینه ضروری است، زیرا هزینه "توقف خدمات" (Downtime) معمولاً بسیار بیشتر از هزینه راهاندازی HA است.