ویرگول
ورودثبت نام
فرجانه
فرجانهاینجا درباره‌ی فیلم، کتاب و تجربه‌هامون صحبت میکنیم. به لیست‌ها سر بزنید 📚🌻
فرجانه
فرجانه
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

ماجرا از چه قرار است؟

گیجم، شاید بهترین توصیف برایم همین است.


جمعه با بچه‌هایم پارک نمی‌روم، هیئت هم نمیروم، جلسه‌ی استاد که برای یک نشست از تهران آماده و مهمانی دایی را هم؛ هیچکدام را! جمعه‌ی شلوغم را به خالی‌ترین شکل میگذرانم و در جواب چرا نیامدی‌ها سردرگم میمانم که واقعا چرا؟ واقعیت احتمالا یک جمله‌ی کوتاه است؛ خسته و بی حوصله بودم. شاید بگویید خب خسته‌ی چه؟ بعد من دوباره میمانم که بهتان چه بگویم. جواب اصلی احتمالا "خسته‌ی زندگی" است ولی من در پاسخ غر امتحانات و خواب را میزنم. خسته‌ی زندگی یعنی همه چیز و هیچ چیز. مجموعه‌ای از موارد کوچولویی که حتی آنقدر مهم نیستند که در خاطرت بمانند اما بخشی از انرژی‌ات را می بلعند و تو به خود می‌آیی و میبینی امروز حوصله‌ی هیچ چیز را نداری، فقط همین امروز، دست بر قضا همین امروز مهم و پرسش رفتن یا نرفتن؟ و اگر نرفتن پرسش آیا تصمیم درستی گرفته‌ام؟

اما سوال اصلی شاید هیچکدام نباشد، سوال اصلی این است که چرا؟ چرا خستگیم انقدر تلنبار شده که زمینم بزند؟ چرا حواسم را به او ندادم؟ چطور بلندشوم و چطور دیگر اجازه‌ی ضربه‌فنی کردنم را به او ندهم؟


ای جوون حسین منم جوونم

ای جوون حسین غمت به جونم

ای جوون حسین دعا کن امشب

من خودم رو با آقا برسوووونممممم


سلامممم شما چه خبر؟ چی میخونید این روزها؟ 😍

۱۸
۶
فرجانه
فرجانه
اینجا درباره‌ی فیلم، کتاب و تجربه‌هامون صحبت میکنیم. به لیست‌ها سر بزنید 📚🌻
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید