

🔹هفت قرن بعد از حمله امویان به فرماندهی طارق بن زیاد، اسپانیایی ها با ترفند انگور و زنان روسپی ، توانستند اسپانیا را از چنگال مسلمان در بیاورند و تبدیل به یک امپراتوری نوظهور شوند!
🔹در ۱۴۹۲، تنها یکسال از بازپس گیری آندلس نگذشته بود که سروکله ی یک دریانورد به دربار اسپانیا باز شد !!!
🔹دریانوردی ایتالیایی با سابقه کارکردن در کارخانجات نساجی، بنام کريستف کلمب!!!
🔹" کلمب " بعد از رفت و برگشت های فراوان به دربار بالاخره توانست مخ ملکه ایزابل و فردیناند رو برای سفر اکتشافی برای فتح جهان جدید بزند !!!!
🔹اسپانیا بعد از اخراج مورها (مسلمانان مغربی که الان میگن مراکش)، کشوری متحد شده بود که اکثر مردمش کشاورزان فقیر بودند که برای اشراف دو درصدی کار میکردند!
🔹این اشراف ۹۵ درصد زمین های حاصلخیز اسپانیا رو در اختیار داشتند!
🔹پادشاهی اسپانیا مثل بقیه دول اروپایی، دنبال طلا بود!
(اون موقع ، طلا به نماد جدید ثروت تبدیل شده بود و از ملک و زمين، بیشتر تو چشم بود)
🔹اروپاییا اولش فکر میکردن طلا تو آسیاست و بهمین خاطر مارکوپولو رو فرستادن و خیلی هم خوشبحالشون شد ولی ترکان عثمانی( پدر جد اردوغان) سواحل مدیترانه و قسطنطنیه(استانبول الان) رو گرفتند و راه های زمینی اروپا به آسیا رو قطع کردن!!!
🔹بهمین خاطر اسپانیایی ها میخواستن از راه دریا به آسیا بروند و منت ترکان عثمانی رو نکشند!
🔹" کلمب " هم با ترفند طلا توانست شاه و ملکه رو راضی کنه تا اسپانسر بشن!
🔹شاه اسپانیا هم در مقابل آوردن طلا و ادویه جات، قرار شد کلی پاداش به آپاچی اروپایی بده و حسابی چرب و چیلیشون کنه!
ده درصد کل طلاها
فرمانداری سرزمین های تازه کشف شده
لقب دریاسالار دریای اقیانوس
🔹کريستف با سه کشتی بادبانی راه افتاد!
بزرگترین کشتی،سانتاماریا(مریم مقدس)😳با سی متر طول بود که سی و نه نفر خدمه داشت!!!
🔹خلاصه بعد چند روز ( میگن سی و سه روز)، از دور خشکی رو دیدند!!!
جزایر باهاما در دریای کارائیب!
ولی کلمب فکر میکرد اینجا سواحل آسیا و هند هست !!!😳
🔹سرخ پوستای ساده بومی با دیدن کشتی ها به درون آب پریدند و به استقبال گاومیشهای اروپایی رفتند!!!
(بدبختا نمیدونستن قراره چه بلایی سرشون بیاد!!!)
🔹اولین چیزی که توجه کريستف کلمب رو به خوش جلب کرد مزرعه های بزرگ ذرت و سیب زمینی نبود بلکه گوشواره های طلای بومیان بود!
🔹کلمب در اولین حرکت ، تعدادی از بومیان نگون بخت را در کشتی زندانی کرد تا منبع طلا را نشانش دهند و بعدش به سمت سواحل کوبا و ازآنجا به جزیره هیسپانیولا (امروز دو کشور هائیتی و دومینیکن) رفت، جایی که کف رودخانه هاش ذرات طلا برق میزد !!!
🔹کلمب با دیدن طلا مخش سوت کشیده بود و با هدیه نقاب طلایی که از رئیس سرخپوستا گرفته بود دیگه غیر قابل مهار شده بود!
🔹جنون طلا!!!!
🔹کريستف دستور داد کشتی مریم مقدس رو که به گل زده بود تکه تکه کنند و با چوبهاش اولین دژ نظامی اروپا در هیسپانیولا را بسازند!
اسم دژ رو هم گذاشت ناویداد یعنی کریسمس!
🔹سی و نه نفر رو برای جمع کردن طلا و حفظ قرارگاه در دژ نگه داشت و خودش با بقیه خدم وحشمش و یه تعداد اسیر سرخ پوست با دو کشتی "نینا و پینتا "جهت پاچه مالی شاه و گزارش و گرفتن لجستیکی بیشتر،به اسپانیا برگشت !
🔹البته با سرد شدن هوا در مسیر برگشت ، تقریبا اکثر سرخ پوستا در کشتی مردند!
🔹کلمب وقتی به دربار اسپانیا رسید بعد دستبوسی، گزارش داد که ما به آسیا رسیدیم ( کوبا ) و بعد به سواحل چین (همان هیسپانیولا)!!!
(هنوز گیج میزد و نمیدونست به قاره جدید رسیده!!!)
🔹کلمب میگفت و
پادشاه و ملکه ، آب از لب و لوچه شان میریخت!!!
" مراتع و دشت ها همه حاصلخیز
لنگرگاه ها عالی
رودهای فراوان با بسترهای پر از طلا
و ادویه های فراوان !!!!
وخلاصه این که همه چی جوره و
بریم پاره کنیم!!!
🔹و البته نکته مهم تر گزارش کلمب این بود؛
بومیان ساده لوح !!!!!!😳
و این اروپایی ها رو هار کرده بود برای مرحله بعد!!!
🔹البته عده ای از اروپایی ها معتقدند که ۱۵۰ سال قبل از کريستف کلمب ، دریانوردان جنوآ (شهری در ایتالیا) آمریکا را کشف کرده بودند و کريستف داره خالی بندی میکنه!
(احتمالا دارن راست میگن چون کلمب هم اهل جنوآ ایتالیا بوده و یه چیزایی ازقبل میدونسته!!!)
🔹و یه شواهدی نشان میدهد که قبلا دریانوردان ایرانی و حتی مسلمان، در قاره آمریکا حسابی سرک کشیده بودند و حتی دست به ساخت و ساز هم زدند !( یه داستان مفصل داره)
فعلا اینو داشته باشید به نقلی، وقتی دار و دسته کلمب به سواحل کوبا رسیده بودند از دور مناره دیده بودند!!! گلدسته مسجد !!!
البته سبک زندگی و آداب و رسوم ایرانی هم به چشم جماعت اروپایی خورده بود !

🔹"کريستف کلمب" بعد از عملیات مخ زنی پادشاه و ملکه ، موفق شد کلیسا رو هم بیاره تو تیم خودش!!!
نتیجه ش شد هفده کشتی و بیش از هزار نفر ملوان و تفنگچی !
🔹البته هدف سفر دوم کاملا واضح بود؛
آوردن برده و طلا !!!
🔹اما در دژ ناویداد اتفاقاتی افتاده بود !
همه ملوانان کشته شده بودند!
🔹ملوانان دژ که به قصد طلا، جزایر رو شخم میزدند، زنان و کودکان رو هم برای سواستفاده های جنسی و بردگی ، غارت میکردند !
مردان قبیله هم غیرتی شدند و همه ملوانان رو پاره کردند!
🔹کلمب از هائیتی تا جزایر مختلف رو وجب به وجب برای طلا سرچ میکردند تا کشتی هایشان رو با طلا پر کنند!
🔹به بومیان پانزده سال به بالا دستور داده بودند تا مقدار معینی در سه ماه جمع کنند و اگر نمی توانستند دست هایشان را قطع میکردند تا از خونریزی بمیرند!
🔹کلمب در سفر دوم نتوانست طلای کافی پیدا کند و از آنجایی که نمی خواست دست خالی برگردد ، دست به یک حمله گاز انبری برای شکار برده زد و کلی سرخپوست شکار و در کشتی بار زد تا در برگشت به اسپانیا جلوی پادشاه و ملکه، ایستگاه نشود !
🔹خیلی از برده ها در کشتی و در مسیر برگشت میمردند ولی با این حال تجارت برده پر سود بود!
🔹سرخپوستا که دیدند کلاهشان پس معرکه ست تصمیم به مقاومت گرفتند و دیواره دفاعی درست کردند ،سپاهی راه انداختند تا مقابله به مثل کنند ولی اسپانیایی ها تفنگ و شمشیر داشتند!!! نتیجه هم مشخص بود!
🔹اسپانیایی ها، بومیان سرخ پوست را اسیر میکردند یا به بردگی می بردند و یا دار میزدند و یا آتش میکشیدند!
🔹بعضی سرخ پوست ها هم وقتی جنون اروپاییا رو دیدند زحمت رو کم کردن با خانواده خودکشی میکردند!
🔹در کمتر از دوسال، نصف جمعیت سرخ پوست هائیتی، الفاتحه شدند!
🔹لالیگایی ها وقتی دیدند طلا دیگه تمومه، زمین ها را تبدیل به مزارع پهناور میکردند و از سرخ پوستا به عنوان برده در کاشت، داشت، برداشت استفاده میکردند و تا جایی کار می کشیدند که به کفن و دفن ختم بشه!
🔹کشتار اینقدر فجیع بود که تا سال ۱۵۵۰ جمعیت سرخپوستا در هاییتی ۵۰۰ نفر شده بود !
🔹یکی از مزرعه داران کشیش جوانی بود بنام " لاس کاساس" که در فتح کوبا هم شرکت کرد و با رانتی که پیدا کرده بود صاحب مزرعه با کلی برده سرخپوست شد ولی بعدش عذاب وجدان میگیره و بیخیال پدرسوختگی و نسل کشی میشه!!!
🔹لاس کاس که وحشی بازی اسپانیاییا براش غیر قابل تحمل شده بود چند تا کتاب هم نوشت و کلی سند از جنایت بچه محلاش رو کرد !
🔹خلاصه این که اسپانیایی ها، نسل سرخ پوستای "هائیتی و کوبا و اون دور ورا " رو ترکوندن و از مدار زندگی خارج کردند !
🔹ولی باز این تازه اول کار بود هنوز سر و کله انگلیسیا و بقیه اروپایی ها به نیم کره غربی دنیا، باز نشده بود و عمق فاجعه تو راه بود !
https://eitaa.com/Hs_Land/1447

🔹بعد از قتل عام سرخپوستا توسط دار و دسته کريستف کلمب در باهاما و کوبا و... ، یکی یکی سرو کله اروپاییا هم پیدا می شد !
🔹"کورتز" نامی به جان " آزتک " های مکزیک افتاد .
🔹"پیزارو" خان هم با چک ولگد روی سر اینکاهای پرو خراب شد!
🔹انگلیسیا هم با غلتک از روی سرخ پوست های " پوهاتان" و "پکوئوت" رد شدند و در ویرجینیا و ماساچوست حسابی جوی خون راه انداختند!
🔹آزتک ها در مکزیک تو کار ساخت و ساز بودن و کلی ساختمان های گنده درست کرده بودن ، ولی یه کم " شاس " میزدن!
🔹مثلا تو مراسم های سنتی شون زن و بچه هاشون رو قربانی میکردند
از بس که ساده و شوت بودن و همین، کار دستشون داد!
🔹آزتک ها وقتی یه ناو جنگی اسپانیایی رو که حامل مردان ریشوی سوار بر اسب های زره پوش رو دیدند فکر کردند خداشون که سیصد سال پیش مُرده، زنده شد و هر چی داشتند را رو کردند!
از بس ساده بودند!
🔹ولی این خدای فیک کی بود؟!!!
هرناندو کورتز اسپانیایی!
🔹بازاریا و زمين دارا و کشیشا، اسپانسرش شدند تا بره براشون طلا بار بزنه !!!!
🔹این وسط پادشاه آزتک ها که دیگه چُسگلی رو رد کرده بود واقعا فکر میکرد این خداست، صد نفر قاصد رو در لِوِل های مختلف و با هدایای سنگین و لاکچری(طلا و نقره با عیار فول !!!) خدمت خدای اروپایی فرستاد!
🔹طرف هم وقتی میبینه یه مشت بلانسبت، شاسگول روبروشن و تو طلا دست و پا میزنن! صد درصد بیخیال نمیشه و تا پاره نکنه ول نمیکنه !
تازه اگه میکس اروپایی _ یهودی باشه !
🔹 "هرناندو کورتز " هم ازون بیشرفای روزگار بود و اولش بین مکزیکیها اختلاف و اونا رو به جون هم انداخت و در مرحله دوم برا تمام بزرگان "چوچولا " دعوت نامه فرستاد و همه ی بزرگان قبایل با هزاران همراه و ملازم در میدان شهر جمع شدند!
🔹هرناندو کورتز وقتی دید همه جمع شدن به توپخانه ها دستور داد نخودا رو بریزن و بعدش که همه سولاخ سولاخ و لِه شدند به تیراندازا گفت هرکی زنده ست تیرخلاص رو بزنید!
🔹میگن همونجا، تمدن آزتک از تاریخ فورمت شد!!!!!
🔹همین مدل رفتار را "پیزارو " که جنون طلا داشت در پرو انجام داد و رحم نکرد و همه رو رنده کرد!
🔹 این اول ماجرا بود و تازه سر و کله انگلیسیا پیدا شده بود!
🔹در ۱۵۸۵، " ریچارد گرنویل" انگليسي با هفت کشتی در سواحل ویرجینیا لنگر انداخت !
🔹سرخ پوستا هم طبق معمول شل کردن و اینقدر محبت کردند که طرف کله ش گیج رفت !!!
🔹این وسط یه سرخ پوست ، یک فنجان نقره ای کوچیک رو کف رفت و الفرار!!!
🔹گرنویل ،گدا سگ انگلیسی!!! بخاطر یک فنجان کل روستای سرخ پوستا رو غارت کرد و بعدش با یه فندک تبدیل به زغالشون کرد!!!
🔹انگلیسیای گراز در یک حرکت کثیف دیگه به قبیله پوهاتان شبیخون زدن و مزرعه ذرت و خانه ها رو به آتش کشیدن و در آخر، ملکه و بچه هاش رو با قایق بردند!
وسط آب، بچهها را تیر خلاص زندند و بعدش ملکه رو با چاقو ، قیمه قیمه کردند!
🔹سرخ پوستا که دیدند اوضاع خ خیط شده یه ترکیب زدند و سال ۱۶۲۲ به انگلیسیا اَتَک زدند و سیصد نفرشون رو پاره نمودند!
🔹انگلیسیا اعلام وضعیت جنگی کردن!
🔹وسط این تو سرهم زدنا و بدبختیا، سر و کله پیتی میتی ها (پیوریتن ها) هم پیدا شد !
یه سری یهودیای شست شوی مغزی شده ی توسری خور، که فکر میکردن آمریکا همون ارض موعوده!!!
🔹پیوریتن ها ، از بس که انگل بودند هیچ کس حوصله شون رو نداشت و سر نخواستنشون دعوا بود و تا گفتند میخوایم بریم امریکا،
انگلیسیا خرکیف شدن و تَهِ روده شون عروسی بود!!!
🔹پیوریتن ها خ خوش اشتها بودن و صاف رفتند وسط دل سرخپوستا!
شمال شرقی آمریکا!!!!
🔹با هرچی داشتند افتادند به جان سرخ پوستای بدبخت!
رحم نکردن و دل و روده بود که بیرون میریخت و زمين ها بود که به آتش کشیده می شد!
🔹اینا برای این که دل سرخپوستای مستقر در خط مقدم رو خالی کنند میرفتند زن و بچه هاشون رو آتیش میزدن !
کلا زن و بچه کُشی، تو ژن شون بود!
🔹پیوریتنها برای نسل کشی و قتل و غارتشون کلی آیه و حدیث از تورات و انجیل های چاپ معبد اورشلیم می آوردن و این هم خودش داستانی بود!!!!