
🔹چهار دهه بعد از عروج مسیح، معبد اورشلیم به دست رومی ها صافیده شد و به قهقهرا رفت !
🔹در ۱۳۲ میلادی، یهودیا که بهشون بر خورده بود و حسابی تو سری خور شده بودند، دست به یه شاخ بازی برای رومی ها زدند و شورش بارکوخبا را راه انداختند.
🔹رومی ها هم که حوصله این بازی ها رو نداشتند با شش لژیون وحشی به اورشلیم حمله کردند و همه رو پاره کردند!
🔹رییس این شورش، شمعون بارکوخبا بود که سه سالی هم رییس بازی در آورد ولی در حمله رومی ها رفت تو گونی و بعدش بسته بندی شد و به تاریخ پیوست !
🔹علت شورش یهودیا هم،دستور تغییر کاربری معبد اورشلیم به دستور "برادر هادریان " امپراتور روم بود!
🔹یهود بعد از ترکیده شدن رفتند تو سولاخای خودشون و یه مدت منطقه آرام بود و مگس هم پر نمیزد !
🔹 قرن دوم که شروع شد با ورود یک بچه پولدار بنام "یهودا بن شمعون "، یهودیا کامبک زدند و دوباره برگشتند به اوج و غرب آسیا هم برگشت به تنظیمات کارخانه ای!
🔹مهم ترین علتش هم این بود که رابطه ش با حکومت روم خ خوب بود و بلد بود چطور پاچه مالی کنه!
🔹به این طرف، یهودا ناسی هم میگفتند و ۵۰ سال پادشاهی کرد!
(ناسی به معنای «رئیس» است و در عهد عتیق به آدمای مهم میگفتند)
🔹یهودا هم رهبر دینی بود و هم سیاسی!
بهش بنیانگذار یهودیت جدید هم میگفتند!
🔹یهودا ناسی در زمان حیاتش،یه کار راهبردی هم کرد و آنکه تمامی روایت های یهود را کتبی کرد و به صورت "میشنا" درآورد!
🔹یهودیان که در ایران و روم پراکنده و فاقد سرزمین بودند! جمع آوری این کتاب در قالب میشنا بهترین فرصت بود تا یهودیانی که در حال نابودی و پراکندگی بودند، سرشان یک جا گرد شود!
🔹میشنا شامل شش کتاب بود؛
زراعیم(زراعت و کشاورزی)
موعد(اعیاد و مراسم دینی)
ناشیم(زنان و ازدواج)
نزیقین(جرایم و مجازات ها)
قداشیم(امورات مذهبی و مناسک)
طهارت(طهارت)
🔹از نظر یهودیان ،خاندان داوود نماد پیروزی نهایی و نماد عشق خدا به مردم اسراییل هست و به همین خاطر یهودا ناسی برا خودش یه شجره نامه ردیف کرد و خودش رو چسبوند به داوود نبی!!!
🔹 یهودا ناسی که میمیره، در سدههای سوم و چهارم میلادی مهاجرت یهودیان به بینالنهرین اوج میگیره ، عجیب هم اوج میگیره!
🔹حجم مهاجرت یهود ایتقد بالا بود که با آغاز قرن پنجم ، بینالنهرین جای اورشلیم را گرفت!
عراق شده بود مرکز یهودیان!
🔹در سرزمین های روم اوضاع برای یهود زیاد جالب نبود!
سال۳۱۳ میلادی، امپراتور روم، فرمان میلان را صادر کرد!یعنی آزادی ادیان!
🔹این فرمان ضربه بزرگی به اشراف یهود بود، چون دیگه سرکوب یهودیانی که مسیحی می شدند، ممنوع شد!
🔹۲۶ سال بعد، دومین کنستانتین روم، با یه دستور دیگه به هیکل اشراف یهودی آفتابه گرفت!
دستور داد تمام بردگان مسیحی که در خدمت یهودیان بودند آزاد شوند!
🔹این برای یهودیانی که صاحب املاک پهناور بودند سوزش عجیبی داشت!
🔹سال۳۸۸ میلادی، مسیحیان اروپا که پدرسوختگی یهودیا برایشان غیر قابل تحمل شده بود، هر چی کنیسه و مراکز یهودی رو که دستشان میرسید به آتش کشیدند!
(اینقدر یهودیا رو اعصاب و آدمای گندی بودند! چون همین اتفاق در ایران هم برای یهودیان افتاد)
🔹سال۴۱۵ میلادی، امپراتور روم زد موتور یهود رو پیاده کرد و کرکره شورای سنهدرین(همان شورایی که حکم به اعدام مسیح رو داد) رو کشید پایین!

تا حضرت عیسی ، همه ی پیامبران از نسل اسحاق هستند و ناگهان در آخرالزمان یک تغییر ریل اتفاق می افتد و آخرین پیامبر از نسل اسماعیل برگزیده می شود و همین بنزینی می شود بر آتش حسادت یهود !!!!!

هاشم در این طرف جدول و امیه در آن طرف جدول !

🔹۱۶ قرن پیش در حوالی ۴۹۵ میلادی، یک قتل آرام در سواحل مدیترانه اتفاق میافتد!
🔹مقتول تاجری خوشنام بود از اهالی مکه ، که برای تجارت به شام رفته بود ولی در غزه حذف فیزیکی شده بود !
🔹این مرد سرشناس که برای ترانزیت در مسیر حجاز تا اورشلیم از امپراتور بیزانس مجوز داشت در ۳۵ سالگی خیلی اتفاقی در غزه کشته و همانجا دفن می شود!
اما جریان این قتل مشکوک وقتی مهم می شود که این تاجر خوشنام "هاشم" نام دارد و خیلی اتفاقی یکی از اجداد پیامبر آخرالزمان است!
🔹درست حدس زدید تیم اطلاعاتی سازمان یهود توانسته بود اجداد پیامبر آخرالزمان را شناسایی کند!
🔹همزمان خ اتفاقی😳 ، جوانی یهودی به خاندان قریش چسبانده میشود!
همینجوری یهویی!
🔹"عبد شمس" ، سال ها بعد از وفات برادرش هاشم ، وقتی پایش به سواحل شرقی مدیترانه میرسد خیلی سوسکی از بچه خوشگلی اورشلیمی خوشش می آید و او را به فرزندخواندگی قبول میکند و بعدش میفرستدش در آب نمک !!!
(البته یه مدت هم داشت کصابتکاریاش رو جمع میکرد)
🔹سازمان یهود که مثل پاندول، مدام از امپراتوری ایران به امپراتوری روم و بالعکس وول میخورد و آویزان بازی در می آورد
حالا تارگت زده بود روی بیابان های حجاز !
🔹ان ها مطمئن شده بودند که نسل پیامبراخرالزمان را از طرف هاشم را کنسل کردند و پیامبر فیک را میتوانند از طریق امیه ، وارد گود کنند !!!!
🔹پدر سوخته ها فکر همه چیز را کرده بودند!
🔹آن ها قبل تروربازی، از قرن ها قبل سناریوی دیوارگوشتی را عملیاتی کرده بودند!
یک میدان موانع چند هزار کیلومتری از مکه تا شام !
🔹آن ها دو سه قبیله (بنی نضیر و بنی قریظه و بنی قینقاع)رو فرو کردند در یثرب و یهودیان را با تراکم بالا اسکان دادند !
🔹در مسیر یثرب تا اورشلیم( حوالی۱۶۰ کیلومتری یثرب) و در ارتفاعات خیبر، قلعه هایی مستحکم و عظیم را با معماری و مهندسی عجیب و تونل های تو در تو ساختند!
🔹در فاصله ۷۲ ساعته با شام ، یک دیوار گوشتی دیگر راه انداختند و یهودیان را در منطقه پر آب و علف تیما اسکان دادند ، جایی حوالی تبوک!
🔹 در مرز اردن و اسراییل ،
معبر " موته" را با یهودیان چاقال بستند !
🔹مزارع فدک را هم در ده کیلومتری خیبر راه انداختند، در مسیر سوریه !
(که پیامبر ازون طرف معبر باز نکنه برا اورشلیم!)
🔹بعد از قتل هاشم و نفوذ امیه، سازمان اطلاعات عملیات یهود ، تا اندازه ای خیالش جمع شده بود و بشکن میزد !
🔹اما ورود مطلب(برادر دیگر هاشم) به همراه پسری بنام شیبه به مکه، سیستم اطلاعاتی یهود را بهم ریخت!!
(شیبه پسر هاشم خیلی مخفیانه در یثرب بدنیا آمد و زیست میکرد و حتی بعد ورود به مدینه عبدالمطلب نامیده شده، پسرخوانده مطلب! دقیقا همان سناریویی که در جدول بغلی داشت اجرا میشد امیه پسر عبد شمس !)
🔹سازمان یهود یک اشتباه محاسباتی کرده بود و همین باعث شد که از جبهه حق یک گام عقب تر باشد !!!!(این جماعت علیرغم زرنگ بازیاشون، این اشتباه محاسباتی تو خونشون هست و از همین سولاخ هم تا پاره شدن پیش میرن!)
🔹مکر یهود در ترور اجداد پیامبر و انتقال نطفه، کارساز نشده بود!
🔹آنها بیخیال بشو نبودند و علیرغم رعایت نکات امنیتی توسط مطلب، سنسورهای امنیتی شان موفق به شناسایی عبدالمطلب و پسرش عبدالله شده بودند!
🔹یهود تمام تجربیات تاریخی خود را تبدیل به یک طرح عملیاتی جهت حذف پیامبر جدید کرده بودند!
🔹نسب پیامبر لو رفته بود و این یک برگ برنده بزرگ برای یهود بود !
🔹آن ها در پلن بعدی توانسته بودند عبدالله(پدرپیامبر) ۲۵ ساله را که از تجارت در اورشلیم باز میگشت را در یثرب و قبل از رسیدن به مکه و در سفری ناتمام به شهادت برسانند!
و این تنها چند ماه قبل از ولادت احمد وعده داده شده توسط عیسی نبی الله بود !
🔹و حالا چرخش روزگار به آخرین پیامبر رسیده بود !
🔹سازمان یهود پیامبر آخرالزمان رو با جزئيات کامل میشناخت و حتی لوکیشن ولادت پیامبر را با زمان دقیق آن میدانست!
خداوند هم در قرآن به پیامبر اشاره کرده که تو را مانند فرزندانشان میشناسند!!!(۱۴۶ بقره)
🔹 وقتی عبدالمطلب (پدربزرگ پیامبر)برای تجارت به یمن رفته بود.فرماندار یمن، در خلوتی مخفیانه به عبدالمطلب گفته بود: "میخواهم رازی از رازهای خود را برایت بازگویم و از تو میخواهم آن را پنهان كنی تا هنگام ظهور فرار رسد. در شهر شما طفلی خوشرو و خوشقامت به دنیا آمده که یگانه اهل زمین است. در کتابهای بنیاسرائیل، وصف او از ماه شب چهاردهم و روشنتر است. او پس از بیان ویژگیهای پیامبر موعود، آهی از حسرت کشید و ادامه داد: کاش در عصر پیامبری او بودم و از جان یاریاش میکردم. بعدش به عبدالمطلب توصیه فراوان کرد که حواسش به بچه باشه و علی الخصوص در برابر یهود!
آخرش هم گفت که اگر آنها (یهود) بچه را پیدا کنند حتما او را خواهند کشت!!!