
سلام دوستان، ضمن عرض تسلیتِ تاسوعای حسینی، معرفی کوچکی از شخصیت والای داستان واقعه کربلا خواهیم داشت.
عباس ابن علی ابیطالب(ع) اولین فرزند امالبنین ( فاطمه بنت حزام ) و پنجمین پسر علی ابنابیطالب بود، تولد او را ۴ ام شعبان سال ۲۶ هجری قمری در مدینه دانستهاند؛ وقتی به دنیا آمد، امام علی(ع) او را در آغوش گرفت و عباس نامید و در گوشهایش اذان و اقامه گفت، سپس بازوهایش را بوسید و گریه کرد و در پاسخ به امالبنین که دلیل گریه او را جویا شد، گفت:«دو بازوی عباس در راه کمک به حسین(ع) جدا میشود و خداوند در ازای دو دست بریدهاش، دو بال در آخرت به او عطا میکند.»
از لقب های او میتوان به سقّا، بابالحوائج، علمدار و قمر بنی هاشم اشاره نمود و کنیههای مشهورش ابوالفضل، ابوالقاسم و ابوالقِربَة (به معنای مَشکآور) است.
در رابطه با زندگی حضرت عباس تا قبل از واقعه کربلا اطلاعات تاریخی چندانی در دسترس نیست؛ تنها ماجرایی که از زندگی ایشان نقل شده حضور در جنگ صفین است و نیز یک نکته در هنگام دفن امام حسن مجتبی(ع) . باقی آنچه وجود دارد مربوط به واقعه کربلا است.
مهمترین فراز زندگی حضرت عباس، حضور در کربلاست، ایشان در آن روز به سفارش امام حسین(ع) به عنوان پرچمدار سپاه ایشان در خط مقدم ایستاد.
وقتی دشمن آب را بر کاروان امام حسین(ع) بست و تشنگی به اهل حرم و اصحاب فشار آورد، امام، عباس را همراه سی اسبسوار و بیست پیادهنظام با بیست مَشک آب روانه شریعه فرات نمود تا آب بیاورند. آنها شبانه نزدیک شریعه شدند اما عمرو بن حجاج و یارانش قصد ممانعت از رسیدن آنها به شریعه را داشتند که حضرت عباس و همراهانش آنها را عقب رانده و خود را به شریعه رساندند و مَشکها را پر از آب کردند. در حین بازگشت از شریعه عمرو بن حجاج و یارانش، بر آنان هجوم بردند. حضرت عباس و دیگر سوارکاران راه را بر دشمن بستند تا پیادهنظامها آب را به اردوگاه رساندند.
همچنین به هنگامی که از سوی دشمن برای فریب ایشان و جداکردنشان از امام حسین(ع) امان نامهای به ایشان و برادرانشان داده شد، نپذیرفتند و گفتند:
«اگر به ما و برادرمان حسین امان میدهی، ما نیز اماننامهٔ تو را قبول میکنیم و گرنه ما نیازی به اماننامهات نداریم.»
در روز عاشورا، پس از شهادت همه یاران و برادران، حضرت عباس برای آوردن آب به سمت فرات رفت؛ مَشک را پر از آب کرد اما خود، به احترام تشنگی برادر، لب به آب نزد؛ در راه بازگشت، از پشت درختی به دست راستش ضربه زدند، مَشک را به دست چپ گرفت، دست چپش را هم قطع کردند و سپس عمودی بر سرش فرود آوردند و به شهادت رسیدند.
در آن هنگام امام حسین (ع) بالای پیکر برادر آمد و با اندوهی جانکاه فرمود:
«اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی»
«اکنون کمرم شکست و چارهام اندک شد.»
در روایات، امام سجاد (ع) فرمودند که خداوند به عوض دو دست قطعشدهی حضرت عباس، در بهشت به او دو بال عطا کرده است تا با فرشتگان پرواز کند و مقامش چنان والاست که همهی شهدا به او غبطه میخورند.
کرامات بسیاری از ایشان نقل شده که شامل حال شیعه و غیرشیعه، مسلمان و غیرمسلمان شده و به همین دلیل، او را «بابالحوائج» میخوانند.
برای مثال:
ذکر «یا کاشفَ الکَرْبِ عنْ وَجهِ الْحُسَین اِکْشِفْ کَرْبی بِحَقِّ أَخیکَ الحُسَین» (ای برطرف کننده غم و اندوه از روی حسین به حق برادرت حسین، اندوه و مشکل من را برطرف کن). به عنوان یکی از ذکرهای توسل به حضرت عباس مشهور شده و گاه توصیه میشود که این ذکر به تعداد ۱۳۳ مرتبه گفته شود. البته این ذکر در کتابهای حدیثی شیعه نقل نشده و تنها درباره اوصافی از حضرت عباس است که سینه به سینه نقل شده و جواب داده است.
شیعیان، روز نهم محرم (تاسوعا) را به نام و یاد حضرت عباس (ع) عزاداری میکنند. در ایران، این روز تعطیل رسمی است و مراسم معنوی خاصی در سوگِ سقایِ تشنهلبِ کربلا برگزار میشود.
«سلام به روح بلندش باد و نظر پاکش مشمول همه رهروان حسین(ع) باد انشااللّه»🌷
