
سالهاست که ازدواج را یا بهعنوان یک اجبار اجتماعی میشناسیم، یا آن را به پاسخدادن به نیازهایی تقلیل میدهیم که راهکارهای سادهتر و کمهزینهتری هم برایشان وجود دارد. اما واقعیت این است: اگر ازدواج آگاهانه باشد، یک انتخاب لوکس است.
لوکس نه بهخاطر مراسم، نه حلقه، نه خانه؛ بلکه چون نیازمند چیزی است که همه ندارند: بلوغ روانی و توانایی مدیریت احساسات.
تأهل برای انسانِ نیازمند نیست. کسی که فقط برای پر کردن تنهایی، ترس از سن، فشار خانواده، نیاز جنسی یا صرفاً برای سهلتر شدن امور زندگی وارد رابطه میشود، در واقع بهدنبال نجات است نه تعهد و شراکت.
تأهل بالغانه از جایی شروع میشود که فرد میتواند تنها باشد؛ مسئول احساسات خودش است؛ از رابطه برای فرار استفاده نمیکند. چنین آدمی «احتیاج» ندارد؛ انتخاب میکند.
و دقیقاً همینجاست که خیلیها جا میزنند.
تعهد یعنی:
ماندن حتی وقتی هیجان کم میشود
گفتوگو بهجای فرار
رشد دادن رابطه، نه مصرف کردن آن
به همین دلیل است که تعهد جسورانه است. تعهد آینهای جلوی ما میگذارد که خیلیها حاضر نیستند خودشان را در آن ببینند.
سکس فقط بخشی از ماجراست. نیاز جنسی واقعی است و مهم، اما وقتی تأهل فقط روی این محور بنا شود، رابطه خیلی زود به بنبست میرسد. آدم بالغ میداند آنچه رابطه را زنده نگه میدارد امنیت، احترام و مسئولیتپذیری است.
سکس بدون تعهد آسان است؛ تعهد بدون فرار، شجاعت میخواهد.
تأهلِ درست، روی اصول مثل یک استایل شیک و لوکس باعث درخشش شما، شخصیتتان و رابطهتان میشود. منظور چیز چشمگیر نیست؛ چیزی است که بوی تمیزی، آرامش، تربیت و حتی کاریزما میدهد.
اما تأهل بدون تعهد، قانون و اصول، شبیه لباس گرانی است که بدقواره به تن زندگی مینشیند؛ شاید برای ساعتی جذاب باشد، اما بوی بیاعتمادی و بیبندوباری میدهد،مثل عطری شیک با رایحهای ملایم که فقط موقتی دلفریب است.
تعهد یعنی: «من آمادهام»!
آمادهام که شنیده شوم و بشنوم
مسئول اشتباهاتم باشم
رشد کنم وقتی سخت است
برای همین است که همه نباید ازدواج کنند و هر ازدواجی هم مقدس نیست. اما اگر کسی آگاهانه تأهل را انتخاب کند، از یک مرحله مهم زندگی عبور کرده است.
تأهل «وظیفه» نیست؛ مدرک موفقیت هم نیست.
تأهل—اگر درست انتخاب شود—انتخاب آدمهایی است که آنقدر بزرگ شدهاند که شریک میخواهند، نه ناجی.
و اگر امروز به خودت نگاه میکنی و میگویی «من هنوز در مسیر رشد هستم»، این ضعف نیست؛ این صداقت است.