چطور ایده راه اندازی آمازون به ذهن بزوس رسید؟

یکی از افراد نوآور که زیاد از او یاد می شود جف بزوس، موسس آمازون است. همانطوری که می دانیم آمازون یکی از سایت های معروف دنیاست که تجارت قابل توجهی دارد. جف بزوس از کتاب در این سایت شروع کرد و الان خدمات و محصولات دیگری نیز عرضه می کند.

نمی خواهم از جف بزوس و سایت آمازون بگویم. هدف من این است که به شما بگویم چطور ذهن بزوس به این رسید که باید آمازون را تاسیس کند.

در اوایل دهه 1900 جف بزوس که مدیر اجرایی جوان یک شرکت سرمایه گذاری در شهر نیویورک بوده، در گزارشی مطالعه کرد که استفاده از اینترنت تا 2300 درصد در سال افزایش یافته است.

بلافاصله با پی بردن به پتانسیل بالای تجارت الکترونیکی، بزوس تصمیم گرفت تا شغلش را کنار گذاشته و به شکل گیری تجارت وب، محور کتاب تمرکز نماید.

در این داستان چند نکته است

نکته اول: بزوس از لنز دیگری به آینده نگاه کرد. لنزی که شاید ما هیچ کدام از آن لنز به دنیا نگاه نکنیم. لنزی که بزوس استفاده کرد به مهار روندها معروف است. مهار روندها یعنی تشخیص پتانسیل های آتی پیشرفت های در حال ظهور و استفاده از این روندها برای بازکردن پنجره هایی به روی فرصت های جدید.

ما هم می توانیم مثل بزوس به آینده نگاه کنیم. روندهای زیادی اکنون در حال شکل گیری است. اگر الان به روشنی این روندها را دنبال کنیم آینده موفقی خواهیم داشت.

نکته دوم: تیپ شخصیتی که بزوس دارد شاید در ما خیلی پررنگ نباشد. کدام یک از ما شغلی که الان دارمی را رها می کنیم و به سوی آینده ای نامعلوم می رویم؟ چه کسی با تشخیص روندی آینده دار، دست از امنیت شغلی الان خود بر می دارد؟ ولی بزوس این کار را کرد. نمی توانیم موفق شویم مگر اینکه ترس هایمان را کنار بگذاریم و از این امنیتی که به ظاهر برای خودمان درست کرده ایم بیرون بیاییم.

نکته سوم: در زندگی نامه بزوس خواندم که او فردی سخت کوش است. به راحتی ناامید نمی شود. ولی هر کدام از ما اگر تنها یکبار در یک کسب و کاری شکست بخوریم، به چنان ناامیدی دچار می شویم که نه تنها همان کسب و کار را دوباره ادامه نمی دهیم بلکه نسبت به بسیاری از کسب و کارها هم بدبین می شویم و همه را گردن دیگران، جامعه و ... می اندازیم.

روزی مطلب جالبی را خواندم که برای همیشه در ذهنم ماند:

کودک زمانی که می خواهد راه بیفتد صدها بار زمین می خورد و دوباره بلند می شود. او هرگز در ذهن خود تصور نمی کند که برای راه رفتن ساخته نشده است. بلکه فقط تلاش می کند.

کدام یک از ما برای رسیدن به رویاهایمان مثل یک کودک عمل می کنیم؟