این یک یادآوری مهم است که آدم بفهمه مجبور است از خودش مراقبت کند، {چون تا وقتی از خودمان مراقبت نکنیم، نمیتوانیم از دیگران هم مراقبت کنیم!ُ}.

«سرطان به شما میفهماند که مدام به چهچیزی فکر میکنید و اینکه چهچیزی واقعاً برایتان مهم است و چهچیزی باید برایتان مهم باشد: جایی که هستهٔ شما وجود دارد. من حدس میزنم چون من برای مدتی طولانی در زندگی عوام و در سیاست بودهام، فکر میکردم هستهٔ من در سیاست است... اما اینطور نیست. از دل این اتفاق چیز خوبی برای من به دست آمد. کلی چیزهای خوب از آن بهدست آوردم. من فکر میکنم خودم را کمی بهتر میشناسم. چیزهایی که برایم مهم هستند را بهتر میفهمم. شاید هنوز کامل به این نقطه نرسیده باشم. احمقانه است که فکر کنم تنها در چند هفته به این نقطه میرسم، اما فکر میکنم دارم در این مسیر حرکت میکنم.»