فواد شمس
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

دوستان راست اروپایی ترامپ، متحدان نانوشته پوتین




🔻دوستان راست اروپایی ترامپ، متحدان نانوشته پوتین

بازگشت ترامپ به کاخ سفید، می‌تواند سرآغازی برای تحولات جدید در اتحادیه اروپا و تغییر نوع روابط کشورهای اروپایی با ایالات متحده باشد. احزابی در کشورهای اروپای شرقی و حتی ایتالیا بر سرکار هستند که مشابه آن در کشورهای آلمان، فرانسه، هلند، اتریش و دیگر کشورهای اروپایی از چند سال پیش شکل گرفته و به تدریج رشد کرده اند. این رشد با پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا سرعت بیشتری پیدا کرده است. این احزاب به عنوان احزاب تا حدی راست‌گرای ناسیونالیستی شناخته می‌شوند که رسانه‌های غربی و لیبرالی آنها را به عنوان "راست‌های افراطی" معرفی کرده‌اند. این احزاب مخالف روابط تیره با روسیه هستند، هر یک به درجات مختلف نظرات مشترکی با ترامپ دارند و مخالف پذیرش پناهندگان در کشورهای خود هستند. رسانه‌های غربی معمولاً در مورد سیاست خارجی این احزاب سکوت می‌کنند و بیشتر بر نظرات آنها درباره مهاجرین تمرکز دارند، با این امید که با ایجاد ترس در میان رای‌دهندگان از رشد بیشتر آنها جلوگیری کنند.

تا پیش از پیروزی ترامپ در انتخابات، این سیاست رسانه‌های غربی موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسید، اما اکنون وضعیت به کلی تغییر کرده است. حتی جورجیا ملونی که نخست‌وزیر ائتلافی در ایتالیا است و به دلیل شرایط ائتلافی برخی از سیاست‌هایش را با احتیاط اتخاذ می‌کرد، اکنون با امید به حمایت ترامپ، به دنبال پیروزی قطعی در انتخابات ایتالیا و تشکیل دولتی مستقل و یکپارچه است. سفر او به آمریکا و دیدارش با ترامپ می‌تواند به معنای آغاز این تغییرات باشد. صحنه‌های دیدار وی با ایلان ماسک خبرساز شد.

آنتونی گرامشی هم‌وطن همین خانم در روزگاری گفته بود:
«جهان قدیم در حال مرگ است و جهان جدید قادر به تولد شدن نیست. در این دوران باید منتظر ظهور انواع هیولاها باشیم.»
گرامشی از نزدیک خودش دیده بود که چپ شکست خورده بود و انواع و اقسام راست‌گرایان از جمله فاشیست‌ها با شعارهای دزدیده شده از چپ ظهور کرده بودند. حالا باید ببینیم هیولاهای جدید چه شکلی هستند قطعا شکلی پیچیده‌تر از موسولینی خواهند بود.

در همین حال، ایلان ماسک نیز وارد میدان شده است و به طور علنی از احزاب ناسیونالیست افراطی در اروپا حمایت کرده است. این حمایت‌ها در کشورهای آلمان و انگلستان نیز مشاهده می‌شود.
از طرف دیگر دیدگاه محافظه‌کارانه پوتین، پیام‌هایی قوی برای کشورهای یوروآتلانتیک به همراه دارد. او معتقد است که این کشورها اصول و ارزش‌های مسیحی، که پایه‌گذار تمدن غربی بوده و هویت‌های ملی، فرهنگی، مذهبی و حتی جنسی را نادیده می‌گیرند. با این حال، دیدگاه پوتین نسبت به غرب پیچیده و دوگانه است. از یک سو، او نشان می‌دهد که روسیه به سمت آسیایی شدن پیش می‌رود و از اروپا فاصله می‌گیرد و از سوی دیگر، کرملین به طور فعال از گروه‌های سیاسی در اروپا، از چپ Die Linke در آلمان تا راست‌های افراطی مانند جبهه ملی در فرانسه، برای گسترش نفوذ خود در اتحادیه اروپا استفاده می‌کند..

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، که طی دو دهه گذشته موفق شد رقبای اصلی یعنی حزب کمونیست و احزاب لیبرال را به حاشیه براند و ساختار قدرت را یکدست نماید، اکنون بیش از همیشه با تکیه بر دو پایه ناسیونالیسم روسی و مسیحیت ارتدوکس، از سرشاخه‌های فکری چون فیودور داستایوفسکی و نیکولای بردیایف الهام می‌گیرد و بیش از گذشته از ضرورت احیای روسیه تاریخی سخن می‌گوید. از فرصت ظهور احزاب جدید راست‌گرا در کشورهای مختلف اروپایی به نفع روسیه استفاده می‌کند.

بسیاری از این احزاب، ناتو را ابزار سلطه آمریکا میدانند و معتقدند واشنگتن از اروپا به عنوان «پیاده نظام» در رقابت با روسیه و چین استفاده میکند. این گفتمان به ویژه پس از تصمیم دونالد ترامپ برای کاهش حضور نظامی آمریکا در اروپا تقویت شد.

عملیات ویژه نظامی روسیه در اوکراین اگرچه در کوتاه‌مدت باعث اتحاد اروپا شد، اما در درازمدت شکاف‌ها را آشکار کرد. احزاب راست‌گرا با انتقاد از تحریم‌های غرب علیه روسیه و هزینه‌های نظامی ناتو، می‌گویند که این سیاست‌ها به اقتصاد اروپا آسیب می‌زند.
آنان معتقدند کاهش حمایت از ناتو می‌تواند به لغو تحریم‌ها علیه روسیه منجر شود و این به نفع اقتصاد اروپاست.

منتشر شده در هفته‌نامه صدا ١٣ بهمن ١۴٠٣


فواد شمس، کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی گردشگری از دانشگاه تهران، علاقه‌مند به سفر، معرفی کتاب، ژئوپلتیک و اندکی هم کریپتو ساکن کرج
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید