ویرگول
ورودثبت نام
تازه به تازهFreshToFresh
تازه به تازهFreshToFreshهیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ/ ایتاوواتساپ freshtofresh
تازه به تازهFreshToFresh
تازه به تازهFreshToFresh
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

سفر آبرو بر!!!!

پیکان ۵۷ دولوکس
پیکان ۵۷ دولوکس

تابستان سال ۷۴ بود یک مقطع تحصیلی بالا اومده بودم و دچار عارضه شایع اون دوران شدم و افت تحصیلی سر وقت منم اومد ...کارنامه خرداد با ادای احترام هشدار چند تجدیدی رو بهم داد .... به رسم رایج اون روزگار کلاس تابستون گرفتم تا یکبار در مرداد و اگر باز هم افاقه نکرد یک دور در شهریور هم بتونم مجدد امتحان بدم تا بلکه اون سال رو قبول بشم و یک پایه بالاتر برم پدرم با یک تعمیرکار یخچال پیشتر صحبت کرده بود که تابستون بیکار نباشم و برم یه کار فنی یاد بگیرم نسخه ای که برای برادر بزرگترم نتیجه داده بود و رفته باتریسازی پیش آقای اشکیان و کار برق ماشین رو تا حدودی یاد گرفته بود ...

اما کارنامه فصل الخطاب بود کار تعمیر یخچال پیش آقای آقایی مالیده بود چون من اصلا تابستون بیکار نبودم که بخوام اوقات فراغتی باشه که برم دنبال یادگیری حرفه ای ...

الغرض سرگرم کلاس و آمادگی امتحانات بودم که یکی از فامیل با اهل و عیال یک شب اومدم مهمونی خونه مون و ایده سفر زیارتی به مشهد رو مطرح کردند حقیقتش با اون فامیل اصلا حال نمیکردیم خوشمون نمی اومد باهاشون سفر بریم اما خوب خیلی رودربایستی دار بودیم و از طرفی هم چند سال بود مشهد نرفته بودیم و چون راه مشهد از اصفهانم همش بیابون بود معمولا کسی اون دوران تنها عازم این سفر نمیشد و با یک فامیلی آشنایی میرفتن که اگر ماشین یکی خراب شد یا حادثه ای پیش اومد غریب و تنها نمونن...

از همونجا بود که این تجدیدی ها برملا شد اما مطلقا رو برنامه سفر اثری نداشت تصمیم گرفتن برن و منم بعد یک هفته که امتحانها را دادم پاشم برم مشهد زیارت....

خوب بعدشم قرار شد برم شبها خونه یه فامیل دیگه بخوابم تنها نباشم بترسم و یه فامیل دیگه هم قرار شد برای صبح پنجشنبه برام بلیت مشهد بگیر و بعدم برسوندم ترمینال کاوه تا برم مشهد ....هیچی همه فامیل خبردار شدن من تجدیدی دارم و لابد بعدم دارم میرم مشهد بلکه امام رضا(ع)کمک کنه قبول بشم ....

تو مشهد رفته بودن خونه کاظم بیدج نامی و شماره را بهم داده بودن که وقتی رسیدم مشهد از ترمینال زنگ بزنم تا خونواده خبردار بشن بیاند دنبالم ...رسیدم زنگ زدم و فامیل هم بعد اینکه همه کارها و سفارشات خونوادش رو انجام داده بود اومد دنبالم ....رسیدم به خونه کاظم بیدج و بعدظهر رفتیم حرم امام رضا(ع) .نمیدونم برای شما هم پیش اومده یا نه ؟بعد از ۱۵ دقیقه زیارت احساس میکنی که خوب دیگه کاری مشهد نداری و دیگه رفتیم رفتی ...

بعداز چند روز رفتیم شمال و جنگلهای گلستان و ساری و... خوشبختانه ماشین فامیلمون خراب شد و ناچار شد همون ساری بمون و ما چون بابامون مرخصی نداشت نمیشد معطلشون بمونیم و سفر از همینجا خیلی دلنشین تر شد حسابی تو جنگلها گشتیم و یک روزم اضافه تر موندیم دریا و جاهای دیگرم رفتیم دیدیم و برگشتیم و در تمام این مسیرها استاد شجریان همسفر ما بود محدودیتهای اون دوران همه را به سمت موسیقی خودمون و مجاز هدایت کرد اما خوش شانس هم بودیم که در اون دوران موسیقی در قله خودش بود...یادش گرامی

تقویم سرکلیدی
تقویم سرکلیدی

این تقویم سرکلیدی از یادگارهای اون سفر جالب که با امکانات سال ۱۳۷۰ تقویمی درست کردن که علیرغم اینکه تقریبا راستی آزمایی اون در اون زمان تقریبا غیرممکن بود اما واقعا دقیق و درست بود و من تا سال ۹۱ رو همین چند روز قبل تست زدم و درست دراومد و شاید این هم نشانه ای از نبوغ و شریف بودن نسلهای اون زمان باشه ....طرح روی اون به مناسبت المپیک ۱۹۹۲ بارسلونا اسپانیا هست اون زمان مناسبتها این جوری وایرال و چه میدونم ترند میشد☹🙃

استاد شجریان
استاد شجریان

استاد شجریان همسفر اون سالها و خیلی سالهای دیگرمون که همون زمان هم اینقدر تحت تاثیر آوازش بودیم که رفتیم خواجه اباسلط بود نمیدونم یا خواجه ربیع مخصوص رفتیم و بر مزار پدرش فاتحه خوندیم ...

#دنده عقب با اتو ابزار

سفراستاد شجریاندنده عقب با اتو ابزار
۱۳
۵
تازه به تازهFreshToFresh
تازه به تازهFreshToFresh
هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ/ ایتاوواتساپ freshtofresh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید