
این روزها اگر مثلا اعتبار کارت بانکی تون تموم بشه و برید کارت جدید بگیرید یک کارت بااعتبار ۵ سال دیگه بهتون میدن ....
تصورم در گذشته اگر ازم پرسیده میشد ۵ سال دیگه کجایی ؟ تصوری یک سطری بود خودم رو میدیدم که ۵ سال از عمرم گذشته احتمالا اجناس قیمتش گرونتر شده و تورم بهش خورده و از این دست ...
اما بخصوص در این یکی دوسال اخیر هیچ تصوری از ۵ سال دیگه ندارم همش وقایعی که ممکن پیش بیاد رو تصور میکنم اما اون دفترچه راهنمایی که آمادگی و سازگاری با اون هست رو پیدا نمی کنم
مشکلات و راه حلها مقابل روم هست اما اون منابع مورد نیاز انگار نیست ....مدارس مرتب تعطیل میشه آزمونها برگزار نمیشه و از اون طرف دهه ۵۰و۶۰ دارن به مرور بازنشسته شدن یا بازنشسته میشن این نسل جوون که مرتب درس و مدرسه تعطیل میشه اون دهه۵۰و۶۰ هم مهارت امروزی شاید بروزی نداره تازه بازنشسته هم میشه این سیل خروشان آدمهایی که آماده اون روز نشدن و منابع مالی هم که کمبودش هست ما را به کدامین سو میکشونه...
اما اگر بیم هست امید هم هست به نظرم همه روی مسئله توافق دارند شاید مدلهای گوناگونی مطرحش میکنند اما خوب سرنخ رو که دنبال کنی خیلی بهم نزدیک میشن...
۵سال دیگه تاریخ انقضا نخواهد بود ادامه میدیم ۵ سال دیگه هوش مصنوعی در جامعه هضم و جذب شده و باهاش سازگار شدیم ۵ سال دیگه چند قدمی به یک جامعه سالمند نزدیکتر شدیم تجربه خیلی بروزتری در جامعه ساری و جاری کسانی که در نوجوانی و جوانی با کامپیوتر جوونی کردن نسل اول بازنشسته های رایانه ای رو تشکیل میدن شما با بازنشسته هایی روبرویت که زبون همدیگه رو بهتر درک میکنید بچه ها و جونهایی میبینید که بخاطر افت نظام آموزشی شاید نوشتن و خوندن و تحلیل و حساب کتابشون ضعیف تر شده اما هر چی هوش مصنوعی و الگوریتم و .... شخم میزنند و خلق درآمد و ثروت میکنند...
من به آینده امیدوارم چون نسل جوان امروز ایران شاید به هم نسلان هم دوره خودش خیلی شبیه تر پس وقتی مسائل بهم نزدیکتر احتمالا جوابها هم در دسترس تر ....
به امید یه هوای تازه تر و یک نور خیلی کوچولو در انتهای این تونل ...
دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هر جا دلش خواست
بدون هر جا برد ساحل همونجاست