
بیش از ۴۵ هزار روز از تاریخ ۲۲۰ ساله اخیر ایران تحت حاکمیت این افراد بوده است یعنی حدود ۱۲۰ سال از ۲۲۰ سال اخیر ...
وجوه اشتراک و افتراق بسیار جدی وجود داره و من اصلا قصد مقایسه ندارم و خود تاریخ بیرحمانه به خوش آمد ما یا بد آمد ما این قضاوت یا داوری را خواهد کرد ...
ناصرالدین شاه تقریبا دسترسی به درآمد نفت پیدا نکرد و کشف نفت در مسجدسلیمان به بعد از دوران او تعلق داره ...
شاه رو میشه تقریبا دست نشانده در نظر گرفت بالاخره پدرش معذول شد و ناچار به تبعید و من خیلی اطلاعی از کیفیت انتخابش ندارم او در ۲۲ سالگی به این جایگاه رسید که خیلی خیلی سن کمی هست و از دوران برآمده از جنگ جهانی دوم آمد تقریبا دهه اول رو آروم گذروند اما با مصدق به مشکل خورد و بازم با حمایت خارجی ابقا شد از درآمد نفت بهره برد و در بستر تحولات اجتماعی اون زمان کارهای درست و غلط انجام داد به نظرم اون انقلاب سفید در درازمدت مضرات زیادی به همراه آورد که از توان و حوصله و دانش من شرط و بسطش به دور هست...
بر خلاف ناصرالدین شاه ترور نشد اما با نیرویی خارج از دولت به مشکل خورد از کشور گریخت و ارتش و خارجی ها دیگه ازش حمایت نکردند..
امام خامنه ای در ۵۰ سالگی به رهبری رسید و در یک اقدام بی سابقه توسط دشمنان و مداخله مستقیم دشمن خارجی به شهادت رسید در حدود ۱۲۰ روز قبل...
برای قضاوت یا داوری دوره رهبری هنوز خیلی زود ما در اتمسفر دورانشون قرار داریم و هنوز فاصله معناداری با دوره ایشان نداریم و در واقع هنوز در همان فضا زیست میکنیم ...
در داوری هر دوره ای بر چه مسائلی بایستی تمرکز کرد ابعاد اقتصادی اجتماعی فرهنگی باید زندگی فردی و شخصی خودمون و اطرافیانمون رو اولویت قرار بدیم آخه من که دیدگاهی روی مسائل کلی ندارم
میتونم خودم رو با پدرم مقایسه کنم کار می کرد و زندگیش هم میچرخید و پیش میرفت و هر چه بود خیلی بهتر از امروز من بود اما خوب حتما آدمهای زیادی هم هستند که برعکس این شرایط رو دارند و زندگی خوب و روالی دارند پس این ملاک درستی برای مقایسه نیست ...
بهرصورت من حتی قبل از فوت هم فراموش شده هستم چه برسه به اینکه بعد از فوتم ازم یاد بشه حالا مثبت یا منفی ...
اما رهبران و شاهان و حاکمان تا دوران بس طولانی در خاطرات مردمشون زنده و جاری هستند و جالب هست که ممکن در طول زمان داوریشون مرتبا تغییر بکنه و این مسئله از پویایی و سیالیت زیادی برخوردار....
۵۰ سال دیگه کسی که با آدمهایی از این نسل و دوران مواجه بشه به نتایج دیگری می رسند...اما به نظرم بالاخره در نهایت هر کسی شرایط فردی خودش رو بیشتر ملاک و معیار قرار خواهد داد ...
در دوره شاه به نظرم نگاه غرب رو خوب میشناخت و خیلی به سمتشون رفت و منافع و قطعا مضراتی هم از این مسیر حاصل شد منافع کوتاه مدت فوری برای شهرنشینان بخصوص تهران حاصل شد و احتمالا در صورت ادامه میزبانی جام جهانی ۹۰ بجای ایتالیا در ایران بود....
در پس از انقلاب ما خیلی سمت مفاهیم بنیانی رفتیم و بطور کل جهان بینی دیگری حاکم شد که منافع و مضرات بسیار داشت و برای اقتصاد شهرهای بزرگ بخصوص تهران خوب بود تا طلیعه دهه ۹۰ خورشیدی فرا رسید این ۱۵ سال اخیر به مرور شرایط خارج از اراده دولت ولی شاید با خواست دولت تغییر کرد ما از یک کشور واردکننده مواد اولیه و مصنوعات و... و صادرات مواد نفتی با پایین ترین ارزش به سمت تولید و صادرات محصولات با ارزش بالاتر در کنار همون محصولات نفتی قبل رفتیم چون کلا آهنگ اقتصاد عوض شد من دانش از میزان موفقیت این دوران ندارم اما خوب بااطمینان میشه گفت روند قبلی قابل دوام نبوده ...
کلا هیچ دوره ای را در چنبره تسلط حاکمان هر دوره نمیشه برآورد کرد و مسائل خارجی و بیرونی هم تاثیرگزار ....
یاد و خاطره رهبر شهید گرامی باد
الفاتحه و السلام