ویرگول
ورودثبت نام
امیرحسین فتحی
امیرحسین فتحیپژوهشگر
امیرحسین فتحی
امیرحسین فتحی
خواندن ۴ دقیقه·۵ ماه پیش

تأثیر کنش‌گری اجتماعی بر عدم توجه حکمرانی به مسائل محیط زیستی

محیط زیست یکی از حیاتی‌ترین مسائل برای بقای بشر است. بقای جنگل‌ها، دریاها، کویرها، خاک و هوا، نه تنها پشتیبان زندگی انسان، بلکه بستری برای ادامه حیات تمامی موجودات روی زمین است. رابطه انسان با طبیعت همواره تابع توجه و احترام او به این منابع بوده است. اما آیا ما در سال‌های اخیر به طبیعت خود اهمیت داده‌ایم یا آن را تنها به عنوان کالایی مصرفی برای تأمین نیازهای خود در نظر گرفته‌ایم؟ سیاست‌ها و رفتارهای انسانی نشان می‌دهند که غالباً گزینه دوم صادق بوده است. از توسعه بی‌رویه شهرها، تمرکز منابع و جمعیت در کلان‌شهرها، افزایش تولید کالا بدون در نظر گرفتن کیفیت و انتشار آلاینده‌ها تا استفاده از سوخت‌های نامرغوب، همه بخشی از تصمیماتی بوده‌اند که به آلودگی شدید محیط زیست انجامیده‌اند.

در جهان پیچیده امروز، بحران‌ها و مشکلات محیط زیستی نیز پیچیده‌اند و حل آنها نیازمند درک سیستمی و بررسی تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی است. راه‌حل‌های سطحی و موقتی نه تنها مشکلات را حل نمی‌کنند، بلکه گاهی باعث ایجاد مشکلات جدید می‌شوند. نمونه آن بحران‌های انرژی و آب در ایران است؛ برداشت بی‌رویه از منابع نفت و گاز، ساخت نیروگاه‌ها و پتروشیمی‌ها بدون توجه به محدودیت منابع و مدیریت ناکارآمد شبکه‌های برق و آب، نمونه‌هایی از تصمیمات کوتاه‌مدت و سطحی هستند که در نهایت اثرات منفی بر کل سیستم دارند. بحران آب، که به ظاهر یک مسئله تأمین منابع آبی است، خود شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی و امنیتی می‌شود و مدیریت آن با اقدامات ناپایدار، مانند ایجاد سدهای متعدد، حفر چاه‌های عمیق و انتقال آب بین مناطق، تنها مشکلات را تشدید کرده است.

این زنجیره بحران‌ها اکنون به جنگل‌ها رسیده است. چند هفته‌ای است که آتش‌سوزی جنگل‌های هیرکانی ایران ادامه دارد و حکمرانی در ابتدا واکنش مؤثری نشان نداد. اما انتشار تصاویر و فیلم‌ها در فضای مجازی و کنش‌گری گسترده مردم، فشار اجتماعی قابل توجهی ایجاد کرد. این بازخورد از سوی جامعه، به نوعی به سیستم هشدار داد و باعث شد سیاست‌گذاران ناگزیر به واکنش شوند. در واقع، کنش‌گری اجتماعی به عنوان یک پارامتر بازخوردی در سیستم پیچیده محیط زیست و حکمرانی عمل می‌کند. بدون این فشار اجتماعی، مشکلات محیط زیستی ممکن است نادیده گرفته شوند و تصمیمات سطحی ادامه یابند.

کنش‌گری اجتماعی، به معنای تلاش جمعی و فعالانه شهروندان برای جلب توجه عمومی و سیاست‌گذاران به یک مسئله، نقش حیاتی در اصلاح رفتار حکمرانی دارد. این فشار اجتماعی یک بازخورد اطلاعاتی ایجاد می‌کند؛ تصمیم‌گیرندگان مجبور می‌شوند با واقعیت‌های موجود مواجه شوند و اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت تصمیمات خود را دوباره ارزیابی کنند. همچنین، این فشار باعث افزایش هزینه بی‌توجهی به مسئله می‌شود؛ هر تصمیم ناپایدار یا واکنش دیرهنگام می‌تواند به کاهش محبوبیت سیاسی، فشار رسانه‌ای و حتی واکنش‌های بین‌المللی منجر شود. علاوه بر این، کنش‌گری اجتماعی موجب هم‌افزایی میان نهادها و افراد مختلف می‌شود؛ وقتی مردم، سازمان‌های غیر دولتی، رسانه‌ها و متخصصان محیط زیست با هم همکاری کنند، قدرت فشار اجتماعی افزایش یافته و احتمال تاثیرگذاری بر سیاست‌گذاری‌های کلان بیشتر می‌شود. این هم‌افزایی مانند یک عامل تسریع‌کننده در سیستم عمل کرده و اثرات زنجیره‌ای آن می‌تواند تا سطح ملی یا حتی بین‌المللی گسترش یابد.

با وجود این، کنش‌گری اجتماعی محدودیت‌هایی نیز دارد. نخست آنکه این کنش‌ها تنها زمانی اثرگذارند که اطلاعات معتبر و شفاف در اختیار جامعه قرار گیرد و مردم بتوانند به صورت هماهنگ و مؤثر عمل کنند. دوم، پاسخ سیاست‌گذاران به فشار اجتماعی ممکن است موقتی و سطحی باشد؛ یعنی اقداماتی انجام شود که بیشتر جنبه نمایشی دارند تا حل واقعی مشکل. سوم، در سیستم‌های پیچیده، یک تغییر در یک بخش ممکن است باعث ایجاد مشکلات جدید در بخش دیگر شود؛ بنابراین کنش‌گری اجتماعی باید همواره با نگاه سیستمی و دانش تخصصی همراه باشد تا اثرات مثبت آن پایدار بماند.

با این تحلیل، روشن می‌شود که کنش‌گری اجتماعی به عنوان یک پارامتر اصلاح‌کننده در سیستم‌های پیچیده محیط زیستی عمل می‌کند. این پارامتر نه تنها واکنش حکمرانان را فعال می‌سازد، بلکه باعث می‌شود تصمیمات بهتر و پایدارتر در راستای منافع جمعی اتخاذ شوند. برای رسیدن به اثرگذاری واقعی، این کنش‌ها باید مستمر، هماهنگ، مبتنی بر دانش و همراه با اطلاع‌رسانی گسترده باشند، در غیر این صورت سیستم ممکن است دوباره مسیر ناپایدار گذشته را طی کند.

با مرور زنجیره‌ای از بحران‌های محیط زیستی ایران، از آلودگی هوا، بحران انرژی و آب تا آتش‌سوزی جنگل‌ها، روشن می‌شود که مشکلات محیط زیستی نه تنها پیچیده‌اند، بلکه به هم وابسته هستند و حل آنها نیازمند نگاه سیستمی و تصمیم‌گیری چندبعدی است. سیاست‌های سطحی و کوتاه‌مدت، که بیشتر به حفظ محبوبیت سیاسی یا استفاده از منابع طبیعی برای قدرت و ثروت محدود می‌شوند، نه تنها این بحران‌ها را حل نمی‌کنند بلکه اثرات منفی جدیدی نیز ایجاد می‌کنند. در این میان، مشارکت فعال شهروندان و سازمان‌های غیر دولتی نه تنها یک ابزار فشار موقت، بلکه یک جزء ضروری در سیستم مدیریت بحران‌های محیط زیستی و سیاست‌گذاری پایدار است.

نگارنده: امیرحسین فتحی

 

حکمرانیمحیط زیست
۲
۰
امیرحسین فتحی
امیرحسین فتحی
پژوهشگر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید