ویرگول
ورودثبت نام
رضا
رضامن رکورد از این شاخه به اون شاخه پریدن گنجشک‌ها رو هم شکستم!
رضا
رضا
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ روز پیش

«آخرین کلام یک شهروند دغدغه مند»

«محضر جناب آقای سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران»

‌

با عرض سلام و تسلیت؛

ضمن آرزوی تندرستی و توفیق برای جناب‌عالی، استدعا دارم مرا در غم فاجعه‌ی سنگینی که برای خانواده‌ی گرامی‌تان رقم خورد، شریک بدانید. اینجانب به حقانیت مسیر و خیرِ عاقبتِ این شهیدانِ راه مکتب و میهن، اعتقادی راسخ دارم.

‌

در مقام ایجاز می‌گویم؛ پدر شما همواره خود را شخصیتی انقلابی معرفی کرد، بر همین پیمان زیست و با همین عهد نیز با زندگی وداع گفت.

‌

امروز، در مقامی که قانون اساسی کشور تعریف نموده، مسئولیت هدایت ایران بر عهده‌ی شما نهاده شده است. ایرانِ امروز، بیش از هر چیز به رهبری نیاز دارد که در طراحی ساختارهای قانون‌مند « به‌ویژه در عرصه‌ی اقتصادی و مدیریت کلان » صاحب تدبیر و بصیرت باشد. اگرچه شعار امروز ایران «باید برخاست» است، اما یقیناً اگر جماعتی برخاسته، با تدبیر، نقشه‌ی راه و هدفمندی مدیریت نشوند، نتیجه‌ای جز تلاطم و آشوب به بار نخواهد آمد.

من با خوش‌بینی معتقدم شما که در محیط و شرایطی شایسته پرورش یافته‌اید، توانمندی مدیریت جمهوری اسلامی برای نیل به جامعه‌ای که برازنده‌ی مردم ایران باشد را دارا هستید. واقعیت این است که ما امروز از ضعف مدیریت در زمینه‌های مختلف رنج می‌بریم؛ عدم شفافیت، قانون‌گریزی و فساد، از آفت‌های مدیریت در سطوح مختلف سیستم حاکم است. نظم‌دهی به این آشفتگی، بدون تردید وظیفه‌ی اصلی کسی است که امروز سکان هدایت نظام را به دست گرفته است. در غیر این صورت، تداوم و انباشت نارضایتی‌های پیشین «که خود یکی از عوامل مهم تلاطم‌های اخیر مملکت بود » این بار می‌تواند مهارناپذیر و فاجعه‌بار باشد.

‌

جسارت این شهروندِ دغدغه‌مند را عفو فرمایید. برایتان صبر و شکیبایی در تحمل سوگ عزیزان و توفیق در انجام مسئولیت بزرگی که به عهده دارید، از درگاه حق مسئلت دارم.

پانویس:

همان‌طور که در اولین متنم گفتم، من برای لایک و فالوور به اینجا نیامدم. من آمدم تا فریاد بزنم؛ فریادی از دردی که در این چند ماه حضورم در وطن، گلویم را می‌فشرد. دردِ تماشای رنجِ مادرم که مرا به دنیا آورد، و دردِ تماشای رنجِ مادرم ایران که در آن به دنیا چشم گشودم.

از امروز صبح درخواست حذف حسابم را دادم، اما تا پیش از آنکه صفحه‌ام خاموش شود، این نامه را اینجا می‌گذارم؛ نامه‌ای که شاید از طریق ایمیل به مقصد نرسیده باشد، اما حالا اینجا، در برابر نگاه همه‌ی شماست.

با آرزوی عاقبتی خیر برای تمام مردم ایران، خداحافظ.

‌

قانون اساسیایران
۰
۰
رضا
رضا
من رکورد از این شاخه به اون شاخه پریدن گنجشک‌ها رو هم شکستم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید