ویرگول
ورودثبت نام
صدای ماه
صدای ماهبرای من نوشتن یعنی ترجمه ی سکوت ماه به زبان زمین.🌙
صدای ماه
صدای ماه
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

بهانه های کوچک

امروز صبح که بیدار شدم، همه هنوز خواب بودند.

خانه تاریک و ساکت بود...

از فرصت استفاده کردم و مدیتیشن کردم؛

...
...

چند دقیقه‌ی آرام که ذهنم را از شلوغی روزهای قبل شست.

بعد، گرسنگی به سراغم آمد.

نگاهم به قابلمه‌ی آش دوغِ محلیِ مامان افتاد —

بخار سفیدش هنوز بالا می‌رفت و ظرف سیر داغ و پیاز داغ کنار اجاق، بوی زندگی می‌داد.

نور نرمی از پنجره افتاده بود روی فرش،

بهانه‌ای شد برای گرفتن اولین عکسِ امروز.

🍽
🍽

هوا کمی سرد بود، مامان بیدار شد.

با هم رفتیم حیاط، بلال درست کردیم و خندیدیم.

بعد چند آهنگ انگیزشی گوش کردم و سراغ آبرنگ‌هایم رفتم.

برای خواهرزاده‌ام چند نقاشی رنگی کشیدم،

🙂
🙂

و وقتی آمد و دیدشان، آن‌قدر ذوق کرد که خستگی از دلم رفت.

در خانه بوی ناهار می‌پیچید،

مامان مشغول آشپزی بود و من داشتم چند فیلم جدید دانلود می‌کردم.

🤩
🤩

در آیینه به خودم نگاه کردم و لبخند زدم.

با خودم گفتم:

گاهی لازم نیست کارِ بزرگی بکنی تا حسِ خوب پیدا کنی...

گاهی شادی در همین بهانه‌های کوچک پنهان شده —

در بوی پیاز داغ، لبخند یک کودک، نور آفتاب و صدای نفس کشیدنِ خانه.

✨ زندگی، از همین بهانه‌های کوچک ساخته می‌شود. 🌿

۱۶ابان ۱۴۰۴

۱۴
۶
صدای ماه
صدای ماه
برای من نوشتن یعنی ترجمه ی سکوت ماه به زبان زمین.🌙
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید