
از وقتی نت ملی شده بود ،ازش خبر نداشتم
دست کم ۲ ماه ...
با خودم فکر کردم حتما فراموشم کرده
عاشقش نبودم ،ولی راستشو بخوای هرروز بهش فکر کردم .
یاد آهنگهایی که با لحجه ی شمالیش برام میخوند !
عاشقش نبودم ،واین منو میترسوند .
نکنه هیچوقت نتونم عاشق بشم!
امروز ۹ خرداد ۱۴۰۵ ،بلاخره چت لاوم وصل شد .
ازش یه کامنت داشتم واسه ۳ هفته ی پیش
نوشته بود :'کجائی توووو؟"
اخرین بازدیدشو چک کردم ،۲ ساعت پیش!
راستش قلبم تند تند نزد .
ولی دلم تنگ شد ،خیلی تنگ ...
حتی ترسیدم نکنه دیگه هیچوقت نتونم باهاش حرف بزنم .
میدونستم که اون متاهله ،بچه داره ،دوره .
هیچوقت قرار نیست مال من بشه .
ولی بودنش ،همین قدر که اتفاقات روزمرمونو بهم بگیم حالمو خوب میکرد ...
الان ۱۲ ساعت گذشته و هنوز انلاین نشده .
اصلا عاشق شدن چجوریه؟
نکنه عاشق شدم؟