قصه‌ی پرغصه‌ی برجام

بررسی روند مذاکرات احیای برجام در گفتگو با مسعود براتی؛ کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

در رابطه با روند فعلی مذاکرات احیا برجام یا رفع تحریم ها توضیحاتی را می‌فرمایید:

مذاکراتی که در جریان است؛ ادامه ی مذاکرات دولت قبل است. در بحث احیای برجام که به مذاکرات وین مشهور شده است هدف، بازگشت آمریکا به برجام است؛ که معنا آن رفع تحریم‌ها و بهره‌مندی اقتصادی از توافق برای ایران است. ما در دولت سیزدهم با تغییر در نگاه کلان دولت به مسئله مذاکره و توافق رو به رو بودیم. این نگاه از نظر استدلالی نگاهی جدید و قابل دفاع تری از نگاه دولت قبل است.

در دولت قبل این بحث به عنوان یک نظریه محوری، که تا توافقی وجود نداشته باشد؛ کارهای مهم و جدی در فضای اقتصاد و توسعه‌ی کشور انجام نمی‌شود. لذا تحقق حتمی توافق، مسیر مذاکره و امتیاز دادن را به عنوان یک مسیر معقول قبول داشتند.

دولت جدید در آغاز این نگاه و فرض پایه را که کشور برای جلو رفتن و حل مسائل نیازمند توافق است؛ کلا کنار گذاشته و باطل دانست. جمله‌ معروف آقای رئیسی که ما معطل برجام نخواهیم بود؛ خیلی تکرار شد. تغییر دوم در سطح راهبردی مذاکرات بود. دولت جدید به طور جدی بیان کرد که تا زمانی که منافع اقتصادی حاصل نشود، حاضر به توافق نیست و توافقی را می‌ پذیرد که توافق خوب باشد.

در دولت قبل بر توافق خوب اصراری وجود نداشت؛ بلکه اصل توافق را مهم می‌دانستند. با وجود این تغییرات، مذاکراتی که انجام می‌شود؛ ادامه مذاکرات دولت قبل است. این تغییرات موثر بوده و ما شاهد مذاکرات با روند سختی و کندی هستیم.

در واقع آمریکا در طرف مقابل مذاکره تمایلی به ارائه دادن امتیاز واقعی یا رفع تحریم واقعی برای ایران ندارد. همچنین ایران به واسطه تجربه‌ گذشته‌ و این تغییر نگاه، حاضر به پذیرفتن آن چیزی که آمریکا پیشنهاد می‌دهد نیست.

در حال حاضر ما با مذاکراتی مواجه هستیم که ریل گذاری آن از گذشته انجام شده است. از نظر نوع نگاه به مذاکره، نوع نیاز به نتیجه مذاکره و تجربه‌ای که خصوصا طرف ایرانی از وعده‌های آمریکایی‌ها به دست آورده است؛ عدم نفع اقتصادی از آن چیزی که قبلا قرار بوده حاصل شود، باعث تغییر جنس مذاکرات و در نتیجه باعث سخت شدن مذاکرات می شود. درحال حاضر نیز مذاکرات در جریان است؛ و به نظر من احتمال شکست خوردن آن بیشتر از احتمال موفقیت آن خواهد بود.

به نظر شما آیا احیا برجام اقدام به جایی است ؟

سوال مهمی است! ما یک بار برجام را به عنوان یک متن توافق دارای یک نوع تحلیل نگاه می‌کنیم؛ و یک بار برجام را به عنوان یک راهبرد، یک رویکرد بحث می‌کنیم. اگر ما برجام را یک رویکرد بدانیم؛ حتما احیای برجام غلط است. زمانی که راهبرد و رویکرد کشور این باشد که ما به دنبال حل مسائل و پیشرفت کشور از مسیر توافق باشیم؛ این نگاه باطل است؛ و باعث از دست دادن امتیازها و مولفه های قدرت بیشتر در مسیر، و تبدیل به یک کشور ضعیف و ناامن می شود.

اما زمانی برجام، به عنوان یک متن توافق، در سطح و اندازه خودش قرار است یک دستاورد مشخصی را داشته باشد و دیگر رویکردی حاکمی نیست. وقتی این حالت باشد که ما یک نگاه واقع‌ بینانه به توافق داشته باشیم، به نظرم قابل تفکر است. در واقع ما متناسب با یک دیدگاه و رویکرد غلط و امتیازات فراوان در مقابل امتیازات غیرواقعی و نامتوازن برجام را تنظیم کردیم. درحال حاضر دولت جدید در احیای برجام یک مسئله سختی دارد.

ما در مقابل امتیازاتی که می‌دهیم قرار است ما به ازای آن چیز کمی را دریافت کنیم؛ لذا تمایل برای توافق کمتر شده است. همچنین به واسطه خروج آمریکا از برجام، تحریم‌های جدید و نقض عهد و پیمان‌شکنی آمریکا، در حال حاضر توافق احیا شده مثل یک ظرف چینی بند زده شده، دیگر حتی خاصیت اول را هم ندارد. به همین دلیل احیا برجام در همان لایه‌ای که گفتم می‌شود به آن فکر کرد کار سختی است. در کل بحث احیای برجام واقعا به یک بحث سختی تبدیل شده؛ و من فکر می‌کنم احیای برجام در وضعیت کشور موثر نخواهد بود.

برجام با نگاه سیاسی و امنیتی قابلیت بهره‌مندی اقتصادی را دارد؟

در برجام یک رویکرد حقوقی و امنیتی قالب بوده؛ که مسئله محوری آن بهره‌مندی اقتصادی ایران نبوده است. البته تلقی طرف ایرانی متفاوت بود که این بحث‌های مفصلی دارد که چرا طرف ایرانی این نگاه غلط را داشت ! به نظرم ذات برجام ظرفیت کافی برای بهره‌مندی اقتصادی ایران را ندارد.

به نظر شما دنیا غرب با نگاه رئالیستی و قدرت محورانه با جمهوری اسلامی ایران به توافق می‌رسد؟

از نظر من غرب به توافق با ایران می‌رسد اما جنس توافق مهم است‌. برجام هم یک توافق بود؛ اما در این توافق اگر توازن آن به نفع طرف غربی باشد، بله می‌رسد اما اگر نفع آن برای طرف ایرانی باشد، نه، بعید می‌دانم. مگر اینکه به یک استیصال و درماندگی برسد که خب هنوز در این نقطه قرار نداریم.

موانع اصلی و فعلی در پیش برد مذاکرات را چه می‌دانید؟

به نظرم مانع اصلی که در حال حاضر در بحث احیای برجام وجود دارد؛ تجربه‌‌ی طرف ایرانی در اجرای برجام است. شما با مرور مباحث سال ۹۲ تا ۹۴ متوجه می شوید؛ ایران یک تصویر بسیار کاریکاتوری و غیرواقعی از برجام داشته است. ایران با تصور اشتباه، احساس می‌کرد یک اتفاق ویژه‌ای در حل مشکلات و باز شدن درهای تعامل اقتصادی با خارج ایجاد شده است. این تجربه‌ اجرا، مهم‌ترین مانع است که اجازه نمی‌دهد ایران دوباره به راحتی و خوش‌بینی بحث را دنبال کند. یعنی جامعه همچین تجربه‌ای به دست آورده که بسیار اهمیت دارد.

جهت روشن شدن اذهان دانشجویان و مخاطبین در رابطه با برچسب‌های FTO وSDGT توضیحاتی را بفرمایید و نقش این برچسب‌ها در روند به نتیجه رسیدن مذاکرات چیست؟

در توضیح این دو برچسب، می توان اشاره کرد برچسبFTOبرچسب قدیمی در ساختار سیاست خارجی آمریکا، با عنوان سازمان تروریستی خارجی معنی می شود. این برچسب توسط وزارت خارجه آمریکا با جنبه امنیتی بیشتر وجنبه اقتصادی کمتر الصاق شده، و تعیین می شود این برچسب به کدام گروه مربوط است.

برچسب SDGTمربوط به نهاد های حامی تروریسم است. این نهاد ها در تامین مالی، حمایت و پشتیبانی گروه های تروریست فعالیت دارند؛ اما گروه های تروریستی نیستند. محوریت این برچسب حوزه اقتصاد است؛ و وزارت خزانه داری آمریکا این برچسب را به افراد و نهاد هایی که شناسایی می کند الصاق می کند.

در مسئله مربوط به سپاه پاسداران، به عنوان نهاد شناسایی شده از طرف آمریکا برچسب های SDGT وFTO در سال 2017 ذیل قانون کاتسا، کنگره دولت آمریکا را موظف به شناخت سپاه پاسداران به عنوان یک نهاد حامی تروریسم کرد. در سال 2019 وزارت خارجه آمریکا سپاه پاسداران را به عنوان FTOیا سازمان تروریستی خارجی شناسایی می‌کند. ایران عنوان مطالبه رفع برچسب FTO را مطرح کرد و از آن کوتاه نیامد. به دلیل الصاق برچسب SDGT به سپاه پاسداران این درخواست از نظر اقتصادی وجه کم رنگی دارد و مسئله راهبردی و امنیتی است. به همین دلیل اگر آمریکا سپاه پاسداران را از لیست FTOخارج کند؛ به معنای پذیرفتن سیاست منطقه ای ایران به صورت ضمنی است. سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، در ابعادی که آمریکا به طور جدی با آن مشکل دارد توسط سپاه پاسداران انجام می‌شود. به همین دلیل معنا راهبردی خاصی برای آمریکا دارد؛ و آمریکا خیلی سخت آن را می‌پذیرد. از نظر تحریمی FTO تا زمانی که برچسب SDGT برقرار است؛ واجد شرایط نیست.

نقش دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی در رابطه با تبیین و آگاه‌سازی جامعه نسبت به شرایط فعلی مذاکرات و توافقات احتمالی چه می‌دانید؟

جریان دانشجویی یک جریان موثر در فضاسازی و گفتمان‌سازی در جامعه است. به طور خاص جریان دانشجویی در بحثی که رهبر انقلاب در چند وقت اخیر به عنوان جهاد تبیین بیان کردند، می‌تواند موثر باشد. به نظر من مهم‌ترین تبیین که در قضیه مذاکرات باید انجام شود؛ بازخوانیِ درستِ تجربه‌ی هشت سال مذاکره و توافق با آمریکا است. هیچ چیزی بهتر از این قضیه نمی‌تواند ذهن‌ها را نسبت به واقعیت این موضوع روشن کند. آن چیزی که به نظرم جریان دانشجویی باید به طور جد دنبال کند، این است که این تجربه از ذهن‌ها دور نشود و با این کار می‌توان در مقابل جریان تحریف که به دنبال برعکس جلوه دادن واقعیت‌هاست، مقابله کرد. بازخوانی اعتماد ایران به آمریکا در هشت سال گذشته، ادعاهایی که افراد در توافق می‌کردند، ادعاهایی که خیلی از آن‌ها غیر دقیق بود، وعده‌هایی که دادند و بعد از آن چرخش‌های محتوایی که انجام دادند و... می‌تواند توسط جریان دانشجو به صورت جدی دنبال شود. همین کار زمینه را برای کنشگری در موضوع احیای توافق مهیا می‌کند. یعنی شما وقتی یک بازخوانی خوب داشته باشید حتما تحلیل نسبت به آن چیز که جریان دارد به دست می‌آورید.