
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان تازهکار این است که فقط همان چیزی را میخوانند که دوست دارند بنویسند. مثلاً نویسنده داستان فقط رمان میخواند یا نویسنده فانتزی فقط سراغ آثار فانتزی میرود. این کار اگرچه مفید است، اما بهتنهایی کافی نیست.
هر کتابی دریچهای به یک جهان تازه است. تاریخ، زندگینامه، روانشناسی، فلسفه، سفرنامه، علوم، خاطرات و حتی کتابهای کودک، هر کدام میتوانند چیزی به ذهن نویسنده اضافه کنند. بسیاری از ایدههای جذاب داستانی از جایی بیرون از دنیای داستان به دست میآیند.
مطالعه متنوع چند فایده مهم دارد:
دایره اطلاعات و دانستههای شما را گسترش میدهد.
باعث میشود شخصیتهای واقعیتر و چندبعدیتری خلق کنید.
از تکرار کلیشههای رایج ژانر مورد علاقهتان جلوگیری میکند.
به شما کمک میکند از زاویههای تازه به موضوعات نگاه کنید.
ایدههای جدید و غیرمنتظره برای نوشتن پیدا کنید.
برای مثال، یک نویسنده رمان تاریخی میتواند از کتابهای جامعهشناسی برای فهم رفتار انسانها کمک بگیرد. یک نویسنده داستان پلیسی ممکن است از مطالعه روانشناسی جنایی ایدههای ارزشمندی به دست آورد. حتی خواندن زندگینامه افراد موفق میتواند الهامبخش خلق شخصیتهای ماندگار باشد.
نویسنده خوب فقط کلمات را جمع نمیکند؛ او جمعکننده تجربهها، دانشها و نگاههای گوناگون است. هرچه منابع فکری شما متنوعتر باشد، نوشتههایتان نیز غنیتر و متفاوتتر خواهند شد.
اگر معمولاً فقط داستان میخوانید، این هفته یک کتاب غیرداستانی انتخاب کنید؛ مثلاً یک زندگینامه، کتاب تاریخی یا سفرنامه. سپس یادداشت کنید که چه ایده یا نکتهای از آن میتواند در یک داستان به کار گرفته شود.