
اگر بخواهیم تنها یک توصیه به نویسندگان مبتدی بدهیم، احتمالاً همین است: هر روز بخوان.
بسیاری از افراد تصور میکنند نویسندگی فقط با نوشتن تقویت میشود؛ در حالی که نوشتن و خواندن دو روی یک سکهاند. همانطور که یک ورزشکار برای عملکرد بهتر نیاز به تغذیه مناسب دارد، نویسنده نیز برای نوشتن بهتر به مطالعه نیازمند است. مطالعه، مواد اولیه ذهن نویسنده را فراهم میکند.
وقتی میخوانید، ناخواسته در حال یادگیری هستید:
دایره واژگان شما گسترش مییابد.
با ساختارهای مختلف جمله آشنا میشوید.
شیوه روایت داستان را میآموزید.
با شخصیتپردازی، فضاسازی و دیالوگنویسی آشنا میشوید.
نگاه عمیقتری به انسان و جامعه پیدا میکنید.
اما هر خواندنی به یک اندازه مفید نیست. نویسنده خوب باید فعالانه مطالعه کند. یعنی هنگام خواندن از خود بپرسد:
چرا این متن جذاب است؟
نویسنده چگونه مخاطب را با خود همراه کرده؟
این شخصیت چرا باورپذیر شده است؟
اگر من جای نویسنده بودم، این بخش را چگونه مینوشتم؟
مطالعه برای نویسنده مانند کارآموزی نزد صدها استاد است. شما میتوانید با خواندن آثار سیمین دانشور، جلال آل احمد، چخوف، داستایفسکی، همینگوی یا محمود دولتآبادی، سالها تجربه نویسندگی آنان را بهطور غیرمستقیم مشاهده کنید.
نکته مهم دیگر، تداوم است. روزی ده صفحه مطالعه مستمر، بسیار مؤثرتر از صد صفحه مطالعه پراکنده در آخر هفته است. لازم نیست همیشه زمان زیادی داشته باشید؛ مهم آن است که مطالعه به بخشی از سبک زندگی شما تبدیل شود.
همچنین فقط به خواندن آثار همژانر خود اکتفا نکنید. اگر داستان مینویسید، تاریخ، روانشناسی، خاطرات، سفرنامهها و حتی کتابهای علمی را نیز بخوانید. بسیاری از ایدههای خلاقانه از برخورد حوزههای مختلف دانش با یکدیگر به وجود میآیند.
تقریباً هیچ نویسنده بزرگی را نمیتوان یافت که خواننده بزرگی نبوده باشد. پیش از آنکه نویسنده شوید، باید خوانندهای جدی باشید؛ زیرا قلم، از ذهنی تغذیه میکند که با مطالعه غنی شده است.
برای یک ماه، هر روز حداقل ۲۰ دقیقه مطالعه کنید و پس از پایان مطالعه، در سه تا پنج جمله یادداشت کنید که چه چیزی از متن آموختهاید. این تمرین ساده، مطالعه شما را از یک فعالیت منفعل به یک فرایند آموزشی تبدیل میکند.