چندین سال از اولین روزی که اون دختر خوشگله رو دیدم میگذره هنوزم مثل روز اول عاشقشمو دلم میخوادش
از اولش زندگی سختی داشتمو دارم خانواده فقیر پدر بی احساس و بی سواد و از اونایی که اصلاً اعتقادی به یاد گرفتن از اشتباهاتش نداره از وقتی چشممو باز کردم بیرون نرو حرف نزن با دخترا حرف زدن بده عیبه با دوستات بیرون نرو بزرگ شدم هر وقت رفتم بیرون با همه دعوا میکرد و منم مجبور میشدم برگردم خونه طی این عمرم برام فقط یه چیز خرید اونم یه گوشی که بعداً پولشو با سودش ازم پس گرفت... نه خونه نه زندگی نه امنیت نه چیزی وقتی پدر بزرگم منو باشگاه میفرستاد میگفت نرو تو به درد فوتبال نمیخوری یا همش دخالت میکرد که اعصابم خورد بشه خونه همیشه پر از سر و صدا و اعصاب خوردی تا اینکه بالاخره مادرم از طلاق گرفت ما ۳تا بچه ایم یه خواهر و دو تا برادر که بزرگشون منم ،تو یه محله محروم بدونه اب و برق گاز زندگی میکنیم که سند هم نداره هیچوقت نذاشتن با دوستام بیرون برم هیچوقت پول تو جیبی نداشتم وقتی میرفتم مدرسه از ۷سالگی خودم واسه خودم صبحانه درست میکردم و میرفتم مدرسه تو مدرسه همه به جز من همیشه پول و تغذیه داشتن همه به جز من لباس های خوب داشتن کمیته امداد هرچند سال یه بار لوازم التحریر میداد که باهاش میگذروندیم بقیه از کلاس های درسی غیر مدرسه حرف زدنی من چون میدونستم خانوادم پولشو نمیدن هیچوقت نتونستم برم .و زندگیم اینطوری کلا با بدبختی گذشت در دبیرستان بدتر هم شد با کرونا دوسال و نیم مدرسه نرفتیم و وقتی مدارس باز شد داداش مریضی گرفت که ۳بار مرد ولی با شک برگشت سال اخرم کلا با استرس اینکه نکنه داداشم بمیره گذشت وقتی اون بیمارستان بود ما چون به روستامون کوچ کرده بودیم نمیتونستیم مدرسه بریم چون پولی نداشتیم من اون موقع فقط با استرس گذروندومو گذروندوم هیچوقت فرصت یا کسی رو نداشتم که منو با خودش جایی ببره تا کاری انجام بدم من بودمو گذر سال ها در این سال ها یه چیزی همیشه در گوشه قلبم مونده و میمونه اون دختری که به خاطر فقر هیچوقت نتونستم بهش اعتراف کنم که ازش خوشم میاد دختری بنظرم لیاقت بهترین هارو داره نه بی ارزه فقیری مثل من ... اون میخواد دکتر دندان پزشکی بشه پ من مطمئنم که میشه ولی یکی مثل من که هیچ آینده ای نداره میتونه لیاقت همچین کسی رو داشته باشه اگر در یه کشور عادل به دنیا میومدم احتمالا بعد از گرفتن مدرکم به کمک دولت یا کار پیدا میکردم یا هم به دانشگاه ادامه میدادم و با درآمدم میتونستم اون دختری که عاشقشمو بگیرم ولی تو این کشور هرچقدر هم کار کنم نمیتونم یعنی الان نمیتونم اگر ده سال پیش به دنیا میومدم میتونستم با کارگری هم حداقلی های زندگی رو براورد کنم ولی الان در خرج خوراک و پوشاک هم موندم