ویرگول
ورودثبت نام
Gin
Ginآمده‌ام برای هیچ و بی هیچ و پوچ از همه‌چیز به سوی پوچی هیچ زندگی و معشوق مرگ خواهم رفت، گاه باور و گاه انکار، هرانقدر انکار باور می‌سازد و هر باور انکاری برای باورم.
Gin
Gin
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

《اُعجوبه و بت زیبایی》

چشمان اعجوبه‌ی زیبایی می‌لرزید و می‌لغزید و می‌دوید از که فراری بود؟

از شرم یا مسخ؟ نمی‌دانست و می‌دانستم.

در ان لحظه که همه مجذوب توده‌ی سیاه و سایه‌ی ظریفش بودند خود، او مسخ دیگری بود.

بت زیبایش رو به رویش باشد و به صحنه‌ی خاطرات خیره شود؟ مسخره است، مثل لبخند به کودک، بی‌فایده، کریه و بوسیدنی.

لبخند بت آب گوارای تابستانی بود که بر زخمش بوسه می‌زد آن آب مداوا که چه عرض کنم گویا که درون چشمه‌ی اب گرم غرق می‌شد و با لذت تنش می‌پذیرفت

و هر انگاه که بنده ی بیچاره به اعجوبه نگاه می‌کرد... تنها در چند ثانیه خیرگی فرار می‌کرد و شرم صورتش را می‌پوشاند تا بت نبیندش.

آخر بت‌ او که عادی نبود...

او سپید روی و سیه موی، لب قندی و قلب قندیلی... انچنان نفرت انگیز بود که چیزی جز اورا نمی‌شد دید... به جای بوسه شراب می‌نوشید و به جای نگاه به اعجوبه گریه می‌افرید.

انقدر بی حواس بود که اب را جای شراب و خون را به جای اشک می‌ریخت.

با خشم بر سر همه نعره می‌زد و تنها غرش چشمان طوفانی‌ می‌شد که به دور اعجوبه طواف می‌کرد.

بین خودمان بماند... ولی بت زیر دستان هرز اعجوبه، زیر غرورش از هم‌ می‌شکافت و بر زانو می‌شکست، زانو می‌شکست و سجده می‌کرد تا بوسه‌ای به زخم نازک چوبین اعجوبه بدهد.

قسم خورد که دگر مست چشم بت نشود...هر انگاه که یادش به چهره ی شرم زمانه افتد(اوفتد خونده بشه)باده بنوشد.. دائم الخمر شد دگر بیچاره‌...به بالینش نیامد دگر بت...

شیشه ی قلبش را شکستی... حال به چه اعتراض داری که او زود می‌شکند؟ نمی‌دانی که هر آنچه از درونش بشکند، بیرونش دوامی به اندازه ی لبخندش دارد؟

________________________________________________

همینطور که متوجه شدید دو وجه داره این داستان، بیشتر جدال بین شر و خیر درونم بود، آخر جفتشون بازنده شدن...

نیاز به مشخص کردن نبود هرچند اینطور حس کردم، اگر سردرگم شدید متاسفم ولی فقط زمانش نرسیده که بفهمید و در نهایت روزی امید است که بدانیم و به عروس گور در بیاییم.

https://harfeto.timefriend.net/17773968422031

(پذیرای نقد و تحلیل های شما و نظراتتون هستم، با تشکر از شما)

ارادت مند شما، گین

اعجوبهزیبایی
۲۶
۰
Gin
Gin
آمده‌ام برای هیچ و بی هیچ و پوچ از همه‌چیز به سوی پوچی هیچ زندگی و معشوق مرگ خواهم رفت، گاه باور و گاه انکار، هرانقدر انکار باور می‌سازد و هر باور انکاری برای باورم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید